از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

مهر ....

منفکر می کنم پس هستم . « دکارت »

منطغیان می کنم پس هستم . « کامو »

***

جام دریا از شراببوسه خورشید لبریز است،

جنگل شب تا سحر تنشسته در باران،

خیال انگیز !

ما، به قدر جامچشمان خود، از افسون این خمخانه سر مستیم

در من این احساس :

مهر میورزیم،

پس هستیم

 

 

      

 

 

 

نویسنده : : ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم