از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

جایزه نوبل اقتصاد 2009

اولین زن نوبلیست تاریخ اقتصاد معرفی شد.. و من بسیار خوشحال شدم که در نوبل اقتصاد بلاخره زنان که تعداد قابل ملاحظه ای از دانشجویان و دانش آموختگان اقتصاد در کشور ما و همچنین در سراسر جهان را شامل می شنود..بتوانند با وارد شدن در این عرصه (مثل سایر زمینه های علمی و اجتماعی) در شکوفایی و پیشرفت و توسعه نقش مهمی را ایفا کنند....گرچه حضور زنان در عرصه اقتصاد(البته خیلی قبل تر صورت گرفته ولی جایزه نوبل نشان از حضور جدی و تاثر گذار است)...شاید کمی دیر باشد...ولی امیدوارم که با عث ارتقای کیفی علم اقتصاد بشود....خب حالا کمی در مورد کم و کیف نوبل امسال مینویسم...:

 

جایزه نوبل اقتصاد سال 2009 مشترکا به دو اقتصاددان آمریکایی رسید

الینور استروم(1933)،  اولین زن نوبلیست اقتصاد و استاد علوم سیاسی دانشگاه ایندیانا و الیور ویلیامسون(1932) استاد اقتصاد دانشگاه برکلی.

این دو  از اقتصاد دانان نهاد گرا هستند که به بررسی نقش نهاد ها در اقتصاد می پردازند.

تصور بر این بود که بهترین تخصیص منابع در بازار آزاد صورت میگیرد و فقط نظام بازار ازاد در تخصیص منابع کاراست..ویلیامسون با بررسی و تحلیل در ساختار بنگاهها به این مهم دست یافته است که نهاد های  آزاد دیگر هم (غیر از دولت) میتوانند تخصیص بهینه را انجام دهند و کارا هم باشند...

 وی نشان می دهند که تعادلهای غیرهمکارانه (Non cooperative equilibrium)که در جامعه اتفاق می افنتد در مواردی بهینه نبوده و نیاز به نهادهایی هست تا شرایط بهینه حاصل شود.

مشکل بازارها این است که امکان عدم حصول توافق و انجام مبادله وجود دارد و مشکل بنگاهها این است که شرایط سوء استفاده برای مدیران فراهم می آورد. پس معمولا وقتی تعداد خریداران و فروشندگان زیاد باشد بازارها بهتر عمل می کنند(از شروط اصلی بازار آزاد) و ویلیامسون نشان می دهد که معمولا بنگاهها در زمانی که رقابت محدود است(منابع مشترک است-یا بازار شبهه رقابت است) بهتر از بازار عمل می کنند....که این تنیجه خلاف تصورات قبلی در علم اقتصاد بود.

استروم هم مالکیت عمومی را به چالش کشیده دلایلی برای کارا بودن مالکیت خصوصی و حتی دولتی بیان میکند...

ایشان نظریات خود را تحت تاثیر نظریه های اقتصاددان بزرگ "گارت هاردین" و مقاله معروف او به نام:

"فاجعه مشترکات"(1968)-(The tragedy of the commons)میداند.

در آن مقاله هاردین میگوید: وقتی کسی مالکیت یک منبع را در اختیار نداشته باشد آن منبع مورد استفاده بیش از حد قرار خواهد گرفت و هر کس بدنبال استفاده بیشتر و سریعتر خواهد بود.

استروم با بررسی تعداد قابل توجهی از منابع مشترک (مثل جنگلها، آبهای زیرزمینی، دریاچه ها و ..) دریافت که در برخی موارد استفاده از این منابع بسیار خوب و کارا بوده است و به نحوی داوطلبانه نیز انجام شده و در طول زمان نیز با بکارگیری قوانین خاص، کارایی آنها افزایش یافته و البته در برخی موارد هم خوب عمل نشده است.

وی  دریافت که این تفاوت در کارکرد تصادفی نبوده و همه موارد با کارایی بالا ویژگی های مشترکی دارند. نکته مهم این بود بود که در مورد نمونه های کارا، همگی به نوعی دارای نوعی حقوق مالکیت (نه لزوما مالکیت خصوصی) هم بودند.

 

خانم استروم ، قوانینی برای مدیریت منابع بصورت مشترک بیان می کند که مهمترین آنها عبارتند از:

 

1-قوانین باید کاملا شفاف باشند راجع به اینکه چه کسی چه مقداری از منبع سهم دارد

2-وظیفه هر کس در مورد نگهداری منبع با منفعتی که می برد متناسب باشد

3-نظارت و تمهیدات لازم انجام شود

4-استفاده کنندگان امکان شرکت در تصویب قوانین و تغییر آن را داشته باشند

  با تشکر از مقاله کامل و خواندنی آقای حمید بوستانی

 

نویسنده : : ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم