از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

در احوالات کافه نشینی.....

دوستی میگفت:پاییز فصل کافی شاپ و قهوه است......

نمیدونم شاید به این دلیل که دانشگاه ها از اول پاییز شروع به تولید علم میکنن...!!

همه یه چیزایی در مورد فرهنگ و تاریخچه کافه نشینی در فرانسه و اروپا و امریکا میدونیم....که محل قرارهای کاری ،هنری ،اجتماعی و .....بوده

حالا هم فرقی با اون موقع نکرده...فقط کار بریش بیشتر شده....

الان میتونی هروقت هوس کردی یه موسیقی سطح پایین از یه خواننده گمنام بشنوی ...خودت رو به انواع قهوه و چای و نوشیدنی و کیک و بستی...دعوت کنی ..اونم در اولین کافی شاپی که جلوی پات سبز میشه .....درضمن کافی شاپ های ایران  اصلا برای بحث و جدل و میتینگ و جلسه و.....اقتصادی نیست...!! بیشتر برای گرد همآیی هایی مثل تولد مورد استفادست...!!(البته در حال حاضر)

 بعضی ها هم (طبق معمول همه جای دنیا) معتاد شدن به کافه نشینی که سابقه طولانی در ایران داره (تحت عنوان قهوه خانه نشینی)....شاید در آینده تاسیس مراکز ترک اعتیاد(کافه نشینی) کاملا توجیح اقتصادی پیدا کنه و بازار شبهه رقابتی رو بوجود بیاره که باعث تخصیص اعتبارات  بیشتری از طرف  دولت به طرح های زود بازده  بشه...!

راستی...ما قهوه خانه یا کافه ای داریم که از دوره مشروطه تا حالا برقرار باشه...یا قبل تر....؟!

من کافه نادری رو به عنوان قدیمیترین کافه میشناسم(1306ه.ش)......

دلیل کوتاه بودن عمر کافه ها در ایران چی بوده...؟مسائل مالی...فرهنگی...سیاسی...؟

 چرا اماکن خارج از محدوده ی  خانه در ایران به ندرت عمرشان به 60 سال میرسه....

من ترجیح میدم به کافه یا رستوران یا هتل و ..... که میرم....از یک پشتوانه تاریخی و اصالت برخوردارباشه.....نه اینکه کهنه باشه..و در و دیوارش در حال ریزش ......

باز سازی شده باشه..و مرتب...ولی این حس که اینجا مثلا از 50 سال پیش تا حالا یه رستوران بوده......باعث انباشت تجربه(یه چیزی شبیه انباشت سرمایه) میشه...!

البته انباشت خاطره هم جای خودش رو داره....

 

 

نویسنده : : ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم