از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

ویکتور خارا

گیتار من دولتمردان و جنایتکاران را  به کار نمی آید

که آزمند زر و زورند .

گیتار من به کار زحمتکشان خلق می آید .

تا با سرودشان آینده شکوفا شود .

چرا که ترانه آن زمانی معنایی می یابد

که قلبش نیرومندانه در تپش باشد .

و انسانی آن ترانه را بسراید که

سرود خوانان شهادت را پذیرا شوند .

شعر من در مدح هیچ کس نیست

و نمی‌سرایم تا بیگانه‌ای بگرید

من برای بخش کوچک و دوردست سرزمینم می‌سرایم

که هر چند باریکه‌ای بیش نیست

اما ژرفایش را پایانی نیست

شعر من آغاز و پایان همه چیز است شعری سرشار از شجاعت شعری همیشه زنده و تازه و پویا

من به شخصه همیشه منتقد سر سخت سوسیالیسم و کمونیسم هستم...ولی همواره انسانهایی را  که در راه رسیدن به هدفشون تلاش میکنند و حتی جان خودشون رو برای هم وطن هاشون فدا میکنن....و به عبارتی برای آزادی و سعادت هم نوعانشان احترام قائل هستن ،ستایش و تحسین میکنم...

ویکتور خارا(1923-1973) شاعر،نوازنده وآهنگ ساز مشهور و انقلابی شیلی است که از آن دسته از هنرمندانی بود که با هنر خودشان در بطن جامعه حضوری فعال داشتند و هیچگاه به موسیقی به عنوان یک تفریح نگاه نکردند.

او یک کودک روستایی فقیر بود ولی هم اکنون برای مردم شیلی به یک قهرمان و الگو تبدیل شده است .وی در سال ۱۹۶۹ هم‌زمان با سال‌های پرالتهاب در شیلی، نخستین آلبوم خود را منتشر کرد. آشنایی با تفکرات سوسیالیستی تأثیر مهمی در افکار و زندگی او به جا گذاشت.در سال ۱۹۶۹ حزب کمونیست، سوسیالیست‌ها و دیگر گروه‌های چپ شیلی ائتلافی به نام «جمعیت مردم» تشکیل دادند که یک سال بعد با معرفی سالوادور آلنده به عنوان کاندیدا وارد رقابت انتخاباتی شد. در این زمان خارا در استادیوم شیلی شهر سانتیاگو کنسرت بزرگی برپا کرد.پس از پیروزی حزب «اتحاد مردم» در انتخابات، خارا طی سال‌های ۷۰ تا ۷۳ به سراسر شیلی سفر کرد و برای کارگران معدن و کارخانه‌ها، دانشجویان و دانش‌آموزان کنسرت برپاکرد و در این مدت چهار آلبوم منتشر کرد.

در سال ۱۹۷۳ با وقوع کودتای پینوشه بسیاری از انقلابی‌های پیشرو از جمله آلنده به قتل رسیدند و بسیاری دیگر نیز بازداشت شدند. خارا نیز در جمع دانشجویان دانشکده فنی دستگیر شد و به همراه تعداد زیادی از دانشجویان به استادیوم سانتیاگو منتقل شد.این استادیوم در سال 2003 به نام ویکتور خارا نامگذاری شد.

چندین نفر از زندانیان سیاسی بعدها شهادت دادند که اسیر کننده گان او در حالی که وی را به زمین انداخته بودند به مسخره پیشنهاد نواختن گیتار به وی دادند و ویکتور در این هنگام قسمتی ار آهنگی معروف را که برای جبهه اتحاد مردمی سروده بود اجرا نمود و سایر زندانیان در خواندن این ترانه وی را همراهی کردند .
پس از اجرا ویکتور خارا چندین بار مورد ضرب و شتم قرار گرفته ، استخوانهای دست و دنده اش توسط بازداشت کننده گان خرد شد . همچنین گفته می شود هر دو دست وی را قطع کردند ....در روز 15 سپتامبر وی تیرباران شده ، جسدش در یکی از مراکز زباله حومه سانتیاگو به صورت گروهی با تعدادی دیگری از انقلابیون اعدام شده به خاک سپرده شد و بعدها به شهر
Morgue انتقال پیدا کرد

 

آخرین ترانه‌ٔ او که حکم وصیت‌نامه‌اش را داشت، بر روی تکه‌ای از روزنامه نوشته شده بود و توسط یکی از افرادی که از استادیوم شیلی جان به در برد، به دست همسرش رسید.

پنج هزار نفر این جاییم

 در این بخش کوچک شهر

 چه دشوار است سرودی سرکردن

 آن‌گاه که وحشت را آواز می‌خوانیم

 وحشت آن‌که من زنده‌ام

 وحشت آن‌که می‌میرم من

 خود را در انبوه این همه دیدن

 و در میان این لحظه‌های بی‌شمار ابدیت

 که در آن سکوت و فریاد هست

 لحظه پایان آوازم رقم می‌خورد.

 

بشنوید:

Victor Jara - El derecho de vivir en paz
http://www.4shared.com/file/16809126...ir_en_paz.html

Victor Jara - Ni Chicha ni Limoná
http://www.4shared.com/file/16809231..._ni_Limon.html

Victor Jara - Te Recuerdo, Amanda
http://www.4shared.com/file/16808932...do_Amanda.html

Victor Jara - no murio
http://www.4shared.com/file/16809387..._no_murio.html

 

نویسنده : : ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم