از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

درک متقابل

هیچکس نمیتواند پدری را درک کند که برای دریافت سبد کالایی حاضر است با همه تحقیر ها و سرما و برف...در صف بایستد.
همانطور که کسی نمیتواند درک کند چه طور می شود کسی به خاطر 80 هزار تومان حاضر می شود سلامت خود را به خطر بی اندازد و روغن غیر استاندارد و یا برنج هندی بخورد...که حداقل مزه اینها از یادش نرود.
ولی آیا این همه گرسنه در ایران..این همه ادم هستند که حاضرند توهین و تحقیر را بپذیرند و لقمه نانی در سرما پس از ساعتها ایستادن زیر باران و برف به منزل ببرند؟
پاسخ این سئوال روشن است...
تعدادی از این هموطنان همیشه در صف هستند...و همیشه سعی میکنند وضع خود را از چیزی که هست بدتر نشان دهند و از این طریق منافعی هرچند کوچک بدست آورند...و از اینکه در میان اشخاص و اقشار آسیب پذیر باشند خوشحالند...ولی عده ای هم که همیشه در صف نذری هستند و نداشتن عزت نفس را به گردن تبرک غذای آقا میاندازند...!! حالا صف چای و قیمه نذری باشد یا سبد کالای دولت.
آز....آز است و عزت نفس همان عزت نفس....واجالتا ما از همین مردمیم و همین ملت...هرجای جهان که باشیم سهمی در این اشفته بازار داریم...کم یا زیاد...سهم داریم از این احوالی که امروز بر ایران میگذرد.

نویسنده : : ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

نا کارآمدی در توسعه همه جانبه

با توجه به شرایط خوب اقتصادی و اجتماعی ایران عزیز و باور عمومی بر بهبود شرایط سیاسی در دولت آینده ،کارشناسان خوشبینانه ترین آینده را برای کشور ترسیم کردند.

به راستی تغییر در انیدشه تک تک مردم حاصل شده؟؟

مگر ما همین آدمهای دیروز نیستیم؟ همان تولید کننده...همان تاجر..و همان محقق و کارشناس..!

معجزه ای که نشده.....قیامتی هم اتفاق نیافتاده...!

پس همه چیز همان است و فقط انتظار بهبود شرایط را داریم..درسته؟

این مطلب علاوه بر آنکه با نشان میدهد که انتظارات روانی چقدر در اقتصاد و بازار موثر و مهم است...این مهم را یاداور میشود که:

چه کسی موتور توسعه را به حرکت در خواهد آورد....غیر از خود این مردم.

باور عمومی بر کاهش سطح تورم و روزهای روش و خوب اقتصادی است....مگر برای توسعه و رفاه امروزی که کشور های صنعتی دارند...در مسیر آسان و پر زرق و برقی پا گذاشتند...آنها بسیار سختی و قناعت و همت و هرچیزی که فکر کنید را با هم داشتند.

در مسیر توسعه مدیریت یک عامل مهم است اما به همان میزان نیروی کار و روحیه توسعه و پیشرفت حاکم بر نیروی کار مهم است.

باز هم باید منتظر آینده بود.

 

 

پ ن:واقعا دولت نهم و دهم زیان جبران ناپذیروی بر اقتصاد ایران وارد کرد

پ ن: البته  طرح مسکن مهر و هدفمندی یارانه ها معدود نقاط روشن کارنامه اقتصادی دولت بود.

پ ن: در هر صورت خوشحالم که حداقل تا چهار سال آینده خبری از اصحاب اصولگرا در هیات ریاست جمهوری نیست.

نویسنده : : ٢:۱۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

آیا از اینکه آجیل نخریدید خوشحالین...؟؟؟!!

با درود و شادباش و به امید سالی پر بار و زیبا برای ایران عزیز.

یکی از اتفاقات جالبی که قبل از سال نو بوجود آمد مسئله خریدن با نخریدن آجیل(و به طور مشخص پسته) بود که جای تعجب داشت که این بار رسانه های گروهی  حتی وابسطه به دولت هم به این جریان به شکل غیر مستقیم و حتی مستقیم کمک کردند تا جایی که وزیر "ارتباطات" در برنامه زنده تلویزیونی که نظر سنجی پیامکی برای خریدن یا نخریدن آجیل شب عید را بزرگرار کرده بود "رای" به نخریدن پسته داد...؟؟!!!

برای من که به خیلی از این تبلیغات و جریان سازی های پر هیجان و نمایش گونه بد بین هستم این حرکت غیر منتظره آقایان وزیر و وکیل بسیار مشکوک بود...!!

در نظر بگیرید پسته چقدر افزایش قیمت داشته در این چند ماه؟ بیست...سی...و یا بیشتر...؟

گمان نمیکنم بیشتر از 50% افزایش قیمت داشته.ولی چرا این همه تبلیغات برای نخریدن آجیل؟ مگر آجیل رشد قیمتی بیشتر از پرتغال 1100 تومنی داشت که حالا به 4000 تومان رسیده؟... بیشتر از برنج؟ شیرینی چه طور؟

کمی عقب تر برگردیم و قیمت اتومبیل که مستقیما زیر نظر مسئولین دولتی تولید و عرضه میشود را بررسی کنیم..!!

در کدام یک از این موارد کسی خواستار تحریم و مبارزه با کم فروشی و گران فروشی شد؟

از نخریدن آجیل و پسته در پرمصرف ترین زمان سال چه کسی غیراز  صادر کنند گان "آجیل و .."که نیاز بیشتری به واردات "ارز" از طرق مختلف دارند، منتفع خواهد شد؟

شاید کسان دیگری هم باشند که بر ما پوشیده است.

مگر وظیفه دولت نظارت بر عرضه و توزیع مایحتاج مردم در مواقع حساس نیست....!!!

چرا با شانه خالی کردن از این مسئولیت باید مردم از خریدن و خوردن و لذت بردن محروم شوند...آن هم برای یک محصول خواص که در خارج از کشور دلار خوبی برای آن پرداخت میکنند..؟؟!!

حالا واقعا فکر میکنیم با نخریدن آجیل و پسته و فندق کار بزرگی انجام دادیم؟؟؟؟!!

 

پ ن 1:بهتر است قبل از همراهی با هر جریانی بیشتر فکر کنیم

پ ن 2:چاره گرانی نخریدن نیست.....کاهش هزینه های تولید و بهبود و سالم سازی مسیر توزیع است(به خدا این از اولین اصول اقتصادیه)

نویسنده : : ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

در ستایش ثروت...!

 

مدتهاست که در کشورمون(شاید هم در خیلی از کشورها) تبلیغات غلطی  میشود در مورد ارزش فقر و تقدیس انسان فقیر و یا حتی تشویق انسانها به سرکوب کردن خواسته ها و ساختن و سوختن با هر آنچه دارند و ندارند.

یک سوال کلی و اساسی در این میان مطرح است که آیا اصولا ثروت عامل گمراهی و غفلت انسان و به عبارتی عامل سقوط اخلاقیات و ارزشهاست؟

تا حالا به این فکر کرده اید که انسان فقیر و غنی در موقعیتی یکسان در مقابل سختی ها و وسوسه ها چگونه عمل میکنند؟

چرا بهشت مال پدری است که نمی تواند مخارج خانواده اش را تامین کند؟

و چرا جهنم و عذاب الیم مال کسیست که خانه ای گران قیمت و اتومیبلی استاندارد و پیشرفته دارد؟

این تفکرات از کجا آمده؟ ریشه این نوع نگرشی که در میان اکثریت مردم رواج دارد را  در چی میشه جستجو کرد؟

اعتقاد دارم که یک انسان غنی حتما بیشتر از یک انسان فقیر خواهد توانست در مقابل گناه،خلاف،انحراف و یا خر چیزی که اسمش رو بگذارید موفق تر عمل کنه.

نویسنده : : ۱:۳٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

روستا نماد توسعه نیافتگی

روستا های امروز ما به طور مستقیم یکی از علل توسعه نیافتگی و یا به عبارتی عوامل عقب ماندگی فرهنگی و اقتصادی بخش عظیمی از جامعه به حساب می آیند.

خواهش میکنم زود قضاوت نکنید و تا پایان مطلب من رو همراهی کنید.

اگر نگوییم همه حداقل بیش از نیمی از روستا های کشور ما دارای شرایطی بسیار مشابه از نظر مناسبات اقتصادی و فرهنگی هستند.

روستا یک واحد اجتماعی بسیار قدیمی است که یاد گرفته بودن نیاز به دیگر روستا ها به حیات خود ادامه دهد.به طوری که شاید خیلی از روستا ها با روستای همسایه خود حتی از در دشمنی هم درآمده باشند و به شدت منافع خود را در عدم ارتباط یا به شکل افراطی تر حذف روستای همسایه بدانند(به طور مثال به فیلم "گاو"ساخته داریوش مهر جویی مراجعه کنید). این استقلال و تفاوت های فرهنگی و اقتصادی که باعث بوجود آمدن تعصبی خاص و حتی آیینی خاص  شده را میتوان در نوع برگزاری مراسم شادی و حتی عزا در روستاهایی با فاصله کم به وضوح ملاحظه کرد.

موضوع بحث ما چگونگی بوجود آمدن این فرهنگ و نظام اقتصادی نیست بلکه چگونگی گذار از این نوع فرهنگ است.

برعکس در جوامع شهری به شدت شخص تازه وارد با فرهنگ و الگوی اقتصادی جدیدی روبروست.فرهنگی بسیار متاثر از مجموع فرهنگهای روستایی و البته سیستم اقتصادی کاملا وابسته به دیگر شهروندان و تعامل فرهنگی اقتصادی که کاملا متفاوت و البته مدام در حال تغییر و شاید هم تکمیل(مثلا رعایت کردن صف،تولید کمتر زباله،استفاده از وسیله نقلیه عمومی و ....).

به عبارتی میتوان گفت همانطور که شیوه زندگی عشایری ناگزیر از تغییر و همگام شدن با آهنگ زمانه بود   و از طرفی همین  تغییر روش در زندگی عشایری به روستایی و شهر نشینی باعث توسعه و پیشرفت علمی،مادی،فرهنگی، رفاهی ،بهداشتی و...شد در زمان حاضر نیست نیاز  به تغییر روش زندگی در روستا ها احساس میشود.

البته که تغییر روش زندگی و بافت روستا دلیل بر کم شدن فعالان بخش کشاورزی نیست بلکه منظور تغییر رویکرد در نظام موجود در روستاهای کشور است به شکلی که از آن حالت منسجم مستقل بیرون آمده و به تعامل بیشتر فرهنگی اقتصادی با واحد های دیگر بپردازد.

توسعه فرهنگی و اقتصادی حاصله در بلند مدت تاثیر مثبتی بر روند توسعه خواهد داشت.

 

پ ن:باید از تعاریف کلی و کلیشه ای در مورد فرهنگ روستایی و حال و هوای روستا و روستایی ساده دل و ....گذر کرد و بهترین مسیر توسعه را در پیش گرفت.

 

نویسنده : : ٢:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

آینده بازار طلا و ارز

درود بر دوستان گرامی.

بدون توضیحات اضافه پیش بینی خودم رو از بازار طلا(سکه) و ارز در فصل پیش رو به اختصار می گویم.

در حال حاضر قیمت جهانی طلا برای هر اونس برابر 1657 است که احتمالا تا هفته های آینده به 1690 و در ادامه به 1750 و احتمالا تا شب عید به بالا تر از 1770 هم خواهد رسید. از طرفی با توجه بشایعاتی مبنی بر سیاستهای دولت برای رساندن نرخ طلا به نرخ واقعی و برابری با ارز مرجع...!! باید به اطلاع دوستان برسانم که اعمال اینگونه سیاستهای اشتباه غیر ممکن است چراکه حداقل در دولت یک نفر پیدا میشود که درس"اقتصاد پول و بانکداری"در دوره کارشناسی اقتصاد را گذرانده باشد تا مشکلات خروج طلا از کشور در قبال اتخاذ چنین سیاستهایی را درک کند.

اما نرخ ارز مطلبی متفاوت تر است..دولت تمامی سعی خودش رو برای مهار نرخ ارز میکند...اما همیشه بازار در بلند مدت برنده اصلی این رقابت است...کمبود حجم صادرات و کاهش واردات ارز به کشور همین طور موانع موجود در راه ورود و خروج ارز از کشور همانند چند ماه گذشته در بازار نمایان خواهد بود ..از طرفی دولت نیز بیش از این صلاح نمیداند که هزینه کند...فاز دوم همدف مندی یارانه ها هم به عبارتی نشانه ای از کوتاه آمدن دولت در قبال فشار جهانی است....اما نرخ ارز مثل همیشه پر ریسک تر از طلا است.

همیشه ارز ریسک بیشتر و از طرفی سود آوری بیشتر برای سوداگران بازار ارز دارد.

پس احتمال افزایش نرخ ارز تا بیش از 4200 تومان هم تا شب عید 1392 دور از ذهن نیست.

 

نویسنده : : ۸:٤۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

چه چیز در حال ویران شدن است...؟

اثرات زیان بار اقتصاد بر اخلاق جامعه رو میتوان به طور کلی به دو بخش آثار ناشی از کمبود عرضه و به عبارتی گرانی و تورم بر جامعه و از سویی آثار ناشی از فراوانی عرضه و رفاه در جامعه بررسی کرد.

بر کسی پوشیده نیست که تحریم های در نظر گرفته شده برای ایران عزیز وارد مرحله حساس و ویرانگری شده یا به قول آقای دکتر عبده تبریزی(رئیس سابق بازار بورس) بوی تعفن مرده ای که مدام پنهانش میکردیم حالا به مشام میرسد.

سوء مدیریت و ناکارامدی تصمیمات سیاسی برای اقتصاد وابسته به نفت کشورمان آنقدر ادامه داشت تا به این نقطه رسیدیم.بحث اقتصادی به کنار چیزی که برای من مهم است تاثیرات روانی و اخلاقی بر جامعه ماست که قطعا از طریق والدین به فرزندان نیز منتقل خواهد شد و سالیان سال با این اثرات درگیر خواهیم بود.

مردمی که بیش از سه دهه با اقتصاد جیره بندی و کوپن و ... سروکار داشتند دیگر واژه ریاضت اقتصادی(یا به تعبیری غیر تخصصی"اقتصاد مقاومتی") برایشان مفهومی ندارد...!در شرایطی جامعه توان رویارویی با ریاضت اقتصادی خود خواسته را دارد که اولا در دوره های قبل رفاهی را تجربه کرده باشد دوما انگیزه ای برای خروج از این بحران داشته باشد(به عنوان نمونه کشور یونان را در نظر بگیرید).

جیره بندی بلند مدت علاوه بر انکه میل به افزایش نقدینگی در نزد مردم را بالا میبرد باعث توجیه حضور دلالان و حتی مردم عادی در بازار سیاه میشود و بازار سیاه در بلند مدت تمامی اصول اخلاقی و ارزشهای موجود در کسبه سنتی را از میان خواهد برد.(همانطور که میبینید کم ارزش ترین و غیر واقعی ترین سند مالی همین فاکتور های ساده هستند که اصلا نمی توان به عبارات آن اعتمادی داشت).

از طرفی پرداختهای انتقالی و یکطرفه دولت به مردم(یارانه نقدی) در حال اثر گذاری شدید روی عزت نفس اقشار مختلف جامعه است.کرامت انسانی در گروه دریافت ماهانه اندک مبلغی آن هم به عنوان سهمی از درآمد های دولت(که خالا صادرات نفت هم به کمتر از 800 هزار بشکه در روز رسیده) جامعه را به سمت دولت محوری بیشتر می کشاند.همچنین در روستاها و خانواده های پر جمعیت این امر بسیار در کم کردن انگیزه تولید موثر خواهد بود و زمینه مهاجرت کور و بدون برنامه ریزی به شهر های بزرگ به خصوص پایتخت را فراهم خواهد کرد.

حال این سئوال مطرح است که جامعه برای حفظ آرمانها و ارزشهای عنوان شده از سوی مسئولین با این ریاضت کنار می آید یا به دلیل ناتوانی و اجبار...!

 

پ ن:به جای واژه نامانوس اقتصاد مقاومتی بگوییم ریاضت اقتصادی

نویسنده : : ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ آبان ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

آینده ای برای آینده..!

سلام به همه دوستان...مدتی ننوشتم اما نوشته های دوستان رو دنبال می کردم.

نوشتن همیشه خوبه ...زمانی باید نوشت که حرفی برای گفتن داشته باشیلبخند

در روزهای گذشته همه فعالان بازار طلا با افت شدید بازار روبرو شدن که باعث ایجاد استرس در بین فعالان جزء و کلان شده.

بعضی از دوستان مبالغ زیادی رو در بازار سرمایه گذاری کردن و حالا نگران بازدهی و یا حتی ضرری هستند که تهدیدشون میکنه.

آینده بازار:

چیزی که این چند روزه به شخصه دیدم و  اخبارو پیگیری کردم ....خبر از تصمیم دولت امریکا برای ثبات بخشیدن به بازار و تخلیه حباب قیمتی در بازار طلا رو داشت....برای ثبات و رسیدن به تعادل و تلاطم کمتر در بازار قبل از انتخابات بسیار لازم است...از طرفی چراغ سبز ایران در مورد مسائل اتمی(که به شخصه اصلا دوامش اعتقادی ندارم) فعلا آرامش رو به بازار آورده.

فکر نمیکنم این کاهش قیمت بلند مدت باشه....بغدی میدونم که قیمت جهانی تا ابتدای تابستان کمتر از 1650 باشه....و تا آخر تابستان هم به 1680 و شایدم بالاتر خواهد رسید....حرف من یادتون باشهچشمک

شرایط تورمی در کشور ما غیر قابل مهار است(البته فقط در گفته های رئیس دولت میتوان این تورم را مهار کردنیشخند)...از طرفی بازار نامطمئن همیشه انگیزه بالایی برای سرمایه گذاری در بخشی که مطمئن تر است را فراهم میکند...که بازاری نیست جز بازار طلا....پس منتظر افزایش قیمت در اوایل تابستان و تشدید آن تا آواخر تابستان باشید.

نویسنده : : ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

نظام انگیزشی در جوامعی بدون مالکیت شخصی..!!

به طور کلی دنیای اقتصاد رو میشه به دو جریان بزرگ و اصلی سرمایه داری(به قول بعضی ها امپریالیسم) و سوسیالیسم(یا کمونیستی یا مارکسیستی)تقسیم کرد.

در یکی مالکیت شخصی و تملک و ثروت حرف اول رو میزنه  و در دیگری کار و ارزش های برابر برای اجتماعی برای آحاد توده های جامعه.

بعضی وقتها آنقدر مالکیت شخصی مهم میشه که حتی میشه منابع طبیعی یک ملت رو مثل جنگل..دریا...رودخانه و ... رو خریداری کرد(نظام مالکیت شخصی)...و گاهی در مالکیت گروهی و غیر شخصی آنقدر اغراق میشه که یک فرد هیچگاه نمیتونه یک خانه و یا یک اتومبیل شخصی برای خودش داشته باشه(نظام مالکیت عمومی).

این دعوا و بحث قدیمی رو همینجا رها میکنیم به حال خودش...چرا که حل شدنی نیست....فقط باید با اگاهی و مطالعه بهترین روش رو برای خودمون انتخاب کنیم...منجی بودن عالم بشریبت بحث دیگه ای رو میطلبه.

ولی یک سئوال مهم همیشه برای من مطرح بوده که نمیشه از کنارش راحت گذشت.

در یک جامعه با حق مالکیت  شخصی (آمریکا)شما میتوانید از ثروت خودتون صورت برداری کنید و با پرداخت مالیات حق استفاده از اون رو به خودتون و اشخاصی که دوست دارید بدهید.

در جامع مالکیت عمومی(کره شمالی) شما اینقدر راحت نیستید و به عبارتی از خانه شخصی و اتومبیل  و حساب بانکی شخصی خبری نیست...!! در حقیقت چیزی برای خودتان ندارید که بخواهید سند و مدرکی دست و پا کنید و همه داشته ها از آن آحاد ملت است.

خب یک سئوال همینجاست:

تکلیف افراد باهوش و نخبه و با استعداد چی میشه؟

حق مالکیت معنوی(که به عبارتی در دوران ما بسیار مهم شده) چه میشود؟

فرض کنید شما یک بازیکن مثلا حرفه ای فوتبال باشد..وقتی سقف دستمزد باشد.چه دلیلی برای درخشیدن و تمرین کردن و رنج بردن در راه رسین به هدف را دارید؟؟

جواب حتما این خواهد بود....ارق ملی و ادای دین به کشورم.

خب اینها کافی خواهد بود؟؟

مثلا برای یک مخترع...و یا یک هنرمند؟

قبل از پاسخ دادن به این سئوال به این فکر کنید که این فرد شب و روز باید زحمت بکشد.بدون نفع چشمگیری.

وقتی قادر نباشید در این دنیای مادی با خلاقیت و نو آوری و زحمات خودتان ثروت .. آرامش .. قدرت .. محبوبیت ...رفاه و خیلی از این چیزها را بدست بیاورید.....!! چند نفر حاضرند این راه را بروند؟؟

 

نویسنده : : ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

رفتار عقلایی

در اقتصاد همواره با دو رکن مهم در بازار مواجه هستیم...مصرف کننده و تولید کننده.

بررسی رفتار مصرف کنند هو تولید کننده همیشه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و برای تصمیم گیری های کلان در بازار بسیار مورد استفاده قرار میگیرد.

یکی از رفتار های مصرفی که در میان خیلی از مصرف کنندگان و به خصوص چند سالیت در میان مصرف کنندگان داخلی مشاهده میشود توجه بیش از حد به "برند" یا همان مارک اجناس است.(البته منظور بیشتر در صنعت پوشاک است)

این بحث ار دو دیدگاه مختلف تولید کننده و مصرف کننده مطرح می شود و از هرطرفی به نتیجه ای خاص میرسیم.

از دیدگاه تولید کنند:

بنا بر تعاریف اولیه اقتصاد صنعتی هدف بنگاه تولیدی صنعتی(البته در بازار رقابتی) در کوتاه مدت فروش محصولات و در بلند مدت بیشترین میزان سهم بازار است که در نهایت با کاهش سود آوری رقیبان پس از مدتی با افزایش سهم بازار بتواند کنترل قیمتی بیشتری را در دست بگیرد و با "برند" شناخته شده خود وفاداری و تعداد مشتریان ثابت خود را افزایش دهد.

از نظر اقتصادی در چنین شرایطی باید با رقابت قیمتی و البته کیفیتی با سایر محصولات شروع به رقابت در بازار کرد. شما با یک بر نامه ریزی صحیح و استفاده از کارشناسان مجرب حتما موفق خواهید شد.

از طرفی پس از مدتی حس وفاداری را در مشتریان خود بوجود خواهید آورد که نوسانات قیمتی و کیفیتی محصول شما که ممکن است در هر زمانی روی دهد را , تا حدودی متعادل میکند.

در کل یک مدیر موفق در بخش صنایع همیشه باید برای بالا رفتن اعتبار "برند" محصولات خود تلاش کند و در بازار رقابتی رمز ماندگاری و بقائ سیستم چیزی غیر از این نیست.

اما از دیدگاه مصرف کنند:

مصرف کننده بنا بر تعاریف اولیه اقتصادی همیشه به دنیال ماکسیمم کردن مطلوبیت خوداز کالای مصرفی است و رضایتمندی که از پرداخت قیمت کالا و مطلوبیت مصرفی که دارد انتخاب او را در بازار هدایت میکند.

اما آیا این رفتار هم از دید مصرف کنند باید عقلایی فرض شود؟

در صورتی که مصرف کننده مبلغ بیشتری را برای مارک یا همان برند مورد علاقه اش بپردازد آیا باز هم میتوان به تعادلی از قیمت و مطلوبیت رسید؟؟

به نظر مصرف کنندگان کالاهای مارک دار در منحنی های مطلوبیت (1) بالاتری قرا دارند و در نتیجه قیمت بیشتری را پرداخت میکنند برای بدست آوردن مطلوبیتی بیشتر...!!

ولی در حقیقت بیشتر لذتی که از حالت "پرستیژی"(2) کالا میبرند برای آنها مهم تر است.

جدای از بحث کیفیت مثلا شما یک پیراهن را برای پوشیدن بدن و بعد برای زیبایی می پوشید...این یک رفتار عقلایی است....ولی زمانی که پوشیدن بدن در رتبه ای بسیار پاین تر قرار بگیرد و زیبایی بیشتر و بیشتر از ان مارک پیراهن باشد باز هم این یک رفتار عقلایی از دید مصرف کننده خواهد بود؟؟؟(فرض کنید که دو لباس با ظاهر و کیفیت تقریبا یک سانی باشند یکی با مارک تقلبی و دیگری با مارک اصل..و مثلا با دوبرابر اختلاف قیمتی..!!)

در هر صورت میتوان گفت که تبلیغ و رقابت مارکها با هم از دید تولید کننده یک رفتار عقلایی و یک استراتژی منطقی است و از دید مصرف کننده یک رفتار مصرفی غیر عقلایی.

 

(1) منحنی مطلوبیت:در اقتصاد خرد در مطالعات رفتار مصرف کننده از این تابع استفاده میشود.به صورت منحنی درجه دو محدب _نسبت به مرکز تابع) که هر نقطه از این منحنی نشان دهنده ترکیبات مختلفی از مصرف است که حد اکثر رضایت را در مصرف کننده ایجاد میکند  U=Ux .Uy

(2)کالای پرستیژی: کالایی با کشش درآمدی منفی (e=-1)که مصرف کنند فقط به دلیل شرای ویژه(مثلا مارک) آن را خریداری میکند و نسبت به تغییرات قیمتی این کالا به شدت حساس است و در صورت افزایش قیمت آن را از سبد مصرف خود حذف خواهد کرد و به عبارتی این کالا برای او ضروری نیست

 

 

نویسنده : : ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

حباب بازی رئیس و رفقا....!!

مطلب اول:

برای چندمین بار در دو سال گذشته رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد و دیگر دست اندر کاران به حبابی بودن بازار سکه و ارز اشاره کردند و خط و نشان کشیدند برای خالی کردن این حباب طی یکی دو ساعت آینده....!!

خنده تلخی کردم و باز یاد کتابهای درسی افتادم که نمیدانم این حضرات دکتر...چه طور آن مطالب را خوانده و فرموش کرده اند.(اصلا خوانده اند....!!!! )

بهترین روش برای خالی کردن این حباب ایجاد علاقه و زمینه برای جذب نقدینگی در سایر بخشهاست....به اعتقاد من بیشترین عامل تحریک بازار سکه و ارز حجوم بی امان نقدینگی است...حتی بخص عمده ای از مردم از هزینه های مصرفی خودشان کاسته و سکه و ارز میخرند.

در این شرایط هم دولت با پافشاری بیش از حد بروی پایین نگه داشتن نرخ سود بانکها این حجوم نقدینگی را تشدید میکند.

درسته خیلی سخته که دولت بعد از چند سال تمام سیاست های خودش در مورد بانکها را به روال سابق باز گرداند...ولی چه می توان کرد..؟؟

فکر کنید که دیگر اوراق قرضه (اوراق مشارکت) هم جذابیتی ندارد....اصلا دولت توان هزینه کردن این منابع را در بخش توسعه و صنعت دارد؟؟؟

فکر میکنم بیشتر به فکر واردات برای درمان نیاز های کوتاه مدت است تا سرمایه گذاری در سنعت که شاید 5 سال دیگر آثارش نمایان شود.

خلاصه همچنان روند رشد سکه صعودی است و این راهکارها برای ساعتی هم نمی تواند روند رشد را متوقف کند.

 فکر میکنم چاره کار تغییر نرخ سود بانکی است که دولت از اول فروردین تا حالا این طرح را مسکوت گذاشته.

مطلب دوم:

خدا را شکر که بلاخره مرکز آمار و ادارات وابسته منت بر سر محققی و صاحب نظران و از همه مهمتر ملت ایران گذاشتند و آمار بی کاری را بعد از یک سال به همراه نرخ تورم اعلام کردند....سپاس بی کران..خداوند در آخرت اجرتان دهد و با حوری و پری هم آهنگ و همراهتان کند.

ولی یک سئوال...نرخ بیکاری 24 درصدی برای جوانان 15 تا 24 سال واقعی است...؟؟

تقریبا همه جوانان در این سنین یا دانشجو هستند و یا سرباز....!!!(که البته دانشجو و سرباز شاغل به حساب میان)

 

شمس الدین حسینی-وزیر اقتصاد دولت دهم

پ ن1: در محاسبات بانک مرکزی کسی شاغل حساب میشود که در هفته حد اقل دو ساعت کار کندمتفکر....عجیبه ها ؟؟

پ ن: حواسمون هست آقای رئیس...مواظب آماری که همکاراتون میدن باشینچشمک

 

نویسنده : : ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

دولت اقتصادی یا اقتصاد دولتی..!!

اگر مدیریت یک شنزار را به بخش دولتی بدهید,بعد از مدتی بامشکل کمبود شن در آن شنزار مواجه خواهید شد (میلتون فریدمن-بزنده جایزه نوبل اقتصاد 1970)

در ادبیات اقتصادی به بخش دولتی اصطلاحا" بخش عمومی میگویند که هدفش حداکثر کردن سطح رفاه در جامعه است و بخش خصوصی به سایر فعالان اقتصادی گویند که با حدف حداکثر سازی سود وارد بازار می شوند.

بی شک هر سیستم اقتصادی برای بقا و رشد به ترکیبی از این دوبخش نیاز دارد که مدیریت کلان کشور باید در پی حفظ تعادل(نه به معنی حضور مساوی) میان این  دو بخش باشد.

به اعتقاد طرفداران بازار آزاد(که من هم موافق آن هستم) سهم بخش عمومی(دولت) در اقتصاد باید حداقل باشد.به صورت کوتاه و موقتی در شرایط بحرانی وارد فضای اقتصادی شود و از طرفی تمامی ساز و کار تولید و توزیع به بخش خصوصی واگذار شود.

در اقتصاد های دولتی و دستوری هم که عکس این روش اجرا میوشد و دولت بیشترین سهم ممکن را در فعالیتها اقتصادی از تولید گرفته تا توزیع و غیره را عهده دار است(حتی در مواردی مالکیت خصوصی ممنوع است).

در این میان کشور عزیزمان با بحرانی ساختاری روبروست.

از طرفی میل به افزایش سطح رفاه عمومی و کاهش نارضایتی مردمی باعث می شود که بخش خصوصی مورد توجه قرار گیرد و از طرفی منایع سرشار هیدروکربوری(نفت و گاز) موجود در کشور عملا باعث ورود دولت به شکل گسترده ای در سیستم اقتصادی میشود.

منصفانه که تحلیل کنیم ..باید گفت که این مشکل همزمان با تولد اقتصاد نفتی در کشور بوجود .برای کشوری که پایه های سست دموکراسی و ثبات سیاسی شکننده ای داشته و دارد.بسیار سخت است که منابع عظیم انرژی را به بخش خصوصی واگذار کند و مالکیت شخصی را که معمولا قدرت و سیاست در هم آمیخته به رسمیت بشناسد و از آن مهم تر افکار عمومی را آماده این امر کند.

روزی که شادروان دکتر مصدق"ملی شدن صنعت نفت " را به ملت ایران هدیه کرد دیگر نمیشد تصوری از واگذاری آن به بخش خصوصی داشت (به شکلی که هم اکنون در امریکا رایج است) به عبارتی در کشور ما از روز اول دید ملی و عمومی به نفت  و درآمدهای نفتی بوده تا جایی که در دولت نهم و دهم شعار اصلی آوردن پول نفت سر سفره همه مردم بود.

حال  این سئوال مطرح است؟

واقعا نفت ثروتی است که باید در اختیار دولت باشد...؟؟؟!!

منابع درآمد دولت در شکل گیری سیستم حکومت بسیار مهم است.

دولتی که خود درآمد دارد و درآمد حاصله را مایهانه میان اقشار مختلف مردم( معلم و نظامی و کارمند و غیره...) تقسیم میکند چهره ای متفاوت تر از دولتی دارد که از محل مالیات و عوراض دریافتی از سازمانهای خصوصی و مردم و تولید کنندگان,مخارج خود را تامین میکند.

در حالت اول دولت مقتدر تر و دستوری تر خواهد بود و در حالت دورم دولت انعطاف پذیر تر و به عبارتی حرف شنو  تر خواهد بود....چرا که منابع مالی دولت از همانجایی بدست می آید که باید رضایت خودشان را با پرداخت کامل و به موقع مالیات به دولت ,نشان دهند.

حتما خودتان به این نکته واقفید که دولت ایران با چه مشکلاتی در دریافت مالیات روبروست...!!

از اعتصاب اصناف مختلف برای مالیت بر ارزش افزوده بگیرید تا پرداخت نکردن به موقع عوارض شهرداری و حتی قبوض جریمه رانندگی...!!

از طرفی هم دولت با پرداخت نقدی یارانه ها میزان اقتدار گرایی دولت را بیش از پیش افزایش میدهد.در حالی که باید این عادت غلط و گستردگی نقش دولت در اقتصاد را کاهش داد.

خطر ناک ترین کارها برای اقتصاد ایران پر رنگ کردن نقش دولت در امور اقتصادی است.

راستی تا حالا فکر کرده اید که یارانه پرداختی به مردم اگر در ارقام بزرگتر صرف پروزه های کار آفرینی میشد.چقدر از همین دریافت کننده های یارانه که بی کار هستند ,در حال حاضر شاغل بودند..؟؟!!

متاسفانه  پنهانکاری  آماری در چند سال گذشته که خود دولت و البته سیاستگذاران کلان به شکل شگفت آوری از آن حمایت میکنند,تحقیق و تامل بیشتر و رسیدن به نتایج دقیق تر را در این زمینه مشکل میکند.

پل خواجو- اصفهان -زاینده رود

پ ن1:بازی های سیاسی این روزها....هزینه های زیادی در آینده به جامعه وارد خواهد کرد

پ ن2:بلاخره برای اولین بار یکی در این دولت حاضر شد از مردم عذر خواهی کند....که البته به زودی هم نتیجه عملش را با رای اعتمادی دوباره از مجلس گرفت

پ ن 3:هیچ چیز این دولت و سیاست خنده دار نیست....هیچ چیز.

پ ن4:آقای رئیس به مشکلات کلان جدی فکر کنید و به مشکلات خرد بخندید(البته فقط در دنیای اقتصاد)

 

نویسنده : : ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

سوداگران کوچک و تحولات بزرگ ...!

در بازاری به بزرگی کشور ایران راههای زیادی برای تولید ثروت است.

مثل همه جای دنیا این روش ها به راه های قانونی و غیر قانی تقسیم میشوند.که البته  در این میان هنجار ها و اخلاقیات جامعه هم حضور کم رنگی دارند ...چرا که عقلانیت در اقتصاد به گفته بیشتر کارشناسان عقلانیتی ابزاری و منطبق با حد اکثر سازی سود است.

در این میان سوداگران داخلی معمولا دنبال پردرآمد ترین,سریع ترین راه برای رسیدن به حداکثر سود هستند.

با یکی از دوستان که از فعالان آشفته بازار "ارز" است صحبت میکردیم....خیلی چیزها گفتیم  و بحث خوب و مفیدی بود...تصور کنید کسانی که بتواند در کمتر از دو هفته از هر 2000 واحد پول ببیش از 500 واحد درآمد داشته باشند...!!

بیشتر سفته بازان بازار "ارز" به دلار چشم دوخته و از سایر ارزها کمتر اطلاع دارند..در حالی که با بررسی نمودارهای روندی "قسمت ارز" و همانند سازی آن با روزهای مشابه در قیمت دلار امریکا..به راحتی مشخص میشد که در تکانه های سیاسی و اقتصادی(که سال گذشته هم کم نبوده) در برخی از موارد تغییرات در سایر ارز ها تا سه برابر دلار هم بوده...در حالی که همه به علت اختلاف قیمت دلار دولتی و بازار ازاد...فقط دنبال کننده تحولات دلار هستند.

به طور مثال"یوان چین" از روند رشد با ثبات تر و همینطور صعودی تری نسبت به دلار برخوردار بود...از طرفی "لیره ترکیه" با نوسانات شدید گاهی حتی افزایشی بیش از دلار را هم داشه ..البته با ریسک بسیار زیاد.

در این میان نقش دولت ایران  به نظر من تعریف نشده است....هر از گاهی قانونی کم رمق و بی اثر برای جوابگویی به افکار عمومی از طرف بانک مرکزی ابلاغ یا بعضی وقتها وضع میشود که جز اثرات روانی کوتاه مدت اثر دیگری ندارد.

"آربیتراژ"یا سوداگری در بازار ارز در هیچ کجای دنیا جرم نیست..حتی باعث ایجاد تعادل در بازار های مالی ...تشویق سرمایه گذاری و حتی بالا رفتن مزیت نسبی در تولید و تقویت تولید میشود.

اما در کشور عزیزمان با قانونهای کنترلی در بازار "ارز" اشتهای سوداگران برای ورود به این بازار را بیشتر میکنیم و از طرفی هزینه های تولید و تشویق صادرات به آن اندازه که نیاز داریم تقویت نمیشود...!! نتیجه کاهش روز به روز ارزش ریال در مقابل سایر ارزهاست..و از این کاهش روزانه سودی حاصل سفته بازان بازار می شود که درحقیقت بعد از مدتی از جامعه دریافت شده و سطح عمومی رفاه را کاهش میدهد....و فقط گاهی با افزایش قیمت نفت این روند با وقفه های کوتاه مدت روبرو میشود.

 

پ ن 1:بررسی بیشتر و تخصصی تر بازارهای مالی را باید دوستان اقتصادی که به صورت تخصصی روی بازار های مالی کار میکنند بیان کنند.

پ ن2:بد ترین اتفاق برای اقتصاد ایران ...تحریم بانک مرکزی از طرف شورای امنیت است...قیمت دلار به شدت افزایش پیدا میکنه...از طرفی به علت کمبود دلار سکه هم گران میشه..هزینه واردات به شدت بالا میره و باقی ماجرا رو باید بعدا پیش بینی کرد...این دفعه نظر کشور های عرب هم مساعده...پس مسئولان باید به فکر چاره ای جدی باشند...!!

 

نویسنده : : ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

چیزی که عیان است....!!

ماجرای اختلاس یا به عبراتی همان "دزدی" که با لفظ محترمانه اختلاس از آن یاد میشود  این روزها نقل محفل همه اقتصادخوانده ها و مردم کوچه و بازار شده.

به راستی چه می شود که دزدی به خاطر سیر کردن شکمش به حبس و تعزیر و قطع ید محکوم می شود و مدیران و مسئولان و دلسوزان نظام (البته به ظاهر)بعد از بلعیدن اعتبارات بانکی(که برای توسعه کشور و اشتغالزایی در این شرایط حساس بسیار مهم است)..خیلی شیک و اتو کشیده با محاسنی جوگندمی و موهایی شانه شده , یقه های بسته و انگشتر عقیق...تسبیح به دست و ذکر گویان....با لبخندی "دزدی" را به اختلاس و جعل اسناد را به تعبیر غلط از مقررات بانکی تبدیل میکنند؟؟؟!!

ماجرای حسابهای LC و نتزیل های بانکی که داستان درازیست و در آخر به این نتیجه میرسید که با چند قانون ساده بانک مرکزی- که این روزها سردمدار تغییر مدیر عاملان بانکهای خصوصی شده- قابل پیشگیری بود.

واقعا چقدر اقتصاد ما بیمار است که 3000هزار میلیارد تومان در آن گم میشود....؟؟

حتما تا حالا یا خودتان به بانک رفته این یا شنیده اید که دو سال است که بانکها(حتی خصوصی) اجازه پرداخت هیچ گونه وامی(البته به غیر از مشارکت در ساخت و قرض الحسنه) را ندارند و مردم حتی از دریافت یک وام 5 میلیون تومانی برای خرید خودرو هم محرومند.....!!

در عوض انواع صندوق های مالی اعتباری و قرض الحسنه و تعاونی...مثل قارچ رشد می کنند....!!

سال 1381 در دانشکده اقتصاد را خوب به یاد دارم که دکتر"فریبرز رئیس دانا"(اقتصاددان) گفتند که مراقب این صندوقهای قرض الحسنه باشید که یکی از مراکز اصلی پول شویی در ایران هستند.

همه این کاستی ها و ضعف های قانونی است که راه را برای اختلاس(یا بهتر بگم :دزدی") باز میگذارد.

هر وقت قدر به ثروت نزدیک میشود و برای رسیدن به ثروت باید از قدرت استفاده کرد واین امکان را یا قانون بوجود می اورد یا با ضعف خود آن را حمایت میکند...نتیجه ای بهتر از این به بار نخواهد اورد.

دزدی امروز کشور ما در این ابعاد باور نکردنی  به بهترین شکل نشان دهنده نا کارامدی سیستم اقتصادی حاکم و سوء مدیریت شدید در قوه مجریه است(در مورد قوه قضاییه تخصصی ندارم و حرفی نمیزنم...خودتون قضاوت کنید).

نمایش جالبی شده....به انتظار پرده های بعدی این نمایش هستیم اقای رئیس؟؟؟

 پ ن:آسوده بخوابید...شهر در امن و امان است

نویسنده : : ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

آینده نا مشخص دیه...!

دیه در قانون اساسی ایران:
دیه کامل( دیه قتل مرد مسلمان ) طبق شاخص بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در سال 1389 مبلغ 450000000 ریال است. که طبق ماده 297 قانون مجازات اسلامی ایران میتواند به 6 صورت از طرف قاتل انتخاب و پرداخت شود.(البته در ماههای حرام یک سوم این ارزش به دیه اضافه میشود)
ماده 297قانون مجازات اسلامی ایران:
دیه قتل مرد مسلمان( حالا به عمد یا غیره) یکی از امور ششگانه ذیل است که قاتل در انتخاب هر یک از آنها مخیر میباشد و تلفیق آنها جایز نیست:
1 - یکصد شتر سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.
2 - دویست گاو سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.
3 - یکهزار گوسفند سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.
4 - دویست دست لباس سالم از حله های یمن.
5 - یکهزار دینار مسکوک سالم و غیر مغشوش که هر دینار یک مثقال شرعی طلا به وزن 18 نخود است.
6 - ده هزار درهم مسکوک سالم و غیر مغشوش که هر درهم به وزن 6/12 نخود نقره باشد.

اگر برای تعیین دیه شرع را ملاک قرار دهیم(جدای از اینکه برای شرایط امروز لازم است یا نه) باید هر ساله 100 شتر سالم و بی عیب  از طرف مامورن قوه قضائیه استعلام قیمت شوند و سپس نرخی برای دیه در همان سال تعیین شود.

توجه داشته باشید که قیمت سایر دیه ها مثل نقص عضو و آسیب های دیگر جسمی بر اساس دیه کامل محاسبه میشود ,به عبارتی همه دیات تحت تاثیر این قیمت خواهند بود.

با توجه به امار بیمه مرکزی رشد صنعت بیمه در سال گذشته 27 درصد بوده که البته 78.5 در صد از درامد ها صرف پرداخت خسارت شده که با این وجود نشان میدهد حدودا 22 درصد حق بیمه ها چیزی بیش از 27 درصد نرخ رشد را برای صنعت بیمه به همراه داشته است.

این را میتوان نتیجه رشد 1.5 درصدی ضریب نفوذ بیمه نیز دانست که البته برای کشوری با پتانسیل های ایران بسیار کم است و آینده پر بار تری را برای صنعت بیمه انتظار داریم.

جدای همه این مسائل در حال حاضر چالشی در دولت بوجود امده در مورد نرخ دیه..!!

مسئولین که همیشه (حد اقل اینطور مینماید) شرع را سرلوحه کار خود قرار داده اند..گویا مدتی است که در مقابل افزایش نرخ دیه مقاوت میکنند....یه نظر شما علت چیست؟

علل مختلفی را می توان بر شمرد مثلا:

1- بازار خودرو متاثر از قیمت بیمه نامه خودرو است(به خصوص خودرو های کار کرده)

#تصور کنید یک اتومبیل( رنو5) که سابقه بیمه هم نداشته باشد مبلغی بالغ بر 530 هزار تومان برای بیمه یک ساله(با نرخ  دیه سال 89) باید پرداخت کند...(قیمت رنو هم حتما کمتر از 3 میلیون تومان خواهد بود)

2- دولت در صورت افزایش دیه , به عبارتی افزایش قیمت و تورم را تایید خواهد کرد(امری که بیش از هر کاری برای دولت دهم سخت  است..اعلام آمار واقعی و اعتراف به افزایش تورمی است که همه در جریانش هستیم)

3- بیشترین بیمه نامه های صادره در همه شرکتهای بیمه مربوط به بیمه شخص ثالث اتومبیل است,از طرفی ایران پر حادثه ترین جاده ها را دارد که امکان پرداخت خسارت بسیار بالا خواهد بود.

در این چالش پیش آمده دولت تا حالا برنده بودن و توانسته,قوه قضاییه و از همه مهمتر قوانین شرعی را تا نیمه سال متوقف کند. البته امروز قرار است که نشستی برای حل این مسئله برگزار شود.

معجون تلخ افزایش دیه  دست به دست میگردد و کسی جرات سرکشیدن آن را ندارد...چرا که انگشت اتهام به سمت او خواهد بود. در شرایطی که قوانین اسلامی بیش از 1390 سال پیش صریحا در این مورد صحبت کرده است....!!

مدیریت ضعیف در امور بیمه ای کشور و همچنین اعمال قانون ضعیف از سوی قوه قضایه و همین طور  بی ثباتی در دولت دهم نتیجه ای خجالت آوردی به بار اورده است....:سال 90 به نیمه رسیده اما هنوز نرخ مشخصی برای دیه در نظر گرفته نشده و هنوز بازار شایعات داغ است..و قطعا مردم از این امر متضرر خواهند شد.خانواده های که ممکن است با از دادن سر پرست و نان آور خانه بسیار به این دیه محتاج باشند...!!

 

 

نویسنده : : ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

یارانه ها و اقتصاد ایران-3

پرداخت نقدی یارانه ها در حالی ادامه داره که سرعت رشد تورم و افزایش قیمتها در اقتصاد ایران کمتر که نشد بیشتر از قبل هم شد.

یکی از مشکلاتی که همیشه در ایران عزیز وجود داره آگاهی کم اقشار مختلف جامعه از مسائل اقتصادیست...البته که علم اقتصاد مثل سایر علوم دارای وسعت زیادیست و لی به علت اینکه ما در طول روز با خیلی از این موارد روبرو میشویم, دانستن نکات اولیه و مقدماتی لازم  به نظر می رسد.

مشکل اساسی اکثریت فقیر مردم ایران این است که از سطح رفاه و یا به عبارتی از فقر خود آگاهی کاملی ندارند, فرض کنید خانواده  شهری سه نفره یارانه ای معادل135000تومان در ماه دریافت میکنند و از طرفی خانواده ای روستایی با 7 نفر جمعیت(که در روستاهای کشور عادی است)ماهانه معادل 315000  تومان پول نقد از محل یارانه ها دریافت میکند, رد یان حالت حتما خانواده روستایی بیشت از خانواده شهری راضی خواهد بود.در حالی که نه هزینه حمل و نقل آنچنانی بر عهده او نیست و هم هزینه تفریحات و تهیه مایحتاج روزانه به اندازه خانواده شهری ندارد.

بدیهی است که از اجرای این سیاست بخش های کم درآمد و فقیر در کوتاه مدت بسیار راضی خواهند بود و طبقه متوسط که عمدتا شهر نیشین هستند ناراضی و اسیب پذیر خواهند بود.

حال سئوال این است... آیا در بلند مدت هم اوضاع به همین صورت خواهد بود...؟؟

هدفمندی هنوز به یک سال نرسیده که مشکلات مالی جامعه شهری بیش از پیش آزار دهنده شده است.

افزایش بهای انرژی(برق-گاز-بنزین) بیشترین تاثیر را در افزایش قیمتها داشته است.که با یک حساب و کتاب ساده میتوان افزایش هزینه ها را بیش از پرداختی دولت دید.

افزایش هزینه تولید زودتر در جامعه شهری که مصرف کنند هستند تاثیر میگذارد و پس از طی یک سیکل اقتصادی با افزایش تورم در بخش تولید باعت تورم ناشی از افزایش هزینه توالید خواهد شد.

این افزایش هزینه تولید باعث خواهد شد که قیمت ها افزایش یابد.از طرفی هم بازار توانایی جذب این افزایش قیمت را ندارد...در نتیجه امسال با وجود افزایش هزینه تولید شاهد رشد کتر قیمت های محصولات کشاورزی بودیم که این یعنی کاهش سود کشاورزان و تولید کنندگان.

افزایش هزینه تولید  یعنی اینکه دولت برای پاسخگویی به نیاز داخلی اگر پرتغال را از کشور دیگری وارد کند,به صرفه تر و ارزان تر خواهد بود...!!

در این میان بازار سایر کالا نیز انباشته از کالاهای وارداتی میشود که تنها مزیت آنها قیمت آنهاست و اکثرا از کیفیت پایینی بر خوردارند.

این بازی ادامه پیدا میکند و نتایج آن به شرح زیر است:

1-کاهش قدرت خرید طبقه متوسط

2-افزایش هزینه تولید در بخش کشاورزی و صنعت

3-افزایش واردات به علت تضعیف صنعت

4-گرایش بیشتر به سرمایه گذاری در بخش های غیر تولیدی

از طرفی پرداخت های نقدی برای ملتی که نمیداند چقدر فقیر است,چیزی جز بیشتر کردن این عدم آگاهی نخواهد بود.

هیئت دولت جمهوری اسلامی ایران

 

نویسنده : : ٩:٥٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

خوب, بد , زشت

وقتی وارد دانشکده اقتصاد میشی و چند ترم از تحصیلت میگذره فکر میکنی که چرا وقتی همه راه حلهای مشکلات اقتصادی توی کتاباست ....بازم سیاست مدارا با خودشون تعارف  میکنن و ملت رو سرگرم میکنن و راه درست رو نمیرن...؟!!

اقتصاد چیزی جز چند فرمول و کتاب و راهکار و برنامه...برای بهبود اوضاع نیست.

تمام مشکلات اقتصادی و راهکارهای اون رو میشه با آزمون و خطا تجربه کرد و اکثر قوانین هم در موارد زیادی همون طور که باید عمل میکنن.

در سال جدید که همراه با پرداخت یارانه های نقدی از طرف دولت بود شاهد تورم هم بودیم(مثل قبل) که کمتر که نه.بیشتر هم شده بود.

بالا رفتن قیمت ارز و همینطور قیمت طلا که مطمئنا در روزهای آنده بیشتر هم خواهد شد فضا را خیلی تنگ کرده برای خانواده هایی که فقط میخواهند زندگی کنند و کاری به سفته بازی های بازار ندارند....در این شرایط کسانی که دستمزدهای ثابت دارند(حداقل تا پایان سال) بیشترین فشار تورمی رو متحمل میشوند.

بازی های سیاسی هم که از پارک اب و آتش بگیرید تا لقب "مختار ثقفی" برای رئیس دولت....!! در جریان است و روز به روز مسئله معیشت و رفاه هموطنان رو به حاشیه بیشتری می کشد.

 کاهش سصح رفاه همراه با تورم تورم شدید از نظر" اقتصاد اجتماعی" دارای عواقب منفی و تلخی برای یک جامعه است که مهمترین آن بوجود آمدن روحیه "برتری منفعت شخصی نسبت به منفعت جمعی" است.

در این گونه تفکر به علت شتاب تورم و همچنین تهدید بلند مدت رفاه عمومی...تک تک افراد برای بدست اوردن سهم بیشتری از رفاه و ثروت در آینده به دنبال هر روشی برای رسیدن به ثروت هستند که به عنوان مثال سوداگری در بازار سکه و مسکن و سالیان قبل حتی در اتومبیل و تلفن همراه هم قابل مشاهده بود.

حق با شماست در هر کشوری و هم فرهنگی ممکن است اینگونه رفتار شکل بگیرد..اما دولت ها و سیستم اقتصادی تا حد بسیار زیادی در شکل دادن این تنفکر در شهر وندان موثر است.

زمانی که کسانی که شغلهای مختلفی داشته باشند برای جبران کسری درآمد خود به فعالیتهای سوداگری روی بیاورند را تور کنید....!! همه مردم تبدیل به دلالهایی میشوند که منتظر تغییر کوچکی در بازار هستند که "خود" دوباره به افزایش تورم کمک میکنند...!

یکی از مشکلاتی که در چند ماه اینده به شدت در اقتصاد ما خودنمایی خواهد کرد...کمبود "ارز" در کشور است که به علت تحریم ها و تحویل ندادن پول نفت و خیلی چیزهای دیگر که همه میدانیم ,شکل خواهد گرفت.

افزایش نرخ ارز  باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی و به عبارتی تورم فزاینده در بازار مصرف خواهد شد.....تورم  روی  تورم......!! در شرایطی که باید چاره ای برای مهار تورم کرد.....مدام شرایط آفزایش قیمت ها و کاهش اعتبار پول ملی فراهم تر میشود...(فابل توجه دست اندرکاران که خود را حق مسلم میدانند و حتی آمار شفاف ارائه نمیکنند)

در هر صورت یان سیر نزولی که برای اقتصاد ما پیش بینی میشود حتما با سرعتی بیشتری پیش خواهد رفت....

برای من سرنوشت دولتها مهم نیست....چرا که معمولا شبیه هم هستند...اما این ملت ها هستند که با فرازو نشیب هایی که حکومتها بر سر آنها میآورند ....تعییر شخصیت میدهند...دوره ای مزدور...گاهی گدا پروری...زمانی ناسونالیسم و زمانی هم......!!

فکر میکنم اثرات مخربی طی این سالیان در رفتار مردم بوجود آمده(حداقل آنهایی که ریشه اقتصادی دارند) بسیار مهم است...این رفتاری چیزیست که از ما به آیندگان به ارث خواهد رسید

 

پ ن:شاید این عکس به نظر بعضی ها ربطی به این نوشته نداشته باشیه... نمی دونم چرا دیشب تصویر "حسنی مبارک" رو وقتی درون فقس دیدم خندم گرفت...اونم قفسی که یادم نمیره مخالفان خودش رو در اون محاکمه می کرد.....همه دیکتاتور ها کودن و بی رحم هستند... و همشون به موقع این رو اثبات میکنن....روزهای خوبی رو برات آرزو میکنم دیکتاتور کوچولو

نویسنده : : ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

داستان سرمایه

بارها دیدم که مردم کشوری به علت فقر مزمن و بلند مدت بر علیه دولتها و حکومتهای معمولا دیکتاتور خودشون قیام(شورش) کردن و خواستار سهمی از درآمد ها و حداقلهای زندگی شدن....! (همانطور که در چند کشور به نسبت فقیر منطقه میبینیم)

در سالیان نه چندان دور  تب انقلابهای کمونیستی و سوسیالیستی و اندیشه های مارکسیسمی همه جهان.به خصوص کشورهای فقیر تر رو فرا گرفته بود, نظام سرمایه داری که از دوره "مرکانتلیست ها" تا کنون دچار تغییرات زیادی شده بود  نقطه مقابل این تفکر بود...از طرفی هم هرگز به سرنوشتی که مارکس پیش بینی کرده بود دچار نشده بود.

تقابل این دو اندیشه به انقلابها و حرکت های توده مردم شتاب بیشتری داد...ابتدا پرچمداران نظام سرمایه داری با خشونت با این تغییرات برخورد کردن(مثل ویتنام-کره-و..)بعد از شکست در این رویارویی به دنبال ریشه یابی و حل مشکل به این نکته رسیدن که این اندیشه برای مردم فقیر و کم سواد که از قدرت تحلیل کمی برخوردارند بسیار جذاب و لذت بخش است....این طبقه کمتر به آینده طرح واقفند و متوجه نیستند که این گونه تفکر ,خود سنگ بنای یک حکومت دیکتاتوری است.

شعار اکثر این انقلابها توزیع کاملا برابر ثروت...حتی غذا و لباس به صورت کاملا یکسان و برابر و برخورد خشن و حذف ثروتمندان و روشنفکران و عالمان که معمولا نمادی از غرب و مدرنیسم سرمایه داری تلقی میشوند میباشد....تصور کنید این شعار ها چقدر برای کودکی که در دوران بچگی با فقر دست و پنجه نرم کرده و از مدرسه فراری بوده و به بزهکاری و فقر عادت داشته,جذاب خواهد بود(همانطور که در انقلاب فرهنگی "مائو" در چین دیدم).

در سیستمی که شما حق مالیکت و انباشت ثروت را نداشته باشید و همه چیز باید به طور مساوی تقسیم شود....دیگر نخبگان با چه انگیزه ای تلاش بیشتری کنند در حالی که در شرایط مساوی و کاملا برابر باشد(البته به فرض اجرای کامل سیستم)..در هر صورت موج این تغییرات شدت گرفت و حتی مقابله نظامی هم نتوانست از ظهور دیکتاتور های کوچک دیروز که دیکتاتورهای پیر و با تجربه امروز هستند,بشود.

چین,سوریه,یمن,لیبی,کامبوج,تونس,ونزوئلا,الجزایر,کوبا,کره شمالی,چاد,سریلانکا و ..... همه از این دست حکومت ها هستند , لازم به گفتن نیست که پس از اندک زمانی تبدیل نمونه کامل یک  حکومت دیکتاتور شدند و اکثر صاحبان قدرت,صاحبان ثروت نیز شدند.

برگردیم به روش رویارویی مخالفان این اندیشه...همانطور که اشاره شد بعد از شکست در زمینه برخورد نظامی روش برخورد تغییر کرد....باید بستر مساعد برای رشد تفکر انقلابی کمونیستی را از بین برد.

با آگاهی دادن به توده های مردم و کاهش فقر و شیوع تفکر مدرنیسم در جوامع.

که این کار را ایالات متحده آمریکا به بهترین شکل با استفاده از صنعت سینما و بعد ها اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی دنبال میکند.

مقایسه کنید دو کشور کره جنوبی و کره شمالی را...هر دو از یک نژاد و یک خون....با دو تفکر کاملا متفاوت.....آیا شما حاضرید در کره شمالی زندگی کنید؟؟؟!!

درست است هیچگاه کشور های حاشیه امریکا و متحدانش نخواهند توانست رفاهی بیشتر از آنها بدست بیاورند(که البته ژاپن شاید این مثال را به چالش بکشد) ولی از حد اقل های رفاه اقتصادی و آزادی های مدنی بر خوردار خواهند بود و ثبات سیاسی بیشتری را نسبت به پیروان اندیشه انقلابهای کورکورانه خواهند داشت.

به شخصه موافق نظام سرمایه داری هستم....انباشت ثروت در دست افراد لایق که میتوانند بدون "رانت"ثروت تولید کنند....باعث شکوفایی سرمایه گذاری و ایجاد انگیزه برای تولید و نو آوری درجامعه خواهد شد...ثروت مندان هستند که انگیزه بهتر زندگی کردن به دیگران را یاد میدهند(فقط از نظر مادی) و با  به جریان انداختن ثروت و مدیرت آن...زمینه ساز شکوفایی اقتصادی میشوند... به زندگی خصوصی سرمایه دارن کاری نداشته باشیم...البته منظورم سرمایه دارانی است که از طریق"رانت"و "قدرت سیاسی" به ثروت نرسیده اند...چرا که پسران سرهنگ قذافی از بزرگترین سرمایه داران لیبی بودند...!!!

امیدوارم برخورد با سرمایه داری در  کشور عزیزمان معقولانه تر باشد, باز هم اشاره کنم که ثروت باید از طریق خلاقیت و تولید حاصل شود...نه قدرت سیاسی و رانت...ثروت اول مولد ولی ثروت بعدی محکم کننده پایه های حکومت های دیکتاتوری است.

 

نویسنده : : ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

افتخاری دیگر برای دولت مستخدم

قیمت بلیط اتوبوس های BRT برای خیلی از مسیر های کوتاه حتی از تاکسی هم گران تر شده؟(نزدیک به 150 درصد)

 فکر کنم در طول تاریخ شهرنشینی ایران سابقه نداشته.

خصوصی سازی در حقیقت به معنای واگذاری بخشهای تولیدی و خدماتی به سازمان ها و شرکتهای غیر دولتی است که هم باعث بهره وری بیشتر خدمات و کیفیت تولید و همینطور تعدیل قیمتها و تقویت تقاضا و در کل توزیع منطقی خدمات و کالا در جامعه میشود.

در تعاریف اولیه اقتصادی اثبات میشود که به در شرایط رقابت اقتصادی حداقل قیمت و حداکثر تولید را خواهیم داشت و عملکرد سیستم بهتر از زمانی است که دولت وارد عمل شده وبا هزینه های بیشتری تولید و ارائه خدمات کند.

اما در کشور ما بعد از جدایی بخشهای خدماتی و تولیدی از دولت به جای کاهش هزینه های تولید و در نهایت کاهش قیمت....با افزایش قیمت مواجهیم...!!

در کل سیاست خصوصی سازی خیلی زودتر از اینها باید اجرا میشد ولی اجرای این سیاست حقایقی را در مورد اقتصاد کشومان روشن میکند

در اقتصاد دولتی که وابسطه به درآمد های نفتی بود تمامی تولیدات به صورت کاملا غیر تخصصی و با هزینه بالایی انجام میگرفت که مابه التفاوت این هزینه ها با دلارهای نفتی جبران میشد و به عبارتی به عنوان یارانه به مردم اعلام میشد..حالا که بخش خصوصی همین امور را انجام میدهد و خبری از دلارهای نفتی نیست با توجه به افزایش نسبی کیفیت هزینه ها نیز افزایش یافته..که البته باید منتظر اثرات تورمی آن در سایر بخش ها هم باشیم.

دولتی که هدفش رضایت و نه ریاضت ملتش باشد در هیچ شرایطی حاضر نمیشود قیمت اساسی ترین کالاها را به طور رسمی افزایش دهد.

افزایش حقوق کارکنان در بعضی سازمانها یک رقمی بوده و تورم یک رقمی هم که سالهاست در امار واقعی وجود ندارد....پس همه این اتفاقات باعث  تغییراتی در سبد مصرفی خانوار های ایرانی خواهد شد...به صورت کاهش هزینه تفریحات ..که این هم مشکلات خاص خود را دربلند مدت دارد.

پس دولت ایران به این افتخار نیز نایل میگردد:

شاید تنها دولتی که با خصوصی سازی و رقابتی کردن بازار..قیمتها افزایش میابد

  

پ ن: من هم از این عکس خاطرات خوشی ندارم....ولی خودتون مقایسه کنید قیمت همین سفره که قبل از دوره اول انتخابات ریاست جمهوری بود چقدر در دوره بعدی انتصاب رئیس دولت افزایش داشته...؟؟؟؟!!

نویسنده : : ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

یک بسته شکلات داغ،برای سال آینده

بیشتر کارشناسان اقتصاد در آخر سال...اوضاع سال قبل رو تحلیل و بررسی میکنند....

ولی من سعی میکنم بیشتر پیشگویی کنم تا تحلیل آنچه که اتفاق افتادهنیشخند

امسال هم مثل پارسال با توجه به اتفاقاتی که در سال گذشته رخ داد و اثراتش برای سال جدید، پیش بینی های خودم رو مینویسم:

1- گمونم که تحولات اساسی که در منطقه  اتفاق افتاده و همچنان ادامه هم خواهد داشت  در سال بعد وارد مراحل تازه ای بشه که تاثیرات مقطعی بر بازار انرژی خواهد داشت(پس  رئیس دولت خوشحال باشه)ابله

2-خبر هایی به گوشم رسید که میگفتن وام مسکن میخواد به حدود 27 میلیون تومان برسه.....دروغگو( پس مستاجرا...بلرزید و بترسید)

3-به گمانم تا حالا هر حرفی از تحریم شنیده بودیم ...بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته...!...اما سال 90 و آغاز دهه 90 رو سالی میبینم که تحریم چهره واقعی خودش رو به مردم نشون بده...حالا میگی نه......ببین...!(پس رئیس دولت هرچی خوشحال شد از افزایش قیمت نفت...حالا همه رو پس بده)نیشخند

4-تورم......!! چی بگم...؟؟ نه شما بگید...؟ آخه من چی میتونم بگم....!!!؟

هرچی دوست داشتین.......اصلا من حرفی ندارم( همه منتظر یک سولپرایز اساسی از طرف تورم باشید....پس رئیس جان.....نیشخند)

5- افزایش نرخ بی کاری....به طور چشمگیری کاهش خواهد یافت.....!

خنده....همین که باور نکردین خودش پیش بینی شما بود (پس...رئیس جان....نیشخند)

6- گمون کنم دولت هیچ وقت نرخ واقعی آب و گاز و برق رو از مردم محترم نگیره.....میدونی چرا..؟...ریسکش(یا به قوا مدیران فرنگ رفته و آکسفورد دیده-ریکسش) زیاده...گاوچران.....مثلا زمستون قیمت گاز رو کمتر میگیرن...و تابستون برق رو.......خلاصه....بیشتر میشه "هدفمند کردن نرخ انرژی مصرفی در فصول مختلف با توجه شرایط اقتصادی و سیاسی حاکم بر کشور و منطقه"...نه"هدف مندی یارانه ها"زبان( پس...آقای رئیس..... بازمنیشخند)

7- یه چیزی داشت یادم میرفت.....شنیدم یارانه رو برای بودجه سال 90 تقریبا 24 هزار تومن برآورد کردن....که البته تمام مسئولین و حتی تعدادی از شهروندان ایرانی مقیم "کره ماه "هم این خبر رو تکذیب کردن ... در این تکذیب گسترده و انقلابی تعداد تکذیب کنندگان برای اولین بار از جمعیت کل کشور بیشتر شداوه

8- حقوق کارگران کمتر از هر سال افزایش داشته(شاید 6 درصد).....و یارانه ها هم افزایشی نداشته...البته میزان وامهایی که بندگان خدا به صورت پلکانی گرفتن....به همان نسبتی که باید افزایش خواهد یافت....یادتون باشه.....ما که گفتیم...نگران( آقای رئیس....پیشنهاد میکنم شما کلا...نیشخند)

 

ملاحظه بفرمایید...شکلات(کاکائو) خالص 700 تومان.....!!!استرس

 پ ن: ای بابا...سر من داد نزنین......من که کاره ای نیستم....فقط پیش گویی کردم...اگه از پیش گویی های من ناراحت میشین....مشکل خودتونه....نیشخند

نویسنده : : ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

سیاست پیرو اقتصاد

فضای  خاورمیانه و شمال آفریقا خیلی متفاوت شده.....و دولتهایی که مقتدرانه و با تکیه بر سیستم اطلاعاتی قوی خودشون بر مردم حکومت میکردن حالا خواب راحت ندارن....

تونس کشور کوچکی است که در سال ١٩۵۶ با اخراج استعمار فرانسه از کشورش به استقلال رسید...با رهبری"حبیب بورقیبه" این مرد آزادی خواه،تحصیل کرده و انقلابی و استعمار ستیز.....برای برقراری آرامش و رفاه در کشورش...بسیار تلاش کرد...ولی در نهایت در روزی که مردم تونس در اعتراض برای گران شدن قیمت نان (که به شوش نان معروف است)به خیابانها ریختند...آنها را به شدت سرکوب کرد....!!!

بعد ها در حالی که بیمار و ناتوان شده بود در سال ١٩٨٧ از طرف نخست وزیرش(همین آقای "بن علی" که فعلا متواری شده) در یک کودتا،بدون خونریزی از قدرت بر کنار شد...

"بن علی" در انتخابات قبلی  تونس با ۶٢% آرا به ریاست جمهوری انتخاب شد...!!

تاریخ همیشه  آدمهای رو که از آزادی خواهی به استبداد و دیکتاتوری رسیدن فراموش نمیکنه.....!!

حالا میخوام به رابطه ظریف بین اقتصاد و سیاست اشاره کنم....؟

در تحولات کشور تونس.....نقش پر رنگ اقتصاد و وضع معیشتی عامه مردم رو میشه دید....از شورش نان تا این اواخر که به علت بی کاری و کاهش رفاه صورت گرفته بود...

در ادبیات اقصاد سیاسی همیشه بیکاری را یکی از معضلات اقتصادی مهم میشمارند که نقش مستقیمی در تحولات عظیم اجتماعی دارد....

دولت ها در مواقعی که با تحرکات اجتماعی مواجه میشن...مهمترین و اثربخش ترین عامل رو در کنترل ناآرامی،دادن رانت های اقتصاد به طبقات آسیب پذیر تر جامعه میدانند....

جالب آنکه کشور تونس در سالهای ٢٠٠٨ تا ٢٠١٠ بالاترین رشد اقتصادی در آفریقا را داشت و در گزارشات اقتصادی ابه عنوان یکی از شیرهای آفریقا نامیده میشد....!!

اما بحران مالی اثر خودش را در این کشور گذاشت.....

معمولا کشورهای قدرتمند تر(قدرتمند در این قرن به نظر من فقط باید به کشورهایی گفته شود که توان اقتصادی بالاتری دارند)در مقابل بحران های اقتصادی به سیاستهای اقتصادی دارند فشار ها و رکود و یا تورم رو بیشتر متوجه کشورهایی میکند که در پیرامون اقتصاد آنها فعالیت میکنند و به عبارتی این کشورها قربانیان اولیه بحران های اقتصادی هستند....البته کشورهای که ارتباط کمتری( نه وابستگی) با اقتصاد های قدرتمند دارند از این تحولات به دور خواهند بود...

در کشور مصر هم....اقتدار "حسنی مبارک" بعد از سالها به شدت زیر سئوال رفت و مشخص شد که اکثریت آرا در انتخابات مصر با خواسته مردم تفاوت های زیادی داشته....!!!

نآرامی هایی که در کشور های ،اردن،یمن،سودان و .... در حال شکلگیری است...بیشتر جنبه های اقتصادی داره....البته در کشور اردن و یمن ریشه های دیگری هم میشه پیدا کرد.....در هر صورت....امیدوارم این تحولات به سمت کمال و توسعه باشه....معمولا اعتراضاتی که ریشه اقتصادی دارند از نظر تئوری و سیاست مشکلات زیادی دارند و فرصت برای گروههای رادیکال و تند و برای به قدرت رسیدن رو ایجاد میکنن....شاید گروههای تند رو مذهبی(که معمولا سنی هستند) در یکی از این کشورها به قدرت برسه و باز هم شاهد برخورد رادیکال با دموکراسی و جهانی شدن اقتصاد در منطقه باشیم....

برای گذار به دموکراسی معمولا باید از کانال استبداد و دیکتاتوری گذشت.....

 

نویسنده : : ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

یارانه ها و اقتصاد ایران -2

در این مطلب به بررسی مطالعه تاثیرات افزایش حامل های انرژی(مخصوصا بنزین) بر قیمت خودرهای تولیدی داخلی و وارداتی می پردازیم:

در گذشته نزدیک تعرفه واردات خودرو در کشور عزیزمان تا ١۵٠ % نیز بوده است....

در حال حاظر خودروهای وارداتی با تعرفهای معادل ٩٠% وارد شده و به با توجه به سایر هزینه های دلالی و..... تقریبا تا ١٢٠% هم افزایش قیمت داریم.....به ط.ر مثال قیمت یک دستگاه خودرو "تویوتا یاریس-هاچ بک-آپشن دار ٢٠٠٨" درخلیج فارس با قیمتی معادل٠٠٠/٠٠٠/١٢۵ ریال است که در نهایت با قیمت ٠٠٠/٠٠٠/٢٩٢ ریال به دست مصرف کنند ذر ایران میرسد...!!!

چند مثال دیگر:

اوپیروس١١٠-٢٠٠٩ ***٠٠٠/٠٠٠/٢١٠ قیمت خلیج فارس**٠٠٠/٠٠٠/۵٠٠   بازار ایران

سانتافه١٢٢-٢٠٠٩***٠٠٠/٠٠٠/٢٨٠  قیمت خلیج فارس**٠٠٠/٠٠٠/۵٨١   بازار ایران

با توجه به افزایش قیمت سوخت در حد قیمت جهانی و توجه زیاد مسئولین به جهانی کردن قیمتها.....باید یادآور شد که زمانی پروژه همسانی قیمت ها با قیمتهای جهانی کامل خواهد شد که همه کالا ها شامل این قائده باشند.....بالا نگاه داشتن قیمتهایی که سودی برای اقتصاد ما ندارند میتواند یکی از عوامل تورم زا باشد....

دیگر قصه حمایت از صنعت نوزاد اتومبیل در کشورمان هم تکراری شده و گمان نمیکنم توجیه خوبی باشد....

مطمئنا حذف و یا کاهش تعریفه های وارداتی خودرو و باعث رقابتی تر شدن بازار داخلی و کاهش قیمت خودرو های داخلی میشود....

"مردمی که بهای واقعی بنزین را می پردازند...این حق را هم دارند که بهای واقعی خودرو خود را نیز بپردازند"

 واقعا هنوز هم احتیاجی به پرداخت این تعرفه ها برای تزریق به صنایع  داخلی هست...؟؟

یادمان باشد که بنزین را 100 تومان...یا حداکثر 400 تومان میخریدیم.....؟؟؟ ولی حالا دولت علاوه بر پرداخت نکردن مابه التفاوت هزینه تولید.....سودی را هم بابت فروش هر لیتر بنزین بدست می آورد...؟؟ حالا با بنزین400 و حداکثر 700 تومان....باز هم باید خودروهای پر مصرف و غیر استاندارد داخلی را با قیمتی بسیار بالاتر از قیمت جهانی خرید..؟؟

 

نویسنده : : ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

یارانه ها و اقتصاد ایران-1

بلاخره نقدی شد....یارانه و پرداخت دولت به مردم نقد نقد.....

مقدمه:

اعتقاد شخصی من این بوده که نقدی کردن یارانه ها لازم است و دولت نباید حمایتی از مصرف آن هم بلند مدت(که در کشور ما نزدیک به نیم قرن بوده) داشته باشد...

همیشه ورود دولت به عرصه اقتصاد در کوتاه مدت معقول ولی در بلند مدت تا کارآمد میشود....پرداخت های یارانه ای باید در شرایط خاص و بحرانی مثل زمان جنگ و قحطی و رکود اقتصادی باشد...

 تغییر فرهنگ اقتصادی:

فرهنگ اقتصادی مردم یک کشور همیشه در سیاست گذاری های یک دولت نقش داشه و باعث هدایت غیر مستقیم سیاست های اقتصادی(و حتی سایر سیاست ها) می شود.....فرهنگ دلالی و بدست آمدن درآمد بی دردسر و بدون تلاش در بخشی از لایه های جامعه ما ریشه دوانده که شاید علت آن هم وجود فقر مزمن و طولانی مدت و نبود راههای توسعه و پیشرفت در بین بعضی طبقات اجتماعی باشد....

منظورم این نیست که حالا با دریافت مبلغی بسیار پایین تر از حداقل دستمزد (٣٠٣۴٨٠ ریال) بعضی از دهک های پایین درآمدی انگیزه فعالیت و کارایی خود را کاهش میدهند...نه...این اتفاق سالهای پیش از نقدی کردن یارانه ها با توجه به حمایت های نا کارآمد از اقشار آسیب پذیر آهسته آهسته شروع شده و حالا نسلی را در برابر خود دارد که منتظر کوچکترین پرداخت...حالا از هر گروه ، دولت و یا حتی ملتی است....و قدرت تصمیم گیری در مورد قبول و یا رد این پرداخت را ندارد.....به عکسهای زیر دقت کنید:

کوهدشت-استان لرستان-ساعاتی پس از آغاز پرداخت نقدی یارانه ها

 

 

 

بازار های مالی:

خیلی مطلب خواندم در رابطه با کاهش حدود ١% شاخص بورس از زمان اعلام برنامه .... تغییرات ناگهانی بازار بورس می تواند بیان گر تغییراتی در اینده نزدیک باشد...ولی هیچ دلیلی نداریم که این تغییرات به وقوع می پیوندد....فکر میکنم کمی زود باشد که بخواهیم با نوسانات بازار بورس اینده را پیش بینی کنیم و با صراحت نظر بدهیم.

مصرف:

کاملا مشهود است که مصرف انواع حاملهای انرژی در این روزها کاهش معنی داری داشته که آمار هم این را نشان میدهد(که به علت طولانی شدن مطلب نیاوردم...خوتون با یک سرچ ساده میتونید ببینید)...که از محسنات این طرح می توان به کاهش مصرف و حتما کاهش آلودی ناشی از مصرف انرژی های فسیلی در کلان شهر ها اشاره کرد...ولی یک سئوال دارم: هیچ فکر کرده این که مردم این تغییر ناگهانی در مصرف را چگونه و با چه قیمتی انجام داده اند..... آیا مردم از رفاه خودشان کاسته اند..؟؟ درست است لزوما هر مصرفی راه ایجاد نمیکند...ولی هر کا هش مصرفی احتمالا مقداری رفاه را کاهش میدهد...مسئولان چه پیش بینی برای جبران این کاهش رفاه میکنند...؟ لابد پرداخت نقدی ....!!

تورم:

تورم را باید در گزارش ماهانه بانک مرکزی(البته به شرط خوش بین بودن به صحت آمار) جستجو کرد...باید منتظر باشیم که افزایش قیمت کالاهای تحت حمایت دولت...به خصوص حامل های انرژی کاملا در بازار رسوخ کند....

یک مثال: دولت برای هر نفر ۴٠٠٠ تومان یارانه نان پرداخت میکند...نان سنگک هم که با نرخ ۴٠٠ تومان قرار است عرضه شود....یعنی دولت  مبلغی برابر ماهی ١٠ عدد نان به هر نفر از اعضای خانواده پرداخت میکند......مطمئنم که باعت کاهش مصرف نان میشود..ولی آیا سطح رفاه خانواده را هم تغییر میدهد؟؟؟؟

قطعا بار تورمی طرح بیش از پیش بینی بانک مرکزی و سایر مراکز مطالعاتی دولتی خواهد بود و این مهم در کوتاه مدت که نه...ولی در بلند مدت حتما ظاهر خواهد شد و به گمانم تاثیر زیادی در بازار طلا(داخلی) و مسکن خواهد داشت...به شکلی که روند افزایش قیمت طلا در ابتدا کاهش و بعد از چند ماه افزایش خواهد داشت...و قیمت مسکن با شیب بسیار ملایمی افزایش خواهد داشت ...ولی نرخ افزایش اجراه مسکن(پول پیش کمتر و اجازه بیشتر) به سرعت بیشتری ادامه خواهد داشت...روند افزایشی تورم بعد از پرداخت عیدی و پاداش سالیانه مردم که همراه با افزایش مصرف سنتی در آغاز سال نو خواهد بود با نرخ بیشتری همراه خواهد شد.......

نتیجه:

 با توجه به ابعاد گسترده طرح شاهد یک دوره ریاضت اقتصادی خواهیم بود که فقط به علت هدف مندی یارانه ها و تغییرات اجباری در صرف نیست...بلکه متاثر از تحریم های روز افزون اقتصادی هم است که در هیاهوی طرح تحول گم شده است.....

بعدی می دانم که دولت با اشکار شدن سایر ابعاد این پروژه اقتصادی تمایلی به ادامه آن در بلند مدت داشته باشد و احتمالا خیلی از این تغییرات بازنگری خواهند شد...چرا که همیشه سیاست دنباله رو اقتصاد خواهد بود.

 

نویسنده : : ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

از پیش بینی تا واقعیت...!!

مطلبی رو در ١۶/اسفند/١٣٨٨ در مورد اقتصاد ایران در سال جدید و پیش بینی های خودم نوشتم به عنوان"یک تحلیل احساسی از آینده اقتصاد"...

http://esmaeil212.persianblog.ir/post/172/

امروز نگاهی به نوشتم کردم و نکات جالبی رو دیدم:

١-مسئله انرژی(حمل و نقل و گرمایش و ....)مهمترین چالش دولتمردان خواهد بود

2- فکر کنم...با تورم بالای 30 درصد در اکثر کالاها روبرو بشیم...

3-رکود ادامه دارد....البته در بازار مسکن

4-افزایش هزینه های دولت(امنیتی-کاهش مالیات دریافتی-کنترل نرخ ارز)

5-به احتمال زیاد هدف مند کردن یارانه ها میره برای سال 1390

6-افزایش نرخ سودبانکها و افزایش نقدینگی

7-احتمالا کاهش  شدید درآمد شرکتهای بیمه

8-کاهش قیمت خودرو و زیان شرکتهای خودرو سازی محترم و سوگلی

خوب حالا ببینیم کدوم محقق شده..؟؟؟!!

١- متاسفانه هنوز هم پا بر جاست و با وجود توصیه های مطمئن مسئولین وضع بهتر که نه...بد تر هم شده و جالبه که هنوز کسی جرآت نکرده قیمت واقعی بنزین رو اعلام کنه......واقعا متاسفم.

٢- شما چی فکر میکنید....؟؟؟چشمک

3-این یکی هم که همچنان بر قرار است....چشم

4-نرخ ارز که با وجود فشار بازار و هزینه های زیادی که به دولت تحمیل شده همچنان ثابت است....هزینه های امنیتی هم که با انواع پروژه های موشکی و اتمی قطعا افزایش داشته.....پروژه دریافت مالیات بیشتر از بازاریان رو هم که دیدیم به کجا انجامید...اوه

۵- سه ما بیشتر به پایان سال نمونده....و وعده ای که قرار بود ۵ سال پیش اجرا بشه...هنوز حتی زمان اجراش هم به مردم اعلام نمیشه....متشکر از اعتمادتون  آقای رئیس......دروغگو

6- افزایش نقدینگی رو که هنوز شاهدیم.....ولی در مورد سود بانکها....اشتباه کردم....سود بانکها افزایش که هیچ...بنا به دستورات مقامات بالا...کاهش هم پیدا کردنیشخند

7- این هم...به وقوع پیوست....اکثر شرکتهای بیمه با توجه به تحریم ها و کم شده ارتباطشون با شرکتهای خارجی دچار کاهش درآمد شدند که این نکته خیلی مهمیه...چرا که شرکتهای بیمه در کنار بانکها مهمترین نهاد های سرمایه گذاری در ایران هستندخنثی

8- کاهش قیمت که متاسفانه اتفاق نیفتاد....ولی با تعطیلی چند خط تولید و همچنین تحریم های خارجی....هزینه تولید خودروسازان بالا تر رفته.....و صنعت خودرو ایران متضرر شد...اسنادش هم موجودهگاوچران

پ ن: به نظرتون خدا به دادمون رسیده...؟؟ یا نه...؟؟...اصلا کسی داد زده...؟؟؟

نویسنده : : ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

سیر تکاملی تکدی گری

تکدی گری یکی از پدیده های شوم اجتماعیست که همیشه بحث هاو عکس العمل های مختلفی را در بر داشته است...

در اکثر ادیان و مذاهب تکدی گری و گدایی را امری ناپسند و زشت معرفی کرده اند و همینطور کارشناسان علوم اجتماعی و اقتصادی هم این پدیده را به صلاح جامعه نمیدانند....

تکدی گری در طول سالیان دراز از عمر خود همیشه در حال توسعه بوده است...توسعه امری است که همه پدیده ای اجتماعی را شامل می شود ..جدای از مثبت با منفی بودن آثار آن برای جامعه.

متکدیان مدرن امروزی را در مترو....اتوبوس های شهری و بین شهری...راه آهن و حتی در فرودگاه پروازهای داخلی و خارجی و ... میتوان مشاهد کرد.....

انواع روشهایی که فکر میکنم در دوران معاصر برای این شغل طراحی شده را به اختصار  بیان میکنم:

١-احترام به طرف مقابل(که اکثرا با واژه گانی مثل آقای مهندس و ... شروع میشه)

٢-ارائه خدمات و حتی دادن اشانتیون(از پاک کردن شیشه اتومبیل بگیر تا فال و دعا)

٣-پایین نشان دادن ارزش مبالغ دریافتی(مثلا....آقا همش پونصد تومن...فقط پونصد تومن کمک کنید...!!)

۴-ارائه خدمات معنوی در کنار دریافت مبلغ(دعای هایی برای اجداد خودتون و بزرگان مذهبی..و حتی سران نظام و دولت)

۵-استفاده از احساسات مردم در ایام ملی و مذهبی و همراهی با اعیاد و جشنهای مختلف(نوروز..عاشورا.. و...)

خوب...هر روشی که مشاهده کردین و بنده از قلم انداختم رو میتوانید اضافه کنید...نیشخند

نویسنده : : ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

آثار منفی کاهش ثبات اقتصادی در ایران

در خیلی از کشور های اروپایی که از سطح رفاه بالا و همچنین درآمد سرانه بالایی برخوردارند...اکثر شهروندان خانه های شخصی ندارند....و از اتومبیل مدل بالا و یا خانه ویلایی در جنگل ها و کنار دریا..و باغ های خصوصی و ..... خبری نیست....!!

شما بلافاصله بعد از بدست آوردن شغل یک آپارتمان متناسب با درآمدتان اجاره میکنید و سایر هزینه ها و ....و در صورت احتیاج به اماکن تفریحی  میتوانید انها را برای مدتی اجاره کنید و لازم نیست پول زیادی را بریا خریداری پس انداز کنید

در کشور عزیزمان میل به پس انداز و تبدیل قسمتی از درآمد به سرمایه های منقول و غیر منقولدر میان مصرف کنندگان  بسیار بالاست......اکثرا طبقه متوسط به دنبال تملک یک واحد مسکونی...و در گام بعدی تملک ویلا و یا باغی با کیفیتهای متفاوت هستند....بحث اتومبیل هم که جدای از حداقل های استاندارد خودرو، معمولا مربوط به مسئله چشم و هم چشمی می باشد....

حالا ببینیم که این تفاوت فرهنگی از کجا شروع شده و وجود چنین رفتار اقتصادی چه اثراتی در جامعه و سیتم کلان اقتصادی آن دارد.

ثبات سیاسی که پیوند ناگسستنی با ثبات اقتصادی دار همیشه نقش مستقیمی در رفتار اقتصادی تک تک افراد جامعه دارد....در کشوری که ثبات اقتصادی و سیاسی بیشتری حاکم است نیازی به پس انداز و سرمایه گذاری در خارج از سیستم های "بیمه عمر" و تامین اجتماعی" و بیمه های تکمیلی" کمتر از طرف مردم حس می شود و سهم زیادی از درآمد در همان دوره مالی مصرف شده و تفریحات سهم بیشتری از هزینه ها را به خود اختصاص میدهد.

برعکس در کشوری که ثبات سیاسی و در ادامه آن ثبات اقتصادی کمتری حاکم باشد میل به انباشت سرمایه نزد افراد جامعه در هر سطح درآمدی بیشتر می شود که نمود آن را بشکل تورم بیش از حد در بازار مسکن و طلا و همچنین افزایش نقدینگی در نزد مردم  میتوان دید.

مردمی که احساس خطر میکنند به سرعت دارای های خودشان را به کالاهای سرمایه ای تبدیل میکنند و (البته کاهش ارزش پول ملی هم بی تاثیر نیست) و سهم تفریحات را  در هزینه های خود به حداقل می رسانند و به عبارتی تفریحات را به دوره بعد موکول میکنند و بیشتر به فکر تثبیت دارییهای های خودشان هستند...هر کدام از این افراد چندین میلیون دارایی دارند به عنوان خانه مسکونی و ویلا که نمیتوان از آن برای تولید و سرمایه گذاری و ... استفاده کرد....چرا که سیستم بانکی هم در نهایت مبلغ ناچیزی در قبال سند این املاک وام در اختیار میگذارد....و عملا این میزان سرمایه راک میماند...!

ریشه های ایجاد چنین تفاوتی را میتوان در میزان ثبات سیاسی و اقتصادی که در بلند مدت باعثتعغیراتی در ساختار اقتصادی می شود یافت

 از اثرات این رفتار بر سیستم کلان اقتصادی ،میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

١- افزایش نقدینگی

٢-کاهش سطح رفاه عمومی

٣-کاهش میزان سرمایه گذاری داخلی

۴-تورم در بخش مسکن و طلا

و.....

 

 

پ ن: این مقاله حدودا چهار صفحه بود که برای انتشار در وبلاگ خیلی خلاصش کردم.

پ ن: صرفا دیدگا خودم بود و خوشحال میشم از انتقاد های شما برای کامل تر شدن این مطلب.

 

نویسنده : : ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

سوار بر امواج بازار

شب گذشته رئیس بانک مرکزی با اعتماد به نفس از کاهش قیمت طلا(سکه) و همچنین کاهش قیمت ارز(به خصوص دلار آمریکا)صحبت کردند....امروز هم آقای حسینی(وزیر اقتصاد) تئوری هایی در کاهش قیمت ارز و سکه مطرح کردند که ذهن شنونده را به این سمت می برد که بازار تحت کنترل است و به زودی قیمت ها کاهش می باید...!!

 "سن"(اقتصاد دان - نوبلیست١٩٩٨)" وقتی که حباب قیمتی در جایی شکل میگردی بدون دخالت کردن تا حدی رشد میکند و بعد از مدتی به اوج خود رسیده و بازار با رکود مواجه خواهد شد" که نتیجه آن ثبات قیمت و حتی در بعضی از موارد کاهش قیمت است...البته قیمت مثلا ۵٠ درصد رشد کرده و به علت رکود ١٠ درصد کاهش نشان می دهد که در حقیقت ۴٠ درصد افزایش قیمت داشته ایم.....

خوب این تغییرات در دوسال گذشته برای مسکن و املاک در کشورمان بوجود آمد و بعد از رشد بی سابقه به رکودی نسبی مواجهه، وحتی کاهش قیمت هم داشتیم ..که البته دولت مردان بعد از فروکش کردن موج.....به سرعت خود راعامل کنترل قیمت دانستند....البته اهالی اقتصاد بر این امر آگاهی کامل داشتند و مقاله هایی هم نوشته شد و انتقادهایی هم شد.

افزایش نگران کننده قیمت سکه(که البته تا حدودی هم متاثر از بازار جهانی است) را شاهدیم...بازهم دیشب مسئولین که سوار بر امواج بازار به این سو وآن سو میروند شروع کردند به تئوری دادن.....که مثلا با عرضه نامحدود طلا از سوی بانک مرکزی قادرند  قیمت را کنترل کنند(قیمت ربع سکه در اسفند۶٨ هزار تومان بود که امرزو به ٩٠ هزار تومان رسیده).

به نظر شما....باتوجه به این افزایش ناگهانی رکود نسبی هم در پیش خواهد بود...؟؟

مسلما بله....خوب حجمی از سرمایه های سرگردان و سوداگران تمام بازار را خواهد گرفت...و بلاخره نردبان تورم به پله آخر میرسد...و بعد از رکودی نسبی..قیمت ها اندکی کاهش میابد....ولی در اصل تورم اثر خودش را درجامعه گذاشته و بستر را برای مهاجرت سرمایه به محافل دیگر محیا کرده....!!!

مسئولان هم بعد از طوفان خودشان را به عنوان یک قهرمان معرفی میکنند...به خاطر داشته باشید که زلزله بم هم ۵ سال ادامه نداشت....چند دقیقه بود...ولی اثرات آن هنوز پا برجاست....!!

متاسفانه علی رغم انکار مسئولان محترم اثرات تحریم ها رو روز به روز میشه در اقتصاد شکننده و وابسته به فروش نفت ما، دید.

پ ن:دیروز با خبر شدم یکی از دوستان و همکلاسی های قدیم(علیرضا)...دکترا خودشون رو در رشته "اقتصاد ریاضی" از یکی از دانشگاههای خارج از کشور گرفتند. با وجود دعوت چند دانشگاه داخلی برای تدریس ترجیح دادند که در خارج از کشور به تدریس ادامه بدهند......میدونین دلیلش چیه دیگه...؟؟؟؟

نویسنده : : ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

استراتژیهای مبارزه با فقر

فقر مهمترین موضوع در اقتصاد کشور های درحال توسعه به خصوص ایران عزیز است...  تمامی دولت و حکومت ها چه از سر وظیفه و چه برای بقاء خود سعی کرده اند تا حد ممکن از فقر و اثرات بسیار مخرب آن در سطح جامعه کاسته و کشور را به سمت توسعه پایدار همراه با فقر زدایی هدایت کنند.

دولت دهم نیز با همه فراز و نشیب ها در بدست گرفتن قدرت ...همانند سایر دولت های گذشته سعی در مبارزه با پدیده روز افزون فقر در کشورمان را دارد....

دولت های گذشته با سیاستهایی تحت عنوان"برنامه های توسعه پنج ساله"- دولت سازندگی"-طرح سامان اقتصادی-"در نهایت "طرح تحول اقتصادی" دولت دهم شانس خود را در کاهش فقر و سرعت بخشیدن به روند توسعه آزموده اند.

جدای از تحلیل های سیاسی و جناح باید به مسئله فقر نگاه کرد و بدون پیش داوری سیاستهای دولت کنونی را نقد و بررسی کرد.

سیاست حذف یارانه ها به خودی خود اتفاق مبارکی برای اقتصاد ایران خواهد بود(بدون در نظر گرفتن عواقب سیاسی اجتماعی آن)...چراکه بر اساس تجربیات  وامار های منتشر شده فقرا سهم اندکی از این یارانه ها را دریافت میکردند که آن هم اکثرطبقه فقیر شهری بودند نه روستایی.....!!

تجربه مشابه ما در کشور مکزیک در دهه ٩٠ میلادی توسط اقتصاد دان شایسته مکزیکی"سانتیاگو لوی"( در آن زمان معاون وزیر دارایی بود)به عنوان طرح"بروگراسا" اجرا شد که تنایج مثبتی را در پی داشت و همچنان ادامه دارد و طبقه فقیر و ضعیف جامعه را که به اجبار برای تامین مخارج کودکان خود را از تحصیل محروم وبه بازار کار میفرستادند را تشویق به ادامه تحصیل و کارامد تر شدن نیروی کار در امر توسعه می کرد.

ولی تفاوت هایی میان طرح تحول ما و طرح"بروگاسا"وجود دارد.....

پرداخت نقدی یارانه ها به نظر من پاشنه آشیل این طرح خواهد بود (که البته بی ربط به مسائل سیاسی هم نیست)....

طبق برآورد ها بدون در نظر گرفتن هزینه سوخت چیزی حدود ١٨٠ هزار تومان به هزینه های یک خانواده چهار نفره اضافه خواهد شد...حالا در نظر بگیرید یارانه حدودا ٢۵ هزار تومانی که طبقه متوسط دریافت خواهد کرد......

این پرداخت دولت که قرار است دوباره از محل افزایش درآمد های دولت در بخش انرژی و ...جبران شود...اصلا چه لزومی به پرداختش هست...؟؟

به عبارتی پولی بگیریم و تا پایان ماه آن را دوباره برای هزنه های افزایش یافته مصرف کنیم...؟؟؟ با شک قیمتی و تاثیران روانی بازار چه کنیم...؟؟

اصلا میزان فقر در بخش شهری ما و فاصله طبقاتی به آن حدی است که نیاز با اجرای چنین طرحی باشد....؟؟

ما بیشتر از آنکه فقر باشیم...کم درآمد هستیم.....یعنی اکثر ما  خانه و ماشین و مواد غذایی در اختیار داریم ولی تا حد ممکن بی کیفیت.....کیفیت پایین به نظر من باعث افزایش استرس...بیماریهای روحی و در نهایت در بلند مدت کم شدن فاصله طبقه متوسط با طبقه فقیر می شود.....

این هم به علت درآمدهای نفتی است که بدون افزایش تولید ناخالص داخلی به بدنه اقتصاد تزریق میشود...!

پیشنهاد:

١-برای طبقه  فقیر این موارد پیشنهاد میشود: ایجاد مراکز بهداشتی و آموزشی استاندارد و پرداخت یارانه نقدی از طرف مدارس به دانش آموزان(یعنی کسانی که فرزندشان را برای تحصیل حمایت کنند مبلغی را دریافت کنند)..همچنین تضمین دریافت حداقل مایحتاج زندگی از طرف دولت

٢-برای طبقه متوسط:روند پلکانی حذف یارانه ها و از طرفی افزایش  کیفیت سطح خدمات عمومی و درمانی و همچنین کارامد تر کردن شبکه حمل و نقل شهری..همچنین ایجاد اشتغال از طریق سرمایه گذاری از محل افزایش درآمد های ناشی از حذف یارانه.

(برداشت گندم-روستاهای جنوب کشور)

پ ن:البته پیشنها ها رو به صورت خیلی کلی گفتم که می شه به موارد جزعی تر عم اشاره کرد....دیگه نخواستم زیاد طولانی بشه.

پ ن:فکر کنم دولت با این طرح ، بزرگترین ریسک اقتصادی ایران در دوران معاصر رو انجام بدهد.

نویسنده : : ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

معجزه یا واقعیت...؟

انواع و اقسام کتابهای رنگ و وارنگ راجعه به موفقیت و ثروتمند شدن و ....رو میتونید تو ویترین کتاب فروشی ها ببینید...که با تیراژهای بالا و به دفعات تجدید چاپ میشن.....تا حالا فکر کردین اگر به تعداد این کتابها آدم موفق داشتیم...چی میشد....؟؟؟ دچار تورم و در ادامش رکود در بازار موفقیتو تولید ثروت میشدیم....خنده

پس از اونجا که هنوز به این تورم رکودی نرسیدیم میشه فهمید که این کتابها چقدر تاثیر گذار بوده اند......نیشخند

حالا یک سئوال اساسی....:

لزوما موفقیت در بازار کارآفرینی(میلیونر شدن-البته منظورم دلار بود) رو میشه با دانش بدست آورد یا صرفا یک معجره هم نیازه....؟؟؟

یا از دیدگاهی دیگر...انسان موفق تربیت میشود یا موفق زاده میشود.....؟؟؟؟

برای پاسخ به سئوال اول میشه مثال های زیاد آورد از کسانی که طرح های نو و ایده های جالبی داشتند ولی نتونستن ازشون استفاده کنند و در مقابل کسانی با ایده ها و طرح های خیلی ساده و پیش پا افتاده...مثلا تاسیس یک فروشگاه.....با توجه به موقعیت و زمان شروع فعالیت به موفقیتهای چشمگیری هم دست پیدا کردند...مثال زیاده..خودتون دو تا از این کتابا رو بخونید ...حتما میبینید....اما عامل معجره همیشه پایه ثابت این موفقیتهاست...البته انسان مثبت اندیش و خوش بین حتما شانس رو با خودش همراه میکنه...ولی معجزه...یه کم جدی تر از این حرفاست...!!نیشخند

تحصیلات آکادمیک همیشه مورد قبول عموم جامعه است...ولی بهترین کار برای پیدا کردن معجزه داشتن تجربه عملی است....تجربه عملی رو هم همه کارگران و کارمندان دارند...ولی موفقیت مال اونیه که شانس رو با خودش همراه کنه...و در نهایت اون معجزه هم اتفاق بیفته....یک نکته""با تحصیلات دانشگاهی به تنهایی نمیشه ثروت بدسا اورد ولی با تجربه به تنهایی میشه این کار رو کرد"" بحث پیچیده شد....!! بی خیال...

بریم سر سئوال دوم:

معمولا کسانی به دنبال انواع کتابهای موفقیت و آرامش روحی و نفود در دیگران و ستاره شناسی و ....میرن که به شدت با کمبود این موارد مواجهند..خوب پس در بهترین حالت و بیشترین برداشت ممکن از این کتابها ...فکر کنم تبدیل بشن به یک انسان نرمالنیشخند

می تونید خودتون در اطرافیان یک مشاهده میدانی ساده انجام بدین.

در مجموعه دوستانی که دارم....دو نفر هستند که واقعا لیاقت استفاده از اون معجزه ای که خدمتون گفتم رو دارند....و همیشه خودشون رو در موقعیتی قرار میدن که شانس برای اونها باشه....همیچنین دوستان زیادی که شاید تا حالا چندین بیزینس رو شروع کردن ولی در هیچکدوم موفق نبودن.....که علت های مختلفی داره ولی از این مواردی که گفتم خارج نیست....

به قول رئیس موفق یکی از بزرگترین شرکتهای امریکا :

"بعضی وقتها بی برنا مگی بهترین برنامه است"

نویسنده : : ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

چنانت بکوبم به گرز گران....!!

خبر های بدی در مورد کشور عزیزمون  می شنویم....که البته باید علت رو در خودمون هم ببنیم.

این "اژدهای سرخ" که بهش "چین" هم میگن به تکنولوژی های باور نکردنی در امر تولید دست یافته که هزیه تولید رو بی نهایت کاهش میده....امروز تو راه که میومدم محل کار از رادیو تاکسی شنیدم که اکثر فعالان عرصه دوزندگی در مشهد کارشون رو از دست دادن....و راسته کت و شلوار دوزان مشهد در بازار کلا تعطیل شده....!

فکر کنم چند وقت دیگه این بلا سر کسبه"ارباب همایون و باغ سپهسالار و مولوی و ...." هم بیاد.

جای تبریک داره به سیستم  اقتصادی "چین" با این کاهش هزینه تولید...جدای از بحث کیفیت...که در درجه پایینی برای مصرف کننده ایرانی قرار داره....قیمت هاشون فوق العاده غیر قابل رقابته....مثلا کت وشلواری با هزینه تمام شده حداقل ۴٠ هزار تومان در بازار ایران(به گفته اکثر تولید کنندگان)...در مقابل جنس چینی که از چین تا ایران و هم سفر کرده....و با قیمت ٢۵ هزار تومان فروخته میشه....اصلا شانسی نداره...!!

این چیزیه که داریم میبینیم......دیگه فکر نکنم بشه بهش سیاست "دامپینگ" هم گفت....؟ مگه چقدر میشه در بازار هدف این سیاست رو ادامه داد اونم برای کشوری مثل چین که به این ارزها به شدت نیاز داره....!!

چه رازی در صنعت تولیدات چین نهفته است...؟؟

تو دوره دانشجویی یکی از دوستان برای درس اقتصاد توسعه تحقیق خوبی در این زمینه انجام داده بود که من طبق عادت همیشگی بعد از ارائه یک نسخه از اون رو کپی گرفتم....حالا بعد از دو سال نکاتی رو هم بهش اضافه کردم و کاملترش کردم......حالا ببینید راز و رمزهای کاهش هزینه تولید اژدهای سرخ را...!

١- تخصصی شدن تولید در واحد های کوچک

٢-توجه به سود بری از تولید انبوه با حداقل سود

٣-شناسایی و مطالعه استراتژیک بازار-- چینیها بازار هدف رو بسیار خوب میشناسند..مثلا میدونن که در ایران رقابت بسیار قیمتیست نه کیفیتی.

۴-تامین مواد اولیه از خود کشور هدف--این سیاست زیرکانه باعث افزایش همزمان هزینه تولید در کشور هدف شده و در کوتاه مدت منفعت کشو رهدف را در صادرات مداد اولیه قرار میدهد.

۵-نیروی کار بسیار ارزان و بر خورداری از سیستم آموزش قوی و هدف دار که ارتباط مستقیم و منظمی با بازار کار دارد

۶-بهره وری بالای نیرو کار و سرمایه در چین از نقاط قوت این اقتصاد در حال رشد است که ریشه اصلی آن در سیستم آموزش و سیاستهای اقتصادی دولت می باشد.

در جهان امروز مهم ترین قدرت و عامل تامین کننده امنیت برای هر کشوری اقتصاد است...این حقیقتیست که چند سالیست در دانشگاهای ایران درک شده ولی طبق معمول فقط در دانشگاه ها به آن پرداخته شده است.

فرصت هایی که کشور عزیزمان برای صادرات از دست میدهد سریعا به روزنه هایی برای واردات منتهی میشود و باوجود اقتصاد های قدرتمندی مثل چین که مدام در حال پیدا کردن راهی برای ورد به بازار هستند....فرصت های باقی مانده را باید غنیمت شمرد.

نبرد رستم و اژدها-اثر استاد محمود فرشچیان

نویسنده : : ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

از کرامات شیخ ما چه عجب.....!!!

"وزیر کار مهم‌ترین برنامه فعلی دولت برای مقابله با بیکاری را توسعه اشتغال خانگی اعلام کرد."(روزنامه دنیای اقتصاد-٢٨/٠۵/١٣٨٩)

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=220140

نظرتون چیه؟......یکی بیاد توضیح بده که این توسعه اشتغال خانگی یعنی چی؟

جسارتا تولید ماست و پنیر و نخ ریسی میشه یا مدیریت یک سوپر مارکت مجازی؟

ولی هر چی هست هدف خیره.....به عبارتی اعلام آمادگی برای اعلام کردم نرخ بیکاری زیر ١٢ درصد برای چند ماه آینده....

 چنان قحطی ایده شده که آقای وزیر شخصا وارد عمل شدند.....تشویق

چند نکته برای آقای وزیر عزیز(اگر متن خبر را با دقت بخوانید متوجه میشوید که راهکارهایی که در پست قبلی اقتصادی نوشته بودم - غیر از این توسعه اشتغال خانگی  که از تراوشات ذهنی خودشان است-مورد توجه وزیر قرار گرفته،که البته خودشون شخصا طی نامه ای از من تشکر کردند و قول دادند که در همیاش چهره های ماندگار اسم من رو هم به لیست اضافه کنند...که من قبول نکردمنیشخند)...

1-توسعه اشتغال خانگی در شرایطی موثر است وبه عنوان راهکار میتواند عنوان شود که زمینه ایجاد بازار و سازوکار تولید در خارج از منزل هزینه بر باشد..که در آن صورت  وجود شبکه مجازی پیشرفته و پر سرعت ضروری است...به شرط آنکه این فعالیت ها در غالب فعالیت های تولید باید که البته آن هم نیازی به بازار الکترونیک نداشته باشد و معاملات به صورت پایاپای انجام شود....مثلا تخم مرغ های تولیدی خودم رو با عسلی که همسایه از زنبور های اهلی خودش استخراج کرده عوض کنم...بدون نیاز به کارت بانک عضو شبکه شتاب.....

2-واقعا فکر کردید شبکه اینتر نت فوق پر سرعت داخلی  جوابگوی ما خواهد بود که در خانه بنشینیم و اشتغال زایی کنیم....؟؟

3-چه آموزشی در سیستم آموزشی کشور برای مردم در نظر گرفته شده ...؟ یا فقط حالا که کار به جای باریک رسیده به یاد آموزش هم افتادیم....!!!

4-دولت در موارد بحرانی بیش از حد از مردم انتظار شکوفایی و خود جوشی و ابتکار دارد...این رو به حساب چی بگذاریم..؟؟متفکر

 پ ن:در آینده نزدیک مطالب دنباله داری  درباره ایجاد اشتغال و چگونگی شروع کسب وکار های کوچک خواهم نوشت...و البته از تجربیات خودم در این زمینه خواهم گفت.....امیدوارم به درد آقای "عبدالرضا شیخ السلامی" هم بخورهنیشخند

پ ن: راتی دقت کردین در زمان شاه اسم اکثر افراد در سیستم های حکومتی و دولتی از اسمهای اصیل فارسیو ایرانی و ...بود...ولی در حکومت بعدی همه این پست ها رو افرادی با اسمهای کاملا مذهبی و عربی که اصلا نشانی از اصالت ایرانی ندارند،اشغال کردند....به نظر شما کسی این وسط اسمش رو عوض کرده..؟؟خنده

نویسنده : : ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

بالا خره رسیدیم.....

بانک مرکزی:

"نرخ بیکاری در بهار ١٣٨٩ به ۶/١۴ رسید"

این آمار که دیگه جای چونه زدن نداره.....؟؟!!

بله...موج جمعیت دهه شصت داره از راه میرسه....روند رشد جمعیت در دهه شصت در ایران به عبارتی یک فاجعه بود ....

حالا این نسل بعد از رفتن به دانشگاه و سربازی....میخواد قبل از رسیدن به سی سالگی از حق و حقوق اجتماعی که مهمترینش داشتن یک شغل مناسب و همسو با تحصیلاتشه،برخوردار باشه......

خوب..حضرات آماده....بفرمایید،اینم ابزار لازم،اقتصاد،جامعه شناسی،انواع رشته های فنی و هنری......بفرمایید شروع کنید..در کشوری با داشتن ذخایر عظیم نفت و به خصوص گاز.....!!

وامهای طرح فعالیتهای زود بازده رو که دادیم رفت....آب از آب هم تکون نخورد....دیگه چی مونده....میخواین همه رو تو نیروگاه اتمی بوشهر استخدام کنیم.....؟؟

یا منتظرین که خودشون کار آفرینی بکنند...؟؟

فکر کن ..کسی که مثلا مهندسی مکانیک خونده...در بدو ورود به بازار این انتظار رو ازش دارند که خود اشتغالی کنه...آخه بدون هیچ تجربه و دیدگاهی...یه کمی زیاده خواهی و رفع مسئولیت از خود نیست...؟؟

راستی یادم رفت بگم که جدیدا رئیس دولت دهم هم خواستار افزایش جمعیت شده بودند....و حتی پاداش در نظر گرفته بودند و .....

حدود٧٠% درآمد خانه وار های دهک های پایین درامدی صرف خرید و یا اجاره مسکن میشه...وبا ٣٠% اموراتشون رو میگذرونند...حالا این اعداد رو هم ببینید:

خط فقر برای هر خانوار ایرانی در سال ١٣٨٧ برابر با ٠٠٠/٨٠٠ تومان در ماه است...!!!

میانگین درآمد کارمندان دولیت در همین سال ۴٠٠ تا ۴۵٠ هزار تومان بوده است...!!

فکر کنم دیگه توضیحی لازم نیست...

دوستان اکثر ما داریم در فقر زندگی میکنیم....سالهاست که فقط به کسانی که گرسنه هستند فقیر گفته نمیشه ..بلکه افرادی رو شامل میشه که از سطح رفاه پایین و حتی عدم توانمندی لازم در استفاده از امکانات رفاهی، را هم فقر به حساب می آورند....

حالا ببینید که ما در کجا هستیم و نمودار های آقایان در کجا....کم کم داره این نمودارها حقیقت رو هر چند کمرنگ و کم سروصدا...بازگو میکنه....

حالا با ورود نسل جدید جویای کار  چه باید کرد....؟

تحریم های همه جانبه که تمام کشور های جهان با هم بر غلیه ایران انجام دادند چه...؟

واقعا راهکار دادن سخت و البته بی فایده است..چرا که مرد عملی نیست...

راهکارها:

بازم با اینکع کسی حرف اساتید دانشکده اقتصاد رو نمیشنوه...چه برسه به دانشجوی تازه کاری مثل من.....بازم مینویسیم برای آرشیو شخصی خودمان.

١-اول از همه به ورود سرمایه گذار خارجی احتیاج داریم....که مانع اصلی همین تحریم های شیرین تر از جان است.

٢-افزایش هزینه های دولت در غالب پروژه های عمرانی که باعث جذب نیروی کار و در بلند مدت افزایش تقاضا و در نهایت رونق بیشتر در بخشهای تولیدی میشود(البته به شرط کنترل واردات)

٣-استفاده از دارایی های خانواده ها در امر تولید....به عبارتی دادن وام مثلا تا یک سوم ارزش املاک و خانه ها ....این امر در بلند مدت باعث انباشت سرمایه و در نتیجه رونق بازار و کاهش نرخ بهره خواهد شد....توضیح رابطش یه کم پیچیده است.

۴-یک راه هم مهاجرت نیروی کار به خارج از کشور است..کشوری مثل ویتنام بعد از جنگ از این تجربه را داشته.....نیروی کار با اعزام بع خارج از کشور میتونه ارز آوری خوبی داشته باشه....ولی مشکل اصلی رکود در بازار جهانی است و بی کاری رو در کشور های دیگر هم افزایش داده که این کار رو مشکل میکنه.

۵-افزایش نیروی کار به عبارتی به معنای ارزان بودن نیروی کار است....اگر دست از این سیاست های خودکفایی برداریم و به تولید محصولاتی که مزیت نسبی داریم بپردازیم قطعا قدرت رقابت در بازار جهانی را خواهیم داشت....(البته دیگه خیلی دیر شده،قبل از تحریم ها باید به فکر میبودیم)

پ ن: باید تعریف مردم از فقر رو به روز کرد...ملت آگاه از حقوق خودش حتما رفاه نسبی را بدست خواهد آورد

پ ن:دولت های محترم برای این دهه شصتی هاخیلی کم خرج کردند...حتی خیلی از اونها هزینه تحصیل و دانشگاه رو هم خودشون پرداخت کردند..و البته دو سال هم رایگان به نیروهای مسلح خدمت کرده اند....هنوز زمان هزینه کردن برای این نسل نرسیده...؟

 

 

نویسنده : : ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

نقطه سر به سر

نقطه سر به سر* حضورت توی این دنیا کجاست......؟

چه موقع می تونی حس کنی که به اندازه حضورت وجود داشتی...؟؟

بزار بحث رو مادی تر کنیم تا به یه نتیجه ای برسیم.

دیه کامل یک فرد (مرد و زن از نظر من فرقی نداره) برابر است با ١٠٠ شتر....یا ٢٠٠ گاو یا ١٠٠٠ گوسفند...که هرسال از طرف قوه قضائیه اعلام میشه و امسال هم ۴۵ میلیون برای ماههای عادی و ۶٠ میلیون تومان برای ماههای حرام** اعلام شده.

خوب.....با این حساب اگه در کل زندگیمون۶٠ میلیون تومان درآمد داشته باشیم...به نقطه سر به سر تولید خودمون رسیدیم و میتونیم تو جامعه تولید ثروت کنیم....جدی میگم...؟ یه کم بیشتر فکر کنید...دید صرفا اقتصادیه...!!

مقدار درآمدی که مصرف ضروری میکنید رو نمیگم....مقدار درآمدی که غیر از مصرف ضروری براتون باقی میمونه تا صرف مصارف دیگه و سرمایه گذاری و ...کنید.

۶٠ میلیون تومان...برای یک گار گر با حقوق ٣٠٠ هزار تومان یعنی ٢٠٠ ماه....٢٠٠ ماه یعنی تقریبا ١۶ سال....(به فرض ثابت بودن همه شرایط که در حقیقت ارزش حال رو بدست می آوریم)خوب...به نظر شما چقدر از این درآمد باید صرف خرید مایحتاج ضروری بشه....؟؟ (همون مصرف اولیه)

وقتی ارزش زنده بودن شما 60 میلیون تومان باشه....شاید بعد از 20 سال به نقطه سر به سر برسید......

اصلا فکر میکنید ارزش حضور ما برای کشورمون بیش از 60 میلیون باشه...مثلا با حدود 65 سال(فکر کنم امید به زندگی درایران ٧١ باشه)...البته حتما هست که رئیس دولت حاضره اگر دستشون باز بود به هر نوزاد مبالغی رو از بودجه ملیت اختصاص بده....!!

خوب...حالا راه کار کوتاه کردن زمان انتظار در رسیدن به نقطه سر به سر چیه....؟؟؟

همه که کار مند و کارگریم...و امکان بوجود آوردن یک بیزینس جدید هم برای همگان....دور از ذهنه...و غیر عملی...!

پیشنهاد خوب میتونه...بیمه عمر و تشکیل سرمایه باشه...

شما از طرفی ارزش حیات خودتون رو افزایش میدهید در حالی که هزینه وارده از نبود خودتون رو برای دیگران(مثلا افراد خانوادتون) کاهش میدهید....و از طرفی با ذخیره کردن درآمد و ایجاد پشتوانه مالی ثروت خودتون رو در آینده و بازنشستگی افزایش میدید....که با این انتقال ثروت به وراث...حتما در کاهش نقطه سر به سر اونها هم تاثیر گذار خواهید بود.....

این نوشته زیاد علمی نبود و در حد یک تئوری ساده است....ولی بی ارتباط هم نیست....البته بابد خیلی چیز های دیگه رو هم لحاظ کرد.....

صحنه ای از فیلم"هانیبال"(1999)

*نقطه سر به سر::جایی که هزینه ها و درآمد ها با هم برابر میشوند و پروژه از آن به بعد به سود دهی میرسد

**ماههای حرام::رسمی که از دوران جاهلیت اعراب وجود داشت ...اسلام تاییدش کرد و هم اکنون در کشور ما هم مورد تایید است..که بر اساس آن در چهار ماه از سال(رجب،محرم،ذیقعده،ذیحجه) حرام اعلام شده و جنگ و خونریزی....با مجازات همراه است و مبلغ دیه نیز در صورت فوت افزایش میابد

نویسنده : : ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

توهمات اقتصادی....!!!

یه چند وقتیه فرصت نکرده بودم از نبوغ اقتصادی خودم بنویسم...نیشخند

خب....فقط سریع یاد داشت کنید که دیر نشه.....

1- با توجه به جدی شدن تحریم ها و حتی عملی شدن خیلی هاشون....هزینه های دولت همین روند صعودی و تورم زای خودش رو ادامه خواد داد.....حتی اگر وزیر محترم و رئیس دانا و کاردان بانک مرکزی هم به تورم دستور بدهند"تک رقمی شو پسر"..

2-بر خلاف پیش بینی اکثر فعالان بازار مسکن(دلال ها و بنگاهیان نازک طبع و صادق)...مبنی بر ثابت ماندن و یا کاهش قیمت مسکن....به اطلاع شریف میرسانم که ...بنده گمانم چیز دیگریست.....!

دولت احتمالا برای بدست آوردن دل مستاجران جان به لب رسیده راهی جز دادن وعده افزایش وام مسکن و کمک های مالی به وزارت مظلوم مسکن را ندارد......همین امر باعث یک تکان شدید در بازار مسکن( حدودا مهر و آبان) میشود.....ولی دوباره رکود حاکم مطلق ای بازار خواهد بود.

3- میدونستید که عربستان حدودا یک میلیون بشکه نفت خارج از سهمیه اوپک خودش داره هر روز میفروشه(با انواع  روشهای معاملات )...و ایران هم به زحمت 3.5 میلیون بشکه تولید میکنه.....تصور کنید این میزان به دلیل ممنوعیت ورود شرکتهای نفتی به بازار ایران(اون هم به دلیل همین تحریم های بی ارزش و  بی اثر) روز به روز داره کاهش پیدا میکنه....عربستان هم که آماده افزایش سهمیه و ظرفیت تولید....پس تاثیر گذاری ما هم در بازار نفت به حد اقل می رسه.....این جوری هم ما بی اثر میشیم...و هم تحریم هاخنده

4-در هر محل کاری که هستید...سریع چند تا عکس بگیرید...به عنوان یادگاری...شاید دیگه اونجا نبودید...البته تا پایان ماه مبارک رمضان فرصت هستنیشخند

5- برادرا....خواهرا.....سکه ها تون رو نفروختین....؟ آخه من که گفتم ارزون میشه...متفکر

تا 3 -4 ماه دیگه نخرید....فقط فروشنده باشید...ولی بعد از اون خریدار باشید....که به علت تحولاتی که در بازار مالی ،ارزش پول ملی،قیمت انرژِی و .... خواهد افتاد....به یک نکته اخلاقی خواهیم رسید...."بهترین روش پس انداز و همانا طلاست"مژه

پ ن: فکر کن...روی این ژیان ترمز ABS بزاری....تو سرپایینی 250 کیلومتر هم سرعت داشته باشی.....نیشخند

پ ن: ازما گفتن بود..... که گفتیم

پ ن:من حاظر شما ناظر.....پنج ماه بعد همین یادداشت رو بخونیدچشمک

نویسنده : : ٢:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

بفرمایید تا از دهن نیفتاده.....

همون طور که تمام دنیا پیش بینی میکردن دیروز قطعنامه تصویب شد...

سنگین ترین قطعنامه علیه کشور عزیزمون....

22 شرکت، 15 موسسه وابسته به سپاه، سه نهاد زیر مجموعه کشتی رانی و یک دانشمند هسته ای مورد تحریم قرار گرفتند...

چقدر خنده داره رفتار این کاسه های داغ تر از آش که می خوان نظم جهانی رو بر قرار کنند در حالی که خودشون رو آدم حسابی میدونن.....چقدر غیر منتظره است رفتار کشور لبنان که بعد از این همه تبلیغات رای ممتنع داد و بازم هر دو طرف رو نگه داشت برای خودش...و ترکیه و برزیلی که رای مخالف دادن.....اگر مطمئن بودند که رایشون بی اثر نیست...اونا هم موافق میشدن...خنده

اصلا بی خیال....من که سیاسی نیستم دارم از این آدمهای بی ارزش حرف میزنم......بریم سراغ چند نکته آموزنده اقتصادی....چشمک

1-هفته پیش در پی سیاستهای پیشگیرانه وزیر محترم اقتصاد(فعلا دکتر شمس الدین حسینی) ...هفته پیش اعلام شد که تحریم ها فقط جنبه روانی دارند ....خنده..من سوادم در حد ایشون نیست و هیچ جوابی ندارم که بدم...

2- رئیس دولت هم که گفت این یک کار بسیار بد و اشتباه است.....سواد سیاسی بنده که اصلا در حد صفر است و عاجر از تحلیل گفته ایشانم.

3- حالا ببینید طی چند ماه آینده....جاری شدن سیل نقدینگی به سمت کالاهای سرمایه ای رو.....(مثلا سکه و طلا) احتمالا بدون توجه به بازار جهانی بازم رشد کاذب رو داریم.....

4- باز هم همون حکایت تکراری هزینه تولید....هزینه تولید فزاینده...و کالاهای وارداتی ارزون....مشتری ها هم که فقط به قیمت حساسند.....منتظر تغییر موقعیت تولید کنندگان شریف از بازار تولید به بازار دلالی هستیمچشمک

5-راستی یادم رفت...تورم یک رقمی که هیچ....در ماههای آِینده تورم رو کمتر  هم میکنیم....حتی ازش جذر و رادیکال و دترمینان و تانژانت هم میگیریم...بلکه واقعی تر بشه....چراکه نه...تورم امسال رو با اردیبهشت سال قبل مقایسه کردن(در حالی که باید با سال پایه...مثلا 1386 مقایسه میشد تا بشه نرخ تورم) و بعد یک عدد رویایی و بعد قله های افتخار...و بعد صدای مجری رادیو....تورم یک رقمی شد.....چه اشکی ریختیم پای این صحبت ها....کارخونه قند تو دلمون آب شد.....مگه میشه...اخه مگه میشه نرخ رشد تورم رو به عنوان نرخ تورم اعلام کرد......باید این نظریه رو بفرستیم برای دیگرکشور های کمتر توسعه یافته....الگو سازی کنیم

6-دوستان عزیز جویای کار بیشتر بگردید....چرا که وام های کلانی که به صاحبان فعالیتهای اقتصادی زود بازده پرداخت شده صرف امور ساختمان سازی شده..که الان هم در رکود خرید و فروش مسکن هستیم...و حالا حالا ها به بازار بر نمی گرده...که بازم بتونید آجر بالا بندازید و شاغل به حساب بیایین

7-یک نکته جالب اینه که اکثر موجرین محترم از پول پیش خانه کم کردن و به کرایه خانه ها اضافه کردن....چرا که دیگه پول اون اهمیت سابق رو نداره.....و ترجیح میدن که دریافتی ماهیانه ای داشته باشن تا اینکه بخوان پول رو در بازار پر ریسک به گردش بندازن.....

8-از آنجا که به علت مسائلی که گفتنش دردی از هیچ کسی دوا نمیکنه قیمت نفت داره میاد پایین و همین جا ها  هم میمونه.....یه کمی اضافه کار برای ملت و دولت عزیز بد نیست.....

پ ن: همیشه دوست داشتم وزیر اقتصاد بشم...امروز اولین روزی بود که آرزو کردم هیچوقت جای ایشون نباشم.....کار کار ما نیست....جیگر شیر میخواد و دندون کروکدیل

پ ن:سلامتی همه دلسوزان مملکت صلوات

 

نویسنده : : ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

ماهیگیران آبهای گل آلود....!!

چند روز پیش با یکی از آشنایان بحثی داشتم...ایشون یکی از فعالان اقتصادی یا به عبارتی از سفته بازهای *حرفه ای بازار بودن....

از خیلی ها شنیدم که مثلا فلانی " حرفه ای بازاره...."ولی اکثرشون از رانت های سیاسی استفاده میکنند و این از نظر من اصلا ارزشی نداره...درسته که پول به دست میاد و سود آوره...ولی ارزش اقتصادی نداره....کسی رو میگن بازار شناس که بتونه بودن رانت و با اطلاعات موجود مسیر بازار رو حدس بزنه و اکثرا هم درست باشه...!آخه وقتی دخترخالت کارمند بورسه و تو تالار فروش سرک میکشه و...بهت میگه فلان سهم سودش ایتقدره و فردا چه دارایی های رو به دست میاره....دیگه اینجا دید و بینش اقتصادی نمی خواد که فردا پاشی بری تو صف فروش....ولی تحلیل" بنیادی" و یا حتی "چارتی" اوضاع بازاره که حرفه ای ها رو از دیگران متمایز میکنه.... ولی هیچ کدوم فوت و فن کار رو لو نمیدن...حتی تو صحبت هاشون مواظب هستن که تکنیک ها و پیش بینیهاشون رو "لو" ندن....

خلاصه ما از هر دری سخن به میام آوردین و وقتی بحث رو به جایی رسوندم و اون هم  حرفاش رو همسو با من دید .....یه اطلاعاتی داد و خلاصه فوت و فنی هم از خودش نشون داد و.....تحصیلات این آقا دیپلم بود...ولی یه جاهایی یه چیزایی میگفت که نشون میداد خیلی از کتابهای اقتصادی دانشگاهی رو حسابی خونده و فهمیده...

از مثلث طلا،نفت،دلار....تا ارزش یورو در چند ماه آینده و نقش اقتصاد ایران در منطقه.

مطمئن تر شدم که  یک اقتصاد بیمار و دولتی ناکارامد ترین نظام اقتصادی خواهد بود برای ملت وکارامد ترین سیستم اقتصادی برای سفته بازان و رانت خوارهای کوچک و بزرگ....ببینید در همین دو ماه گذشته  سفته بازان بازار تونستند بیش از ١۵% از بازار طلا سود بدست بیاوردند....که هرچه ابعاد رو بزرگ تر کنیم سود بیشتر خواهد شد و نا کارامدی و ضعف سیستم بانکی رو هم ببینید که طی این دو ماه با کاهش شدید و کباره نرخ سود بانکی سیل نقدینگی های مردم به بازار ها برای سفته بازاری رو تشدیدی کرده.....اقتصاد دولتی هیچوقت جواب نمیده.....اصلا هیچ سیاست تحمیلی در بلند مدت مفید نیست.....سلطه دولت به بازار هزینه های زیادی داره که مردم عادی پرداخت میکنن و سفته بازارن و دلالان اون رو دریافت میکنند....و البته دولت هم بنیه اقتصادیش رو از دست میده.....رکود علامت خیلی خوبی  از تضعیف اقتصاد ملی یک کشور میتونه باشه...اون هم رکودی که در کشو عزیزمون مشاهده میشه...رکودی که مثل یک پرنده شوم هر بار بر شاخه ای میشینه.....طلا،مسکن،خودرو،بازار سهام و .... بازار هایی بودن که رکود های ناگهانی و  زیان بار زیادی رو در کنار رونق های بی منطق و رانت گونه شاهد بودند.....در این میان کسانی سود بردند که به قول"نسیم نیکلاس طالب"( در مطلب قبلی در موردش نوشته بودم) قو های سیاه رو  شناخته بودند....ولی این قو به علت از دست دادن فرصتها و رانت های غیر قانونی به دست میاد و با قو های "نسیم نیکلاس طالب" بسیار متفاوت تر است...

از بحث اصلی دور نشیم که در مورد افرادی بود که حرفه ای بازار هستن...

این دوستمون میگفت ....یه حرفه ای وقتی میخره که همه دارن میفروشن و وقتی میفروشه که همه دارن...

نباید بیشتر از 10% به سود کرد....وقتی 5%ضرر میکنی بفروش....برای اینکه ضررت   7% نشه....به آینده دلار هم مثل من امیدوار بود....و از آخر عاقبت یورو هم نگران.....اگر تحریمها روی ایران بیشتر بشه بازم قیمت نفت میره بالا...هزینه تولید آمریکاو ژاپن هم افزایش پیدا می کنه....بازم ممکنه دلار بیاد پایین و طلا بره بالا...هر سخنرانی ریس جمهور کلی بازار رو برای ما بالا و پایین میکنه.....یارانه ها اگه عملی بشه بازار مسکن یه تکونی میخوره.....اگه میشد وام گرفت حتما به نفع مشتری ها بود(حالا فهمیدین چرا بانکها وام دهی شون بسیار کم شده و فقط در حد مشارکت در ساخت وام میدن...!)...

اقتصاد شگفت انگیز و غیر قابل پیش بینیه.....من از سایر علوم شناخت زیادی ندارم.....ولی بی شک اقتصاد خیلی تاثیر گذاره...در زندگی...سیاست...و حتی فرهنگ یک جامعه....تاثیری که میتونه شکوهمند و یا ویرانگر باشه.....آره اقتصاد خیلی بیرحمه و "چهره نازیبای فقر" رو میتونیم و قتی میبینیم که  اقتصاد رو نادیده بگیریم....

فقر و آثار مخرب اون داره سراسر کشور عزیزمون رو فرا میگیره....به سرعت و بی درنگ..

این روند هم چیزی نیست جز اثرات دخالت و نظارت بیش از حد دولت در امور اقتصادی.

پ ن:یک مدته به زندگی این آدم هایی علاقمند شدم که با اقتصاد زندگی میکنن...و یه نبوغ ذاتی و شگفت انگیز اقتصادی در خودشون دارن

پ ن:حالا که به انتهای تحصیلاتم در این مقطع نزدیک تر میشم... حس میکنم بیشتر از کتابهای دانشگاهی فاصله گرفتم و بیشتر میتونم اقتصاد رو کار بردی تر ببینم...دو دنیای وابسطه به هم و در عین حال متفاوت....

پ ن: راستی یادتونه گفتم سکه بخرید.....اونایی که خریدن...حالا نظرشون چیه..؟؟چشمک

* سفته بازی:در اصل به کسانی که با خرید و فروش اوراق برای بدست آوردن سود فعالیت میکنند میگویند...که به دلالانی که به قصد سود معامله میکنند هم گفته میشود

نویسنده : : ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

خرافات از دید اقتصاد....

چند وقتیه که چند مورد فیلم و عکس و روایت در مورد خرافات و گسترش اون توی کشورمون دیدم و شنیدم....در مورد مسائل اجتماعی و سیاسیش که حرفی برای گفتن ندارم...ولی می خواستم از دید اقتصادی این پدیده(به اعتقاد من شوم) رو بررسی کنم.

تعریف ویکی پدیا:

"خرافه، خرافات به معنی اعتقاد غیرمنطقی به تأثیر امور ماورای طبیعت و خلاف عقل، علم و تجارب شهودی در امور طبیعی است. خرافه، به عبارت دیگر، هر نوع اندیشه باطل و خلاف واقع است. معمولاً در خرافه، رویدادها و حوادثی که با هم ارتباط منطقی ندارند، به یکدیگر ربط داده می‌شوند و یا علت و معلول یکدیگر دانسته می‌شوند"

همون طور که از معنی این واژه بر میاد خرافه به علت نیاز زیاد و یا به عبارتی کمبود های شدید مادی (این میتونه یکی از زمینه هاش باشه) به شدت در جامعه تشدید میشه...و افراد فقیر که معمولا آگاهی و سطح سواد کمتری هم دارند بیشتر به این سو کشیده میشوند تا با طی کردن کوتاهترین مسیر و کم هزینه ترین راه به سعادت و خوشبختی که از خودشون و زندگی شون انتظار دارند برسند....ترویج این نوع تفکر در جامعه گاهی میتونه از طریق نهاد های دولتی هم باشه که نمی توانند نیاز های جامعه رو برآورده کنند و با استفاده از شایعاتی مثل مثلا دعای باران و خشکسالی  و سیل و طوفان و زلزله(که در نماز جمعه چند هفته پیش هم به کذب بودن این مدعا اشاره شد) ...سعی میکنن کوتاهی و ناتوانی خودشون رو توجیه کنند....مطمئنا ترویج خرافه پرستی میتونه رابطه مستقیمی هم با رکود اقتصادی داشته باشه....کاهش روحیه تولید و تولید ثروت از راه های معمول و همچنین ضعف قانوی همیشه باعث بوجود امدن بازار های سیاه و مخرب و افزایش تقاضای سفته بازی در بلند مدت میشه...افرادی که نتوانند از این سوداگری سودی به دست بیاورند مطمئنا به دنبال راه های ماوراءالطبیعه ای میگردند که همیشه مبلغان خرافات به آنها پیشنهاد میکنند....

نتیجه میگیرم که"

١- رکود اقتصادی و کاهش سطح رفاه عمومی یکی از فاکتور های اقتصادی مهم در گسترش خرافات است

٢- کاهش خدمات آموزشی و بهداشت روانی خانواده باعث گرایش بیشتر خانواده ها برای استفاده از خرافات و متعلقاتش در برطرف کردن مشکلات خانوادگی میشود

٣-ناتوانی بخش عمومی(دولت) در افزایش سطح رفاه و پاسخ به نیازهای جامعه همراه با نا کارآمدی سیستم قضایی زمینه را برای بی تقویت و یا حتی حمایت بخش عمومی از ترویج خرافات به همراه دارد

۴-کاهش روحیه کار آفرینی و تولید در جامعه که از اثرات بلند مدت و زیانبار  تورم های طولانی(مثل کشورمون) می باشد همیشه زمینه بروز رفتار نامتعارف اجتماعی و اقتصادی که از جمله نادیده گرفتن حقوق دیگران و سعی در بدست آوردن رفاه و امنیت مالی و شغلی به هر قیمتی است میشود. که این هم میتونه در تشدید و گرم شدن بازار خرافات موثر باشه.

پ ن:این نکاتی که گفتم در مورد کشور خودمون به ذهنم رسید ...حتما در کشور های بیشتر توسعه یافته که از رفاه نسبی بیشتر هم بر خوردارند ترویج خرافات میتونه دلایل دیگری داشته باشه.

پ ن:مسائل فرهنگی و روانی هم بسیار تاثیر گذاره که میشه به طور جدا گانه ای تحلیلش کرد.

پ ن:دوست دارم نظرات شما رو هم بدونم....اجتماعی-فرهنگی-سیاسی- دینی و اقتصادی

نویسنده : : ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

لذتی که در ماندن نیست.....!

امروز در خبرها خواندم :

صندوق بین المللی پول اعلام کرد سالانه بیش از ١٨٠ هزار فارغ التحصیل دانشگاهی از ایران مهاجرت میکنند وبا این رقم ایران در رده نخست فرار مغزها در جهان قرار دارد....

"طبق معمول هم چند تن از مسئولانجان بر کف و وظیفه شناس دولت محترم تکذیب کردند"

البته از مسئولین صدایی هم رسید(رییس دانشگاه شهید بهشتی) که گفت 58 درصد فارغ التحصیلان لیسانس و همچنین  38 درصد فارغالتحصیلان کاردانی جویای کار هستند(به عبارتی بی کارند).....

خب....چشم انداز زیباییه نه...؟؟!! قابل توجه بزرگان علم اقتصاد که برنامه چشم انداز بیست ساله رو تدارک دیده بودند(بیچاره دکتر  مسعود نیلی و دوستان)

راستی سود کوتاه مدت بانکها هم طبق دستورات مقامات بالا از 9%به 6%کاهش پیدا کرد...و الباقی.....

ای بابا...چرا نا امید شدین...؟؟ نه اصلا این حرفا کدومه...بابا....حتما کتاب مبانی اقتصاد کلان رو مطالعه کردن.....باور کنید...این هم خودش یه پیشرفته....چشمک

یادتونه نوشته بود اگر نرخ سود بانکها کاهش پیداکند سرمایه ها از بانکها خارج شده و به سمت سرمایه گذاری در بخشهای سود آور تر میشود....و همین امر باعث ایجاد اشتغال و افزایش رفاه و کاهش تورم و با لارفتن قدرت اقتصادی و در نتیجه صادرات و جذب سرمایه گذاری خارجی..و .......خب...خب..خب.......باشه بی خیال میشم...ادامه نمیدم....خوشبختی زیادش هم خوب نیست..

راستی یادم رفت که در آخرش هم گفته بود با فرض ثابت بودن سایر عوامل...متفکر

که میشه مثال های خوبی براش پیدا کرد.....عدم تشدید تحریم های اقتصادی،متعهد بودن روسیه و چین به تعهداتشون،داشتن روحیه وحدت و ملی گرایی و وطن دوستی و ...در آحاد ملت شریف،برخورداری از موقیعت مناسب در کشور های همسایه،داشتن یک ثبات سیاسی بلند مدت در سیاست داخلی و .....

ای بابا....همون با فرض ثابت بودن سایر شرایط کافیه.....

خب.....مغز آدم درد میگیره به این چیزا فکر میکنه.....معلومه مغزی که درد بگیره فرار میکنه......چشمک...حالا شما هی بهش امکانات بده..کار بده..احترام بزار...رفاه ایجاد کن...لابراتوار....بودجه پژوهشی...پارک فن آوری...سیمنار های معتبر...تقدیر و تشکر از اساتید و ......درسته...مشکل از بیماری مغز درده که مغرها رو فراری میده...نه چیزای دیگه.....

اصلا از قدیم گفتن مغزی که درد نمیکنه رو دستمال نمی بندن....

خلاصه اینکه...اگه به همین روال ادامه بدیم...خیلی خوب میشه...یا خیلی بد....فکر نکنم حالت وسطی داشته باشه....

ما هزینه تحصیل رو از  دانشجوها میگیریم...و موقع کا کردن و پول دادن که شد...میفرستیمشون بلاد کفر....برن و از اونها پول بگیرن.....جالبه ها...این جوری ما پولدار تر میشیم و بلاد کفر فقیر تر.....خنده

خدا بیامرزه پدر این اقتصاددانان گرامی رو که اینقدر آموزشهای خوب به این مسئولین میدن.....اونها هم میبندن به کار طرب امثال ما...و مایه لهو و لعب فراهم میشه...بسیار هم فرح بخشه .نیشخند

گفته باشم از فردا سرتون درد گرفت نرید دکتر ها...یک راست برید اداره گذرنامه.....دکتر های خوبی اون ور آب هستن ....که حتی با خرید بلیط هم سر درد شما رو خوب میکنن...

بشنوید: تقصیر من بود-گروه کیوسک:

http://www.mediafire.com/?nmdmojwmzgt

پ ن:جدای این حرفایی که گفتم......واقعا داریم چه میکنیم با خودمون...!!!

پ ن:تا میتونید توانایی های خودتون رو بالا ببرید....در هر زمینه ای.

 

نویسنده : : ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

مصرف گرایی و کالاهای پرستیژی

در علم اقتصاد کالا ها رو به انواع مختلفی تقسیم بندی میکنن....

کالاهای اساسی-ضروری-لوکس-گیفن-مصرفی-سرمایه ای و ....(که به وسیله تابع درآمد ، منحنی انگل، تابع مطلوبیت و ....نوع کالا برای هر فردی تعریف میشود)

کالاهایی هم هستن که به اونها کالای پرستیژی میگویند...یعنی مصرف کنند از احساس در اختیار داشتن آن و اینکه کمتر کسی دارای آن کالاست احساس رضایت میکند.

برای ما ایرانی ها تعریف غریبی نیست...درسته هر کالایی میتونه یک کالای پرستیژی بشه...مثلا یک ماشین مدل بالا،سفر خارج از کشور،جواهرات و یا حتی مثلا مبلمان...

رواج مصرف گرایی و پرستیژ در مصرف از اروپا بود....و سپس به سایرجوامع راه یافت.

در جوامع صنعتی به دلیل بالا رفتن راندمان تولید و بهره وری بالا جذب نیروی کار در بخش تولید کمتر شده و با کاهش هزینه تولید، تولید سود آور تر میشود....و باعث افزایش سطح عمومی رفا میشود....خوب...فرایند به چه صورت است..؟

نیروی کار مازاد صنعت به بخش خدمات وارد میشوند(در کشور های صنعتی بیش از ۵٠% شاغلین در بخش خدمات هستند و باقی در صنعت و کشاورزی)و باعث ایجاد رقابت در بخش خدمات و در نتیجه بالا بردن کیفیت و کاهش هزینه های بخش خدمات شده،همچنین باعث تنوع و گسترش بخش های خدماتی و رفاهی میشوند(مثلا  صنعت توریسم)..در نتیجه مصرف گرایی و زمینه تنوع در مصرف نمایان شده و ر این مرحله صنعت تبلیغات به وجود آمده و مصرف را تبلیغ میکند و با تغییر و همره کردن سلیقه ها مصرف را به شدت افزایش میدهد.....حال در این میان اشکال مختلفی از مصرف بوجود میآید که به آن مصرف پرستیزی(کالای پرستیژی) میگویند که همان تعریفی بود که قبلا اشاره کردم.

در کشور ما هم این روند به شکل ناقصی اتفاق افتاده...اقتصاد ما بدون گذار از بخش صنعتی و بهره وری در صنعت با توجه به درآمد های نفتی به سمت گسترش بازار خدمات و کوچک شدن بخش تولید و بهره وری پایین در تولید رفته است...رشد مصرف گرایی و ورود کالا های پرستیژی و لوکس و زمینه های اخلاقی که از قبل داشتیم(چشم و هم چشمی) باعث گسترش این نوع مصرف شده.....

فعالان اقتصادی هم با استفاده از این ویژگی بازار ایران توانستند با تولید و توزیع انواع خدمات و کالاهای این چنین درآمد زایی خوبی هم داشته باشند...با توجه به محدودیت فعالیت شرکت هاو برند های خارجی در ایران(هم به دلیل تحریم و هم قوانین سخت گیرانه داخلی) زمینه قاچاق این گونه کالا و خدمات هم گسترش پیدا کرده و انواع مارک های قلابی هم به بازار آمده و نتیجه این شده که شما به اندازه کالای اصل پول پر داخت میکنید ولی در حقیقت کالای تقلبی را دریافت میکنید....اگر هم کالای اصل را دریافت کنید به دلیل بسیار یاز محدودیت ها از خدمات بعد از فروش محروم هستید....

آیا وااقعا در دنیای امروز متوان بدون ارتباط با دیگر اقتصاد ها روند توسعه مثبتی را در پیش گرفت....؟؟

هزینه محصور شدن اقتصاد ایران را چه گونه میتوان محاسبه کرد...؟

یکی از آثار مهم تحریم ها و محدودیت های اقتصادی بروز رفتار اقتصادی نا صحیح از سوی جامعه است که حتما در روند توسعه مانعی خواهد وبد.....و میدانید که بر طرف کردن موانع فرهنگی بسیار  زمان بر تر از سایر موانع است.

یک مرسدس بنز مزین به سنگ های کریستال – نمایشگاه کالاهای لوکس،مسکو

پ ن١:بروز پدیده مصرف کالای لوکس و پرستیژی اجتاب نا پذیر است.ولی باید دید در چه زمان و شرایطی و با توجه به چه میزان ازتوسعه یافتگی بروز میکند.

پ ن٢:پرداختهای نقدی دولت فقط باعث ضعیف تر شدن تولید و تشویق واردات برای کاهش تقاضا در کوتاه مدت میشود. 

نویسنده : : ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

تو دستور بده....همچنان دستور بده.....!!

چند روز پیش خبری رو در خبر گزاریها خوندم که....بی خیال.

"رئیس دولت دهم گفته هر بچه ای که در سال ١٣٨٩ متولد شود از طرف دولت یک میلیون تومان در یافت میکند(در حسابی به عنوان آتیه) و دولت هم سالی ١٠٠ هزار تومان و والدین هم ٢٠ هزار تومان در ماه(البته لطفا)به این حساب اضافه کنند...تا در جوانی این گل های نوشکفته ١٢٠ میلیون تومان موجودی صندوق....عصای دست آنها شود....البته با این توریم 30-40 درصدی همین حالا هم 120 میلیون تومان چیزی نیست چه برسه به مثلا 20 سال بعد......که مطمعنا تورم بسیار بیشتر هم خواهد شد.

""خداوند مورد رحمت قرار دهد کسی را که به فکر ملت خود است....البته کسی را که به فکر است...نه فکر میکند که به فکر است...""

این همه تو این مملکت از دوره پهلوی تا حال کارشناسان  از رشد جمعیت و آموزش و بهداشت و ....دم زدند....همه با کار، کار گروه های اقتصادی شما نقش بر آب شد...

دوستان شما بگید....

١-این طرح باعث افزایش جمعیت میشه یا نه..؟؟

٢-اگر میشه در کدام قشر....قشر مرفه و روشن فکر و طبقه متوسط...یا در اقشار آسیب پذیر و فقیر و کم سواد....؟؟

٣-تصور کن معتادی که حاضره بچش رو بفروشه..... در ازاء تولدش یک میلیون تومان بگیره...؟؟

۴-یک کارگر فقر که ۵ تا بچه داره.....اگر بفهمه پولی برای تولد فرزنداش میگیره....چقدر از این کار خودش پشیمون خواهد شد...؟؟

چقدر بنویسیم....چقدر بگیم....برای کی...؟

با این نوشته ها همه داریم خودمون رو خسته میکنیم....کسانی میخوانند و همفکری میکنند...که خودشون قبل از خواندن این مطالب و انتقادها.....منتقد و صاحب نظر بودن...و البته متفکر....

فکر کنم تغییر تو جامعه ما خیلی سخت شده کسایی که موافق یک مقوله هستن همیشه موافق خواهند ماند و کسایی که مخالفن....مخالف خواهند ماند...شاید دلیلش وجود اعتقادات مذهبی شدید در زندگی و افکار ماست....که به قول دوستی هر دو طرف دعوا رو شهید می نامند....شاخصه ای ماواری عقلانیت...و کاملا معنوی......شاید یه کم دید سیاه و اغراق شده ای باشه....ولی واقعا میشه حسش کرد.....

طبقه ای از جامعه ما هستند که نمیدونم اسمشون رو چی بزارم... تغییر ناپذیرند....تا زمانی که همه چی عوض نشه و دستوری از بالا نرسه....همینی هستن که میگن باشین...البته در همه جوامع باید وجود داشته باشه....ولی در کشور عزیزمون...چشمگیرند....افرادی که تغییر نمیکنند.

این گونه سیاستهای دولت مردان در این گونه جوامع مخاطبی جز این طبقه نخواهد داشت ....حفظ حمایت و سیاهی لشکر بودن این طبقه عامل بسیار مهمی برای سیستم حاکم خواهد بود.

پ ن1:لطفا در نظرات تند روی نکنید.....و صبورانه نقد کنید.

پ ن2:این بحث سیاسی نیست...کاملا اقتصادی است والبته اجتماعی

پ ن3:ای نوشته زیبا رو  از وبلاگ (اردیبهشت)برداشتم""در جامعه گرایش هایی وجود دارند که اجازه نمی دهند انسان در مسیر شادی گام بردارد . پیروان این گونه نگرشها به انسانهای بدبخت نیاز دارند چون بر اساس هدف آنها انسان بدبخت از یک انسان شاد شایسته تر است . انسان شاد انسانی شورشی است اما انسان بدبخت ،؛ هیچگاه شورش نمی کند . انسان بدبخت همیشه آمادۀ فرمانبرداری است ، همیشه آمادۀ تسلیم شدن است . انسان بدبخت تا بدان اندازه نگون بخت است که نمی تواند سرپای خود بایستد . اوخودش را کاملاً بدبخت می داند و به همین دلیل آماده است تا در دام هر کسی گرفتار شود (اوشو)

نویسنده : : ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

یک تحلیل احساسی از آینده اقتصاد...

اقتصاد رو هم میشه با احساس تحلیل کرد....مثلا یه چیزی مثل حس ششم.....و یا حدس و گمان...!!

از وقتی آمار و ریاضیات و بعد از اون اقتصاد سنجی در علم اقتصاد پدیدار شد و به کار گرفته شد....اقتصاد دانان سعی کردن که  تحلیل ها و نتیجه گیری های اقتصادیشون رو تا میتونن در غالب ریاضیات بگنجانند تا جواب ها بسیار دقیق تر و واقعی تر بشه...حتی در اقصاد سنجی بحثی پیرامون چگونگی تبدیل متغییر های کیفی به متغییر های کمی داریم ...که در نوع خودش جالبه......

در مقاله ای خوندم که یکی از اقتصاد دانهای امریکایی نوشته بود(بی شک بهترین های این علم در امریکا هستند)....در مورد را ه های کاهش آمار طلاق در ازدواج ها....حالا توضیحش مفصله...ولی از آماره ها و مسائل اقتصادی ...مدلی رو ارائه کرده بود که میزان موفقیت در زندگی رو بیشتر میکرد

یا مثلا برای کاهش مصرف موادمخدر...و یا برآورد میزان خوشحالی دوستان از دریافت هدیه کریسمس و .....

وقتی اقتصاد به این قسمت ها میرسه....خیلی احساس بهتری دارم....البته معتقدم که باید این تعاریف در کنار مطالعات جامعه شناسی و روانشناسی نگاه بشه و به شکل مستقل برای کاربردی شدن استفاده نشه...

در باره سال آینده اقتصاد کشورمون باید بگم که ...دوست دارم یک تحلیلی فرا تر از این متغییر های کمی...و حتی کیفی بکنم......تحلیلی کاملا احساسی...بدون هیچ اطلاعات و آماری و البته کاملا شخصی و فقط برای ثبت...تا سال دیگه ببینمش ....!

1-مسئله انرژی(حمل و نقل و گرمایش و ....)مهمترین چالش دولتمردان خواهد بود

2- فکر کنم...با تورم بالای 30 درصد در اکثر کالاها روبرو بشیم...

3-رکود ادامه دارد....البته در بازار مسکن

4-افزایش هزینه های دولت(امنیتی-کاهش مالیات دریافتی-کنترل نرخ ارز)

5-به احتمال زیاد هدف مند کردن یارانه ها میره برای سال 1390

6-افزایش نرخ سودبانکها و افزایش نقدینگی

7-احتمالا کاهش  شدید درآمد شرکتهای بیمه

8-کاهش قیمت خودرو و زیان شرکتهای خودرو سازی محترم و سوگلی

پ ن1:خدا به دادمون برسه...با این پیش بینی های من

پ ن2: هرچی کتاب و مقاله در مورد "پیر لیت" پیدا کردین بخونین(برای دوستان اقتصادی)

نویسنده : : ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

دانش...بی اهمیت ترین پایه توسعه در ایران

چندی پیش بحث ایجاد ٢٠ درصد سهمیه برای دانشجویان متاهل در دوره کارشناسی ارشد مطرح شد...امروزخبردار شدم که این طرح امسال اجرا نمیشود....

نمیدونم الان چه احساسی از شنیدن این خبر دارید....ولی ابتدا کمی فکر کنید و بعد نظر خودتون و بگید.

وقتی آزمون و مصاحبه ای یکسان برای ورود به دانشگاه برگزار میشه منظور اینه که بهترین ها انتخاب بشن،با استعداد ترین و خلاق ترین ها...در شرایط برابر خودشون و محک بزنن و انتخاب بشن...نتیجه هم معلومه...بهترین ها برای مهم ترین پست ها و در نتیجه بازده و بهره وری بهتر و نرخ رشد بالاتر و در نهایت توسعه و پیشرفت...

حالا این وسط نهاد های مختلف و تصمیم گیر میخواهند برای نهادینه کردن فرهنگ ازدواج،روحیه ایثار،توزیع مجدد رفا در مناطق محروم و روستایی،تجلیل از مقام شامخ گروه ها و اشخاص خاص،احترام به فلان اداره و شرکت،ارائه خدمات به خواص و ....کاری انجام بدهند...خب این حق هر دولتی است...و در حوزه علوم سیاسی و خارج از بحث ما....ولی انجا به ما مربوط میشود که مثلا برای ترویج فرهنگ ازدواج...وام ازدواج را از ۴ میلیون(که دومیلیون تومان آن هم کالاست نه نقدی) به ۵٠ یا ۶٠ یا بیشتر افزایش نمیدهند.... مطئنم کسی هم کسی اعتراض خواهد کرد...؟؟؟!!

مشکل اینجاست که دولت و مسئولین محترم این امر را دلیلی برای تشویق ازدواج نمیبینند....و کار به جایی رسیده که سهمیه دانشگاه...آن هم در مرحله حساسی مثل کارشناسی ارشد از دید آقایان محرک ازدواج جوانان شده...چرا که هزینه آشکار(دیداری)کمتری به جامعه تحمیل میکند....!!

میدونین یعنی چی...؟؟ یعنی بی ارزش ترین و کم خرج ترین هدیه برای مسئولین به جوانان (حالا از هر صنفی و به هر دلیلی) واگذاری کرسی هایی که باید با دانش و توانایی کسب شود به کسانی که صلاحیت ندارند...و در طرف دیگر حذف کسانی که توانایی رسیدن به این درجات علمی رادارند.....!!!؟؟

واقعا فکر میکنید  برای رسیدن به این حرفهایی که من نوشتم چند ساعت تفکر لازمه...؟؟

پایه و اساس توسعه در همه کشورهای جهان دانش و تولید دانش است...بازده سرمایه گذاری در دانش در اکثر موارد حتی تا ۵ برابر میزان سرمایه گذاری اولیه است....این رقم کمی نیست.....رقم کمی نیست که مسئولین بخواهند با فروش ارزان آن...مثلا ازدواج یا هزاران نیاز دیگر را در جامعه مرتفع کنند....!!!!

همین حالا با خودتون فکر کنید:

من چقدر حق دارم از رفاه کسانی که بعد از من در این سرزمین حق زندگی دارند،خرج کنم.....؟؟

نویسنده : : ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

پونتیاک یا نان لواش.....؟؟

دیروز به اتفاق چند تا از دوستان به ارتفاعات توچال رفته بودیم....در حال برگشت وقتی به پارکینگ مجموعه رسیدیم و به دنیال اتومبیلمون...چشمم افتاد به یک "پونتیاک(مدل1978)..مشکی و تر و تمیز...با یک عقاب سفید روی کاپوت جلو.....برام جالب بود که هنوزم با این وضعیت ظاهری خوب داره ازش استفاده میشه.....تو همین فکرا بودم که پیرمردی شیک پوش با کلاه قشنگی که سرش بود جلو اومد...دزد گیر ماشین رو زد... و با لبخند گفت اگه دوست دارید میتونید از داخلش هم دیدن کنید....از مدل و کلاس ماشین ازش پرسیدم....دوستم گفت مصرفش چنده....پیرمرد گفت صدی 24....(این ماشینها کارت سوخت هم ندارن)..میگفت 30 میلیون خواستن ندادمش....!! البته این یک نمونه کوچک و برای شروع بحث بود.

1-دوستان ما تا چه حد مالک دارایی های خودمون هستیم....؟؟؟

2- فکر میکنید سئوال احمقانه ایه...؟؟

3-علاقه های ما تا چه حد باید به درد خودمون و جامعه بخوره....؟؟

دیشب با دوستی در همین مورد صحبتی کردیم......

داشتن کلکسیون ها و مجموعه های شخصی به نظر بعضی ها باعث بوجود آمدن اشتغال و همچنین ارضاء نیازهای روحی در بعضی از افراد و در نهایت کاهش انحرافات و افزایش سطح رفاه و .... میشود.

 ولی این کلکسیون های شخصی باعت خارج شدن انباشت شدن و اتلاف سرمایه ها میشه  به عبارتی بد ترین استفاده  از سرمایه ....

تبدیل شدن سرمایه به کالاهایی که ارزش کلکسیونی شخصی دارند (نه مثلا طلا و جواهرات که ارزش همگانی دارند)...در صورت همه گیر شدن در میان طبقه مرفه و سرمایه دار(که البته در همه جای دنیا وجود داره) میتونه باعث اتلاف سرمایه انباشته شده بشه...اگر از خارج از کشور وارد بشه.. دیگه بدتر....!

مرفهین محترم هم کاملا حق دارن که  درامد ها و ثروتشون رو اون طوری که میخوان مصرف کنند...البته که نمیشه دلبستگی ها و اختیار رو از آدمها گرفت...ولی میشه با آموزش و آگاهی...تا حدودی تصمیم های افراد رو در قبال مصرفشون هوشمندانه تر و مفید تر کرد.....البته باز هم تاکید میکنم که اختبار و آزادی حق همه افراد جامعه است

توچال 30/11/1388

نویسنده : : ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

یک سرمایه گذاری کوچولو.....

در ایران به علت پایین بودن دستمزد ها و تورم هفتگی در اکثر کالا ها و....

یک شغل به هیچ وجه نمیتونه درآمد رو برابر و احتمالا بیشتر از هزینه ها بکنه...در نتیجه هر مغری که سلول خاکستری داشته باشه ...راهکار هایی رو اراده میده:

١-شغل دوم

٢-تغییر شغل

٣-ابتکار جدید برای کسب درآمد که به اون میشه کار آفرینی هم گفت

این افکار در اکثر افراد به این ترتیش شکل میگیره....ولی اگر ترتیب به صورت ٣-٢-١ در ذهن شما نتفاق بیفته...مطمئن باشید که انسان ریسک پذیر و با خوشی هستین.

با توجه به افزایش جمعیت ایران عزیز و همچنین کاهش شدید سطح تولیدات داخلی در ٣ سال گذشته که دیگه انقدر دلایلش رو گفتم خسته شدم....

فکر میکنم سرمایه گذاری در بخش کالاهای سرمایه ای علاوه بر اینکه سرمایه اولیه بالاتری می خواهد، بازده دیر و احتمالا خیلی پایینی خواهد داشت...

پس میماند ارائه خدمات و استفاده از ارزش افزوده تولیدات دیگران و همچنین طراحی خدمات جدید و استفاده از سود حاصل از انحصار ارائه خدمت و یا تولید کالا های مصرفی  و به عبارتی کم دوام.

چند تا طرح خوب طی صحبتهای که با دوستان داشتیم مطرح شد:

١:ایجاد واحد های کوچک بسته بندی مواد غذایی:فکرش رو بکنید (مثلا همین پیراشکی) های معمولی رو در انواع مختلف بسته بندی کنید و به بازار ارائه کنید...پس شد خرید تولیدات برای مدت کوتاهی و تغییر بسته بندی و ارائه به بازار مصرف....یه علت" صرفه های حاصل از مقیاس فروش" هزینه تولید پایین آمده و ارزش افزوده بسته بندی را اقتصادی میکند

٢:احداث بنگاههای ارتباطی برای فروش کالاهای دست دوم با استفاده از بازاریابی انترنتی...اولش سخته ولی بعد از مدتی حتما کمیسون حاصل برای شما چشمگیر خواهد بود

٣:احداث بنگاههای تحویل در محل محصولات غذایی(به عبارتی سوپر مارکت مجازی) که بدون داشتن فروشگاه بتوانیم سرویس تحویل در محل رو ارائه بدیم...البته یکی از دوستان با کمک همسرش چند وقت پیش این سیستم رو طراحی و عملی کردند و در حال حاضر سود خوبی هم میبرند....چرا نگفتم پخش عمده....؟به این علت که سرمایه بالا و در دسرهای خاص خودش رو داره

۴:ارائه خدمات همراهی به سالمندان: اسمش عجیبه..ها.؟ ولی سودش عالیه....چند تا از دوستان ایرانی در اروپا تونستن این سیستم رو طراحی و عملی کنن....فکر میکنم در ایران هم سالمندان زیادی هستند که اوضاع مالی خوبی دارند ولی به علت مهاجرت فرزندانشون تنها هستن و برای همراهی در(مثلا مراجعه به پزشک و با خرید لولزمی که حضور خودشون هم لازمه(مثلا لباس)به همراهی احتیاج دارند.

5:خدمات برگزاری جشن های تولد:این دیگه یک سوژه خیلی خوبه که جدید هم هست...یه چیزی شبیه خدمات مراسم عروسی ولی بسیار کم هزینه تر و کم دردسر تر....بیشتر مخاطب کودکان هستند و شما باید با یک تیم نمایشی(مثلا عروسکی) موسیقی کودک(ارف) و یک فروشگاه خوب شیرینی و شکلات همکاری داشته باشین....خندتون گرفته......ولی سودش عالیه..چشمک

خب این چند مورد از تجربیات دوستان و افراد باهوش رو به خاطر داشته باشین...حلا شما چه پیشنهادی دارن....شما هم راهکارهایی که به ذهنتون میرسه رو برای دوستان بنویسیدلبخند

پ ن1:راستی شما لازم نیست این کار ها رو شخصا انجام بدین....باید مدیرت اجرایی رو به عهده بگیرید

پ ن2:اراده پیشنهاد ارتباط چندانی با تحصیلات نداره.....یه کم شهامت فکر کردن و تحلیل میخواد.

نویسنده : : ٩:۳۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

کسی راه پول دار شدن رو بلده.....؟

تقریبا هر زو که از سر کار میام خونه....یک راست میرم تو اتاقم...یه کمی با کتابام و درسا ور میرم....یه کم با کامپیوتر....چای و میوه.....احوال پرسی از جناب سنتور (نت های گروه و تمرینهای خودم)... دستی هم  بر سه تار عزیزم...!! تقریبا سه ماهه که تلویزون دیگه نمیبینم(حتی فوتبال).....!

سر ماه پرداخت انواع قسطها و بیمه و مالیات و.....

زندگی داره به این شکلی که گفتم پیش میره.... میخوام بدونم"ریکاردو،کینز،آدام اسمیت،هایک،میل،فریدمن،فیلیپس و باقی اقتصاد دانان بزرگی که در مورد ثروت و رفاه و ....نظریه دادن...برای بهبود این شرایط و رسیدن به بازده بهتر...الگویی رو طراحی کردن..؟؟

گیرم راه پولدار شدن هم پیدا شد.؟

اون موقع از شرکت چند ملیتی تولید و عرضه انواع.....که دارم.....میام خونه میرم تو اتاقم(البته٣٠ دقیقه از درب منزل تا اتاقم طول میکشه...چشمک) ...یه کم با کتابا و مقالاتی که رو میزمه ور میرم....بعدش میرم با کامپیوتر ور میرم و احتمالا آخرین قیمت سهام شرکتهام رو و ....چای(بهترین چای موجود در جهان) و میوه(که میوه هاش هم از گرون ترین میوه فروشی یک قرن گذشته برام تهیه کردن)....احوال پرسی از جناب سنتور(احتمالا تمرن جهت اجرای کنسرت برای انجمن پیشکسوتان هنر دوست)..یه تار هم که هست و......تلویزیون هم اگه شرایط بستگی به دولت وقت داره...!

سر ماه سرمایه گذاری های مختلف و پرداخت مالیات ها و عوارض وتعرفه و گمرک و ...به 15 نرخ ارز رایج دنیا....عینک

فکر میکنم فقط مقیاس قضیه یه کم وسیع تر شد....!!

واقعا میخواین راه پولدار شدن رو بهتون بگم...؟؟

پ ن1:کسی که خودش پولدار بشه نمیتونه از زندگی لذن ببره...ولی کسی که باباش پولداره...اون خیلی میتونه خوش به حالش بشه..ولی من در هر دو صورت خوشحالمچشمک

پ ن2:کسانی که پولدار نیستن با توجیحاتی از این دست(که در بالا اشاره شد) دل خودشون رو خوش میکنننیشخند

 

نویسنده : : ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

کارگران افغانی....فرصت یا تهدید..!

  چند روزه که خبری در روزنامه ها توجه همه رو به خودش جلب کرده.

"افغانها  به اندازه بودجه کل کشورشان از ایران ارز خارج میکنند"

خبر درمورد افغانی هایی است که حالا دیگه خیلیاشون هموطن ما شدن(یک میلیون نفر)و بیش از  ۵/٢ میلیون نفر هم غیر مجاز در ایران فعالیت میکنند...کسانی که از نا چاری و فقر و ظلمی که در کشورشون کشیدن...راهی ایران شدن و به سخترین کارهای با کمترین حقوق تن میدهند و از جسم خودشون مایه میگذارن.....

کارگران افغان که اقامت قانونی ندارند و هر لحظه ممکنه که اخراج بشن...هر پولی را که به دست میآورند به سرعت به افغانستان حواله میکنن....و میزان خروج ارز تقریبا قابل توجه ....!بودجه سال ١٣٨٨ افغانستان ٢میلیلرد و ٨٠٠میلیون دلار بوده که بنا بر گزارشات افغانهای مقیم ایران(۵/٣ میلیون نفر)تقریبا ٢ میلیارد و ۵٠٠ میلیون دلار ارز از کشورمون خارج میکنند(به گفته کمیسیون اقتصادی مجلس)...البته من مقداری به این آمار شک دارم..!!در هر صورت برای ما رقم بالاییست.

حالا چه کنیم..؟؟ راه حل چیه..؟؟

به اعتقاد بنده چند سناریو پیش رو داریم:

١-اخراج افغانها:که با تهدید و زور و.... همراه است و در آینده روابط بین ایران و افغانستان را تیره خواهد کرد و افغانهایی که در ایران اقامت قانونی دارند را تحریک میکند. از طرفی قطعا هزینه تولید را به خصوص در بخش مسکن و کشاورزی بالا خواهد برد.

٢-ادامه روند فعلی:با اقامت دادن به افغانها آنها و بر خورداری آنها حقوق شهر وندی باعث بالا بردن بازده نیروی کار آنها و همچنین ورود خانواده های آنها به ایران بشویم تا علاوه بر بازده بالای تولید ارز بری آنها از ایران به حد اقل ممکن برسد...که معایب این طرح هم میتواند به مشکلات فرهنگی و بالارفتن میزان مهاجر به کشور و همین طور بالارفتن نرخ بیکاری در سطوح مختلف و همچنین تورم ناشی از افزایش طرف تقاضا  را خواهد شد.

به نظر من راه حل سومی هم وجود دارد که بسیار بهتر از دو سناریوی قبلی است.

٣-سرمایه گذاری در افغانستان:درسته که ما در کشورمون با کسری بودجه و مشکلات مالی روبه رو هستیم....ولی توجه کنیم که اگر مثلا خط تولید خودرو در سوریه،ونزوئلا و....را بهتر نیست در کشور همجوار و همسایه خودمون افغانستان راه اندازی کنیم..

با استفاده از نیروی کار ارزان و مواد اولیه در دسترس....هزینه تولید حتما کمتر از ایران خواهد بود و همچنین باعث بالا رفتن توان اقتصادی و جذب نیروی کار در افغانستان خواهد شد....در این صورت افغان ها خودشان میدانند کجا باید دنبال کار باشند...

در ثانی سود بیشتری هم نسیب صنعت  و کشور ایران خواهد شد....در حالی که به صنعتی شدن و اشتغال در افغانستان هم کمک شده است....اگر در این زمینه مطالعاتی صورت بگیرد قطعا به نفع دو طرف خواهد بود و باعث کاهش مشکلاتی که این مهاجرت های غیر قانونی برای دو طرف ایجاد کرده میشود.

نویسنده : : ٧:٤٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

پایان نامه

"مطالعه اقتصادی تولید برق با استفاده از انرژی باد در مقایسه با انرژیهای فسیلی"

این موضوع پایان نامه منه....

چند ماهی هست که دارم روش کار میکنم....هدف برآورد کردن بهای برق تولید شده در نیروگاه برق فسیلی(که از سوزاندن انرژی فسیلی و تبدیل آن به انرژی محرک توربینهای بخار آب است)  و مقایسه آن نسبت به هزینه های احداث و بهره برداری از نیروگاههای برق بادی در قیمت های متفاوت حامل های انرژی(نفت و گاز) در ایران است....

 سوختهای فسیلی آلودگی زیادی برای محیط زیست ایجاد میکنند و نیروگاه برق بادی آلودگی زیست محیطی بسیار کمی دارند و همین امر میتواند توجه دولتها را به استفاده از انرژی های پاک(غیر فسیلی) بیشتر کند و با جدا شدن بخش تولید برق از نوسانات قیمت بازار منبع هیدرو کربوری(نفت و گاز) در  بازار عرضه و تقاضای برق نیز با نوسان قیمت کمتری مواجه باشیم...

البته این دو مورد آخری که در مورد محیط زیست و نوسانات قیمت است را کمتر مورد توجه قرار میدهم...چراکه هر کدام میتوانند موضوع یک پایان نامه مستقل باشند....

پ ن:اگر دوستان مطلبی در این رابطه دارن که میتونه به من کمک کنه...خیلی خوشحال میشم که با من در میان بگذارن.....پیشاپیش هم از کمک دوستان سپاسگذارملبخند

نویسنده : : ٢:٢٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

سازمان تجارت جهانی

سازمان تجارت جهانی(WTO)مقر  آن در ژنو(سوئیس)می باشد...باقی اطلاعات رو هم میتونید از ویکی پدیا مطالعه کنید.

مسئله اصلی که خیلی از اقتصاد دانهای دنیا در موردش نظر داده اند....لزوم بودن چنین سیستمی در اقتصاد جهانیست.."یکپارچه سازی تجارت"....به این ترتیب....حتما تولیدات با محدودیت عرضه ای کمتری از جمله"گمرک،تعرفه،حق مالکیت،و...

مواجه هستند واز سویی هزینه های تولید به علت کاهش فاصله تولید کننده و مصرف کننده،استفاده از مزیت های نسبی و مطلق در نهاده های تولید و امکان بوجود آمدن و انباشت سرمایه در سایر کشور ها را دارد...ولی از طرفی تولیداتی که با فشار قوانین و تعرفه ها و ....توجیح پذیر میشدند(مثل خودرو سازی در ایران)...واقعا با خطر جدی مواجه میشوند(البته تعرفه برای 3 کالا به طور انتخابی ولی تا سقف12% را میتوان برای مدت محدودی انجام داد)....حالا واقعا حذف چنین تولیداتی از تولید ناخالص داخلی(GDP) تا چه حد میتونه مضر...ویا شاید هم مفید باشد را باید با مطالعات دقیق تر و آمار شفاف برآورد کرد....اصلا شاید انتقال منابع مصرف شده در این بخش به سایر بخشهای تولیدی  بتواند مزیت نسبی را در بخش های دیگر افزایش دهد...!!

معمولا مخالفان بیشتر از عواقب سیاسی طرح بیم دارند...چرا که با این ساختار تولید و اقتصاد به شدت دانش محور شده و در حقیقت سود بیشتر را کسی میبرد که از دانش و توانایی تولیدی بیشتری بر خوردار است،نه کسی که منابع بیشتری دارد(حالا این منابع نیروی انسانی،انرژی،معادن،آب و....هرچه میخواد باشد)...در این میان مدیریت تولید و فن آوری حرف اول را میزند...و رانت داشتن منابع به حداقل خواهد رسید.

در یک نگاه کلی یکپارچه سازی تجارت از دید مصرف کننده میتواند

 باعث بالا رفتن سطح رفاه و کاهش قیمت و بالا رفتن کیفیت محصولات شود

 از دید عرضه کننده :

1-باعث رقابتی تر شدن فضای تولید،

2-سرمایه گزاری بیشتر در بخشR&D ،

3-تبدیل شدن اکثر بازار ها به بازار آزاد،محدود تر شدن تولیدات انحصاری و افزایش شرکتهای چند ملیتی،و....

و از دید سیاست مداران..

1-کمرنگ شدن مرزهای اقتصادی،

2-ایجاد منافع مشترک اقتصادی،

3-کاهش قدرت چانه زنی کشور هایی که تا کنون از رانت منابع طبیعی استفاده میکردند،

4-پذیرش بی قید و شرط تر قوانین و مقررات بین المللی،

5-تبدیل شدن اقتصاد به مهمترین سلاح برای مناسبات دیپلماتیک و ....

 

پ ن: بنده در امور سیاست تخصصی ندارم و فقط از منظر اقتصاد در این مقوله وارد شدم.

 

نویسنده : : ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

اقتصاد وطن....

 جدول بانک جهانی رو دیدم.... با اینکه منتظرش بودم... ولی اصلا حالم خوب نیست....

منبع روزنامه دنیای اقتصاد

نویسنده : : ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

نسل جدید کارفرما در ایران....

مطلب جالبی رو در وبلاگ یکی از دوستان در مورد حق و حقوق کارمندان در قبال کارفرمایان خوندم.....که باعث شد مطالبی در مورد بازار کار درایران به ذهنم برسه که براتون مینویسم:

کشور عزیز ما همونطور که میدونید دارای منابع عظیم انرژیهای هیدروکربوری(نفت و گاز) میباشد که بیش از ٨۵ درصد درآمد های دولت ما هم از این منابع است...و سهم قبل توجهی از آن صرف پرداخت یارانه و همچنین واردات کالاهای مصرفی و سرمایه ای میشود....یعنی به زبان ساده تولید ما جواب گوی نیازهای داخلی نیست...اون هم به ١٠٠١ دلیل که اگر فرصتی شد بعدا راجع بهش مینویسم....!

با این حجم واردات و تولید ضعیف داخلی بخش خصوصی ما به سمت ارائه کالاهای خدماتی(دلالی و ...) پیش میرود.....و اکثر کارمندان هم در این بخشها فعالند تا بخش تولید...به علت اینکه بالاخره پولی بابت فروش ذخایر نفتی وارد چرخه اقتصاد میشه و بالاخره جنسی خریده میشه و بالاخره مصرفی صورت میگیره...کلا بهره وری و بازده در امر تولید به شدت کاهش یافته و در مورد خدمات هم بازدهی پایین آمده...به طوری که نیروهای متخصص در کار های غیر تخصصی خودشون مورد استفاده  قرار میگیرن...مثلا برای اکثر شغلهایی که ما داریم...حتی یک فرد دیپلمه هم میتونه با یکی دو ماه آموز اون کار رو انجام بده...و همین امر باعث مازاد عرضه نیروی کار متخصص در بازار بشه...میدونیم که هر جا کلمه مازاد در کنار نیروی کار قرار بگیره...یعنی...حقوق حداقل+امنیت شغلی پایین+بهره وری کم+تورم +رکود و ....

در چنین شرایطی اگر اتحادیه های قوی برای حمایت از کارگران نباشه...حتما زور کارفرما ها بیشتر و بیشتر میشه....

متاسفانه در حال حاضر ما با حداقل دستمزد ، کمترین امنیت شغلی و استفاده غیر تخصصی در کارمون روبرو هستیم....و این نتیجه مسائلی بود که بهش اشاره کردیم....

راه برون رفت هم(برای دوستانی که به این مقوله علاقمند هستن) به نظر این حقیر اینست که تا حد ممکن(البته در بلند مدت) درآمد های دولت از بخش انرژی به سمت  منایع مالیاتی تغییر پیداکند....و با تقویت و ایجاد اتحادیه های کارگری قوی و به روز و در ارتباط با مجامع بین المللی و ایجاد یک بیمه تامین اجتماعی منظم و جوابگو تا حدودی از این بحران..(که واقعا جدی هم هست..)کاسته بشه....

پ ن:عکس از فیلم"عصر جدید" چارلی چاپلین...پیشنهاد میکنم .دوباره این فیلم و ببینید

 

نویسنده : : ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

به هدف زدن یارانه ها.....

هدف از هدف مند کردن یارانه ها چیه...؟

تا جایی که تو کتابای درسی خوندم یارانه یا همون سوبسید عبارتست از پرداخت های دولت به صاحبان کالا و یا تولید کنندگان کالا برای پایین آوردن قیمت عرضه شده در بازار به منظور حمایت و افزایش رفاه حال مصرف کننده(که همان ملت فقیر باشند)....

میدونین در کشور ما یارانه به چه کالاهایی تعلق میگیره..؟ این کالاها به دو دسته کالاهای خدماتی و مصرفی تقسیم میشوند....کالاهایی مثل -دارو-لبنبات-نان-خدمات دارویی-خدمات آموزشی-انرژی-حمل و نقل و....

به راستی اگر مردم نیازی به این کالاها نداشتند....برای آنها یارانه در نظر گرفته نمیشد..! یارانه ؛ تامین حداقل نیاز روزانه افراد برای ادامه حیات است...یا ایجاد فرصتی برای زیاده طلبی و مصرف گرایی جامعه...؟؟

بنده به شخصه طرفدار پروپا قرص سیستم اقتصاد آزاد و مکانیزم بازار هستم و معتقدم که باید یارانه ها رو به حداقل رسوند ولی نه برای اقشار خاص و کم درآمد جامعه...

 در حال حاضر کشور ما اصلا بستر مناسبی برای اجرا این هدف مندی نداره...چرا که هدف مندی به صورت حذف یارانه و پرداخت نقدی اون داره صورت میگیره....ترو خدا یکی بیاد مشخص کنه...!! از کی میگیریم و به کی میدیم...؟؟ از کدوم جیب به کدوم جیب...؟؟ لبنیات و دارو و نان (حالا منهای انرژی) برای چه خانوادهای مهم نیست...مثلا یک فرد معتاد (که تعدادشون هم بسیار زیاده) اگه این یارانه رو نقدی بگیره....بازم برای زن و بچه اش نان و مایحتاج شان رو میگیره یا جای دیگه خرج میکنه....؟؟ اصلا اگر قیمت نان افزایش پیدا کنه....مگه کالاهای دیگه هم تحت تاثیر قرار نمیگیرن...؟؟ به خدا سیستم پرداخت یارانه خیلی پیچیده تر و مهم تر از این حرفاست که ٢۴٠ و خورده ای نماینده  با ۶ تا حقوق دان و ۶ تا روحانی...  به حل و فصل قضیه بپردازند.....در دانشکده اقتصاد علامه هم دیدیم که دکتر پژویان(تئوریسین اقتصادی این طرح در دانشگاه ها)چه جواب هایی داشت برای مخالفین....!! و البته شانس آوردیم که استاد عزیز آقای حسینیان(وزیر محترم اقتصاد) تشریف فرما نشدند...چرا که شاید کار به پرتاب اجرام آسمانی در ساحت مقدس دانشگاه میکشید.....

فکر میکنم این طرح بیشتر از آنکه اقتصادی باشد سیاسیت....سیاستی که خیلی وقته باعث نقش بر آب شدن تمامی سیاست های اقتصادی ایران عزیز شده...

 

نویسنده : : ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

گلادیاتورها بتازید.....

اقتصاد ایران در گذر تاریخ.....با فراز و نشیب های زیادی مواجه بوده.....عکس ها خود گواه این تغیرات و البته مقصد معنی دار این تغییرات هستند....؟؟!!

نویسنده : : ۸:٠۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

ذهن های فقیر و جیبهای خالی...!

فقر واژه آشنایست...شاید هم ترسناک...ولی هرکسی برای خودش تعریفی دارد...یک تعریف جهانی داریم که فلان قدر مصرف در روز معادل خط فقر و اندکی بالاتر فقر نسبی و اندکی پایین تر فقر مطلق و چندین و چند تعریف علمی و آکادمیک دیگر....من امروز نمیخواهم بحث اقتصادی بکنم.....می خواه  در باره کسانی حرف بزنم که نمیدونن فقر هستن....!! ذهنی که حتی تا این اندازه آگاه نیست که فقیره....!!

اکثر روستاییان عزیز ایران بدون آنکه بدانند در فقر بسر میبرند و این فقر را قبول کردند...قبول دارند که ما لیاقت بیشتر از این را ندارم...یا مثلا راضی هستیم به رضای خدا....!در حالی که محصولات آنها باعث جمع شدن ثروت های میلیاردی برای کسانی است که مثلا سیب را 100 تومان سلف میخرند و 2000 تومان در بازار تهران میفرشند...!!

چرا...؟ ریشه این ناآگاهی چیست....؟! کجای فرهنگ و دین و سیاست را باید بگردیم و بررسی کنیم تا به ریشه هاش برسیم....؟!

چرا اعتراضی به این فقر نمیشه....چرا بعضی ها فقط به زنده بودن راضی هستن...؟؟ چرا اینقدر فاصله بین روستاییان و شهر نشینان است....که بعضی روستاییان فقر خود را ناشی از مصرف زیاد و ثروت اندوزی شهر نشینان میدانند نه کمبود آگاهی خودشان(تازه اگر فقر را باور کنند)...این سیستم قناعت و رضایت مندی داره یواش یواش با سکوت ،ترس،جهل و خرافات دینی  جا به جا میشه و تغییر ماهیت میده...!!

کسی که با ناآگاهی  به این نتیجه برسه که فقیره....حتما به سمت آسون ترین راه یعنی بزهکاری میره....احتمالش خیلی زیاده....این خلافکار فرقش با خلافکارای دیگه اینه که خیلی راحت داره حقش رو میگیره(البته از دیدگاه خودش) و خب...قربانی هم قطعا کسیه که حقش رو خورده...پس اندکی مقاومت میتونه باعث...شلیک یک گلوله یا استفاده از سلاح سرد بشه....!! یه سری به روزنامه ها بزنید لطفا.......اکثر مجریمین از این دست از سواد بسیار کم و فقر شدید در دوران کودکی رنج میبردن...فقری که  به علت ندانم کاری و گذشتن از حق و حقوق واقعیشون...و اصلا طلب نکردن حقشون از طرف والدینشون بهشون تحمیل شده....و انها هم با نا آگاهی تمام سعی کردن مشکلشون رو حل کنن....!!

جامعه فقیر ایران(که عمدتا مذهبی هم هستند) ..بیش از پرداخت های نقدی از جمله سهام عدالت،یارانه نقدی،جشن نیکوکاری،صدقه و ....(که در جای خودش لازمه)به آگاهی از حقوق اجتماعی و تعریف صحیح واژه قناعت و پاک کردن چهره بد سرمایه داری از ذهنشان نیاز دارند.

نویسنده : : ۸:٤٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

الگوی نیازهای اساسی در اقتصاد توسعه

الگوی نیازهای اساسی در اقتصاد توسعه جزو دیدگاههای ضد فقر به شمار می آید ...دغدغه اصلی همه اقتصاد دانان...!

پایه اصلی این نظریه در دهه ١٩۶٠ پی ریزی شد جایی که رشد اقتصادی در سطوح پایینی جامعه و یا حتی کشور های کمتر توسعه یافته به کندی و سختی پیش میرفت...و بهره وری و شکوفایی در اقشار فقیر به شدت کاهش می یافت...در این میان اقتصاد دانانی نظیر"مک نامارا،پل استریتن،دادلی سیرز و ...با مطالعاتی در باره فقر و عدم توسعه یافتگی در جهان سوم به سمت الگو های جدیدی در اقتصاد توسعه رفتند که به آنها الگوی نیاز های اساسی میگویند...در این الگو حد اقل نیاز های فرد در جامعه در نظر گرفته شده و با توجه به تامین این نیازها و توزیع درآمد (حتی به صورت پرداختهای انتقالی و ..)و از میان برداشتن فقر مطلق*  به رونق در تولید و کارایی توسعه و اثر بخشی سرمایه گذاری در تولید امیدوار میشوند....که البته منتقدان و طرفداران بسیاری هم دارد.

در نتیجه مطالعات و تلاشهای اقتصاد دانان و پس از بحثهای زیادی پیرامون پیامد های آن در روابط سیاسی و بین المللی در گزارش سازمان ملل به کنفرانس جهانی اشتغال در سال ١٩٧۶ مفهوم نیاز های اساسی در چهار عنوان تعریف شد:

١-حداقل نیازهای مصرفی خانواده(غذا،مسکن،پوشاک)

٢-در اختیار داشتن خدمات اساسی ( آب آشامیدنی سالم،بهداشت،حمل و نقل،آموزش)

٣-دسترسی به یک شغل با حداقل حقوق مکفی برای هر فردی که توان و تمایل به کار کردن داشته باشد

۴-تامین برخی نیازهای کیفی (مثل شرایط محیطی سالم و امن،مشارکت عمومی در تصمیم گیری ها و تامین آزادی های فردی و اجتماعی)

الگوی نیاز های اساسی بسیار بر جنبه های اخلاقی و ایئولوژیک(که مور علاقه من هم هست) تاکید داره و به آزادی های فردی و حد اقل نیازهای اساسی فرد احترام و اهمیت خاصی میدهد.

نظریه پردازان میگویند:که با بالا بردن بهره وری افراد فقیر و تامین حداقل حاشیه امن برای معاش آنها میتوان به بالا بردن توان توالید و از آن طرف تقویت سمت تقاضا(که موتور رشئد توسعه اقتصادیست)امید وار بود...با تغیر ساختار تقاضا زمینه جذب سرمایه گذاری و با لارفتن بازده سرمایه گذاری و توزیع عادلانه تر درآمد میشود که مطمئنا نتیجه آن الگوی تقاضای همگن تر و همچنین کاهش هزینه برای یک واحد تولید و در نهایت افزایش توان تولید میشود.از طرفی با افزایش تولید و صادرات باعث افزایش ارزش پول ملی و افزایش قدرت اقتصادی بین المللی و ... میشود...

اما  حالا بخوانید نقد های منتقدین را:

1-مفهوم نیازهای اساسی فاقد دقت عملیاتی لازم در برنامه‌ریزی برای رسیدن به اهداف است.

2-دنبال کردن استراتژی توسعه بر پایه نیازهای اساسی، با هدف حداکثرسازی رشد تعارض دارد.

3-کشورهای در حال توسعه، به منظور ایجاد اشتغال برای فقیران در کوتاه‌مدت، به ناچار همیشه بر تولید کالاهای اولیه با استفاده از تکنولوژی کاربر متکی خواهند بود.

4-هزینه منابع بخش عمومی به صورت عامل بازدارنده عمل می‌کند.

تحلیل منتقدی با موافقین و نتیجه گیری رو هم میزارم به عهده خودتون...

ولی ببینید سیاستهای دولت های حال و گذشته ایران عزیز رو که هر زا چند گاهی با مطالعه چند خطی از هر الگو و نظریه اقتصادی...(اونم فکر کنم فقط قسمت نتیجه گیریش)...چه شوک هایی رو به اقتصاد نا کارآمد و شکننده ما میدن...و هر بار به مدد درآمد های منابع تجدید ناپذیر ادامه حیات (اقتصادی) میدهند.

اگر اطلا عات بیشتری در مورد این نظریه خواستید میتونید به این کتاب مراجعه کنید:

"نظریه های اقتصاد توسعه(تحلیلی از الگوها(پارادایم های) رقیب)

نویسنده:دایانا هانت....مترجم:دکتر غلامرضا آزاد(ارمکی)

نشر نی-١٣٨۶

 

نویسنده : : ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

عقب نشینی یا پیشرفت....؟

روز به روز معنی این واژه ها برام مهم تر میشه.....عقب نشینی...پیشرفت.....

یکی داره پشت یکی دیگه قایم میشه....برای ادامه زندگی کدومشون رو باید جدی تر گرفت.....برای زنده بودن که نه...زندگی کردن....!

اکثر دوستان پیشرفت رو در عقب نشینی میدونن....(که همون واژه تکراری مهاجرت باشه)

بعضی ها هم پیشرفت رو در پیشرفت میبینن....(که اونم همون واژه تکراری مهاجرت میشه)

خلاصه میتونی هر جور که خودت خواستی برای خودت معنیش کنی...! قسمت مهمش اینه که توجیحی نباشه برای عقب نشینی...!!؟

فهمیدی چی شد...؟اصلا فهمیدیم چی میخوایم بگیم...؟

برای مهاجرت چقدر باید هزینه پرداخت کرد...؟چقدر باید پس انداز کرد...؟چقدر میتونی محبت و دوستی پس انداز کنی...که برای یه عمر کافی باشه...؟

چقدر باید فرهنگ و نوستالوژی و خاطره و یادگاری و... پس انداز کنی که بتونی برای همشون اعلام بازنشستگی کنی...؟

....چقدر باید بی فرهنگی و حماقت و زور گویی و استثمار فکری رو تحمل کنی که خودت رو باز خرید کنی و بری دنبال همون واژه تکراری و سئوال بر انگیز....؟

مثل منحنی عرضه و تقاضا تو اقتصاد میمونه....فکر کن باز خریدی و متعلقاتش یه تابع درجه دو با نرخ نزولیه که هر چی هزینش بالاتر میره تقاضا براش کمتر میشه.....و مهاجرت هم یک تابع درجه دو با نرخ صعودیه(شیب مثبت) که هرچی هزینش بیشتر بشه....میل به اون هم بیشتر میشه....

کجا شیبشون مساوی مساوی میشه....؟؟ بلاخره به هم میرسن......مطمئنم.

تقدیم به همه ی همکلاسیهای عزیزملبخند

 

نویسنده : : ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

جایزه نوبل اقتصاد 2009

اولین زن نوبلیست تاریخ اقتصاد معرفی شد.. و من بسیار خوشحال شدم که در نوبل اقتصاد بلاخره زنان که تعداد قابل ملاحظه ای از دانشجویان و دانش آموختگان اقتصاد در کشور ما و همچنین در سراسر جهان را شامل می شنود..بتوانند با وارد شدن در این عرصه (مثل سایر زمینه های علمی و اجتماعی) در شکوفایی و پیشرفت و توسعه نقش مهمی را ایفا کنند....گرچه حضور زنان در عرصه اقتصاد(البته خیلی قبل تر صورت گرفته ولی جایزه نوبل نشان از حضور جدی و تاثر گذار است)...شاید کمی دیر باشد...ولی امیدوارم که با عث ارتقای کیفی علم اقتصاد بشود....خب حالا کمی در مورد کم و کیف نوبل امسال مینویسم...:

 

جایزه نوبل اقتصاد سال 2009 مشترکا به دو اقتصاددان آمریکایی رسید

الینور استروم(1933)،  اولین زن نوبلیست اقتصاد و استاد علوم سیاسی دانشگاه ایندیانا و الیور ویلیامسون(1932) استاد اقتصاد دانشگاه برکلی.

این دو  از اقتصاد دانان نهاد گرا هستند که به بررسی نقش نهاد ها در اقتصاد می پردازند.

تصور بر این بود که بهترین تخصیص منابع در بازار آزاد صورت میگیرد و فقط نظام بازار ازاد در تخصیص منابع کاراست..ویلیامسون با بررسی و تحلیل در ساختار بنگاهها به این مهم دست یافته است که نهاد های  آزاد دیگر هم (غیر از دولت) میتوانند تخصیص بهینه را انجام دهند و کارا هم باشند...

 وی نشان می دهند که تعادلهای غیرهمکارانه (Non cooperative equilibrium)که در جامعه اتفاق می افنتد در مواردی بهینه نبوده و نیاز به نهادهایی هست تا شرایط بهینه حاصل شود.

مشکل بازارها این است که امکان عدم حصول توافق و انجام مبادله وجود دارد و مشکل بنگاهها این است که شرایط سوء استفاده برای مدیران فراهم می آورد. پس معمولا وقتی تعداد خریداران و فروشندگان زیاد باشد بازارها بهتر عمل می کنند(از شروط اصلی بازار آزاد) و ویلیامسون نشان می دهد که معمولا بنگاهها در زمانی که رقابت محدود است(منابع مشترک است-یا بازار شبهه رقابت است) بهتر از بازار عمل می کنند....که این تنیجه خلاف تصورات قبلی در علم اقتصاد بود.

استروم هم مالکیت عمومی را به چالش کشیده دلایلی برای کارا بودن مالکیت خصوصی و حتی دولتی بیان میکند...

ایشان نظریات خود را تحت تاثیر نظریه های اقتصاددان بزرگ "گارت هاردین" و مقاله معروف او به نام:

"فاجعه مشترکات"(1968)-(The tragedy of the commons)میداند.

در آن مقاله هاردین میگوید: وقتی کسی مالکیت یک منبع را در اختیار نداشته باشد آن منبع مورد استفاده بیش از حد قرار خواهد گرفت و هر کس بدنبال استفاده بیشتر و سریعتر خواهد بود.

استروم با بررسی تعداد قابل توجهی از منابع مشترک (مثل جنگلها، آبهای زیرزمینی، دریاچه ها و ..) دریافت که در برخی موارد استفاده از این منابع بسیار خوب و کارا بوده است و به نحوی داوطلبانه نیز انجام شده و در طول زمان نیز با بکارگیری قوانین خاص، کارایی آنها افزایش یافته و البته در برخی موارد هم خوب عمل نشده است.

وی  دریافت که این تفاوت در کارکرد تصادفی نبوده و همه موارد با کارایی بالا ویژگی های مشترکی دارند. نکته مهم این بود بود که در مورد نمونه های کارا، همگی به نوعی دارای نوعی حقوق مالکیت (نه لزوما مالکیت خصوصی) هم بودند.

 

خانم استروم ، قوانینی برای مدیریت منابع بصورت مشترک بیان می کند که مهمترین آنها عبارتند از:

 

1-قوانین باید کاملا شفاف باشند راجع به اینکه چه کسی چه مقداری از منبع سهم دارد

2-وظیفه هر کس در مورد نگهداری منبع با منفعتی که می برد متناسب باشد

3-نظارت و تمهیدات لازم انجام شود

4-استفاده کنندگان امکان شرکت در تصویب قوانین و تغییر آن را داشته باشند

  با تشکر از مقاله کامل و خواندنی آقای حمید بوستانی

 

نویسنده : : ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

اقتصادزیر زمینی یا موسیقی زیر زمینی....؟

میخوام نتیجه یه تحقیق اقتصادیم رو براتون بنویسم....!!

اگه بری دنبال اقتصاد زیر زمینی..میلیونر میشی....ولی اگه بری دنبال موسیقی زیر زمینی...هر چی دیدی از چشم خودت دیدی...؟

این به عبارتی سئوال تحقیق بود که در پروپزال طرح مطرح کردم و فرضیه تحقیق هم این بود:با فرض متغییر بودن و غیر قابل پیش بینی بودن همه موارد...محدودیت های تحقیقهم عبارت بود از:عدم رضایت فعالین در عرصه اقتصاد زیر زمینی...و آبرومند بودن خانواده های فعالین موسیقی زیر زمینی....

نکته:((بنده الان به علت انجام پایان نامه خودم...حسابی جو گیر شدم و همه چیز رو از منظر  پایان نامه میبینم...!))

خلاصه تحقیقی:

اقتصاد زیر زمینی:

ببینید اقتصاد زیر زمینی همون طور که میدونین  به همه فعالیتهای خارج از قانون اقتصاد میگویند...مثلا میخوای چند کامیون لباس وارد کنی و بفروشی ....به علت بالابودن تعرفه ها وگمرگ و مالبات احداث شرکت و ....تصمیم میگیری از راه قاچاق(فعالیت خارج از قانون) و ی حتی با ظاهری قانون و پر داخت رشون و استفاده از رانت و غیره....جنس رو وارد کرده و بفروشی....حتما هم سود بیشتری میبری...هم حسابی به اقتصاد کشورت صدمه وارد میکنی(البته اگه برات مهم باشه...؟)از جمله غیر واقعی شدن GNP تا تورم و کاهش ارزش پول ملی و ....

خطراتی که شما رو تحدید میکنه...عبارتند از:

1-استرس

2-حبس و جریمه نقدی

٣-محرمیت از انواع بیمه  و حمایتهای حقوقی

اما موسیقی زیر زمینی:

به آلبوم ها و تک آهنگ هایی که معمولا به صورت با کلام اجرا میشود و به دلیل عدم توفیق به کسب مجوز از طرق قانونی و عرف....راه استودیو های خصوصی و حتی غیر حرفه ای را پیش میگیرند و منتشر میشنوند...!

نه حق کپی رایت دارند(گرچه در ایران در حد حرف است) و نه عوایدی برای هنرمندانش....البته منظورم نفع مالی مستقیم هست....شاید به صورت غیر مستقیم ...مثل شرکت در مجالس خصوصی و موسیقی های سفارشی شخصی بتوان اندک درآمدی حاصل کرد....ولی مطمئنا با باز بودن شرایط این رقم بسیار بیشتر خواهد بود...معمولا در کشور ما کسانی موسیقی زیر زمینی کار میکردنند که موسیقی آنها خلاف شئونات اسلامی بود...و اکثرا از سطح پایینی قرار داشتند ،چه از نظر شعر و چه از نظر موسیقی ...البته عجیب آن که طرفداران آن گاهی حتی بی شمار میشند...؟؟!یعنی چه چیز خوب و مورد علاقه ای در کار آنها هست که قانون خلاف اعلام کرده...و مردم ایتقدر دنبال آن هستند...؟؟؟ یعنی همه مردم گمراهند....؟؟!!یقانون چقدر از مردم برآمده ....؟؟!! چرا اینقدر با سلایق مردم تفاوت دارد....!!

خلاصه نتیجه درآمد بسیار کم و -البته در صورت خیلی دور از شرایط تعیین شده در قانون- شهرت میتواند پیامد این گونه فعالیت باشد.

خطراتی که این قشر را تحدید میکند:

1-استرس

2-حبس و جریمه نقدی

٣-محرمیت از انواع بیمه  و حمایتهای حقوقی

 

نتیجه تحقیقی:

هرچه در فعالیت اقتصادی سایه قانون و مبارزه با فساد کمتر شود...فعالین در بخش زیر زمینی ثروت بیشتری بدست میآورند و به اقتصاد کشور صدمه بیشتری وارد میکنند...و جذابیت این فعالیت های زیر زمینی بیشتر میشود....هم برای داخلی ها و هم خارجی ها......از طرفی هرچه سایه نظرات و ممیزی و اعمال قانون و سلیقه و ... در موسیقی و فضا ی هنری بیشتر شود...درآمد فعالان کاهش یافته...موسیقی ها سطح پایین تر و روزمره تر و جذابیت برای وارد شدن در این عرصه کم و کمتر خواهد شد....

*****************

پ.ن:

واقعا متاسفم که هنرمند بزرگی مثل استاد محمد رضا شجریان مجبور به ارائه کارهای خود  به این شکل(زیر زمینی) شده اند...واقعا ...چرا باید موسیقی دانهای بزرگ را به این سمت حرکت دهیم...!!؟  

نویسنده : : ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

شفافیت.....

همیشه تو کتابای اقتصادی دنبال فرمولی هستم که بتونه حداکثر مطلوبیت رو برای جامعه افزایش بده....یک واحد ..دو واحد... n واحد.....

کلا در جهت افزایش.....بالا بردن...ماکسیمم .....و درست در جایی که شیب تابع برابر صفر میشه....!! اصلا میشه یه روزی شیب این تابع رو صفر بکنم(البته بعد از نقطه عطف...)...

میخوای پروژه انجام بدی...بهت اطلاعات نمیدین....(((آقا ریز هزینه های فروش فرآورده های نفتی به نیروگاههای برق  رو نمیتونیم بهتون بدیم...هم چنین قیمتش رو..و همچنین تعداد پرسنل..و......!!..))

ببخشید...! پس با  لیست هزینه های موتور خونه شوفاژ همسایمون مدل رو برآورد کنم...؟؟!

چرا همه چیز سریه...؟؟ مگه یه محقق میخواد با این اطلاعات چی کار کنه...؟؟ اصلا به قول یکی از دوستان اقتصاد خوندیم که چی کار کنیم...؟؟میرفتیم به رشته راحت تر و شسته رفته تر مثل مثلا برق یا مکانیک میخوندیم...که نه یک سرش تو علوم انسانی باشه....و نه یک طرف قضیه سیاست...!! یه چیزی تولید میکردیم میدادیم دست مردم...پولش رو هم با پیش فروش میگرفتیم...!

آقا من که نمیتونم فضا پیمای  امید براتون درست کنم...! من که نمیتونم نفت رو استخراج و پالایش کنم....!!اصلا این چیزا رو یادم ندادند...!!

فقر اصلا عات در ایران...بیداد میکنه...وسعت فاجه رو در حرفای مسئولان هم میشه دید...هرکسی یه عدد و رقمی میده....حالا وظیفه یه پژوهشگر این وسط چیه...؟با این همه آمار و اطلاعات غلط...؟

پس مینویسم:

   آمار صحیح و صادقانه = افزایش سطح رفاه عمومی

 

نویسنده : : ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

چهره نازیبای فقر..

خط فقر تعریفهای متفاوتی داره....درآمدفقط یک طرف قضیه است..

آمارتیاسن اقتصاد دان مورد علاقه من و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1998 کتاب جامع و کاملی به نام تئوری های فقر نوشته که در ایران هم ترجمه و چاپ شده به دوستان توصیه میکنم که این کتاب با رزش رو مطاله کنند.

 

وی میگوید:حقوق شهروندی‌ و سیاسی‌ پشتوانه‌ی‌ قوی‌ و خوبی‌ برای‌ حقوق‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ هستند. در کشوری‌ که‌ رسانه‌های‌ آزاد و باز و فضای‌ رقابتی‌ خوبی‌ دارد نیازهای‌ پایه‌یی‌ فقرا و مردم‌ زیر خط فقر بیشتر مورد توجه‌ قرار می‌گیرد. بر عکس‌ در کشوری‌ که‌ حقوق‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ تامین‌ شده‌ای‌  دارند و مردم‌ انرژی‌ خود را صرف‌ تامین‌ سه‌ وعده‌ غذایی ‌روزانه‌ می‌کنند یک‌ دمکراسی‌ هوشمندانه‌ بیشتر حاکم‌ است‌.

اگر در کشورهای‌ غربی‌ پیشرفته‌ مردم‌ تاکید خاصی‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ حقوق‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ خود ندارند و در این‌ راه فعالیت‌ زیادی‌ نمی‌کنند. برای‌ این‌ است‌ که‌ این‌ حقوق‌ حداقلی‌ برای‌ آنها تامین‌ می‌شود و نیازی‌ نمی‌بینند که‌ انرژی‌  دیگری‌ صرف‌ این‌ کار کنند. ما باید به‌ گونه‌یی‌ به مردم‌ کمک‌ رسانی‌ و خدمت‌ کنیم‌ که‌ آنها از حقوق‌ اجتماعی‌ خود محروم‌ نشوند و محدوتر نشوند.  به‌ رسمیت‌ شناختن‌ حقوق‌ شهروندی‌ و حقوق‌ سیاسی‌ توسعه ی‌ اجتماعی‌ و توسعه‌ی‌ اقتصادی‌ را به‌ خطر نمی‌اندازد و ما را‌ در این‌ راه‌ دچار خطر نمی‌کند.

این عکس رو یکی از دوستان برام فرستاد...توضیحی ندارم...خط فقر یه چیزی تو همین مایه هاست...اونقدر ساده که همه میبیننش...و اونقدر پیچیده که نمیشه درمانش کرد

 

نویسنده : : ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

خود کفایی آب در غربال کردن است

دوستان خود کفایی شعاریست که در خیلی از کشورهای کمتر توسعه یافته در بین عوام طرفداران زیاد و در میان خواص منتقدین قابل توجهی دارد.

در ابتدا واژه خود کفایی یک اثر کوتاه مدت و موقت را در شنونده ایجاد میکند و راوی را یک فرشته نجات برای خود و جامعه میپندارد...و پس از مدتی با تقویت حس ناسونالسیتی و ایجاد تنفر و دشمنی با سایر ملل(عمدتا قدرتهای اقتصادی بزرگ) این تفکر را  در مردم بوجود میآورد که خوب...حالا درها رو میبندیم و هرچه بخواهیم خودمان تولید میکنیم...و تحلیلهایی اینچنین که ما تا وقتی نیاز نداشته باشیم نمیتوانیم تولید کنیم...مشکل اصلی ما باز بودن دربها بروی اجناس خارجی است...خودمان میتوانیم همه چیز تولید کنیم...اکع نفت نداشتین همه چی داشتیم(در مورد ممالک صاحب نفت) ....این خارجیا ما رو به این روز انداختن...و.....

خب....واژه خود کفایی به نظر این جانب یک توهم بیشتر نیست...توهمی پر هزینه که کشور رو فقر تر خواهد کرد.....طرفداران خود کفایی با یک نگاه گذرا به کتب مرجع دانشگاهی  درس اقتصاد بین الملل و بررسی اون مثال معروف گندم و پارچه در بریتانیا  متوجه خواهند شد که هر کشور به دلیل مسائل جغرافیایی،فرهنگی،سیاسی،نیروی انسانی و ....در بعضی محصولا نسبت به سایر کشورها مزیت مطلق و یا نسبی در تولید دارد که اگر سعی در تخصصی کردن تولدات خود در آن موارد خاص کند و سایر نیازها را از (مثلا)درآمد تولیدات تخصصی خود تهیه کند و به این شکل اقتصاد جهانی شکل میگیرد و کشور ها با حداکثر تخصص و توان تولیدی خود باعث بالا رفتن سطح رفاه عمومی جوامع خود و در نهاین رفاه کل کشور ها(مثلا کشورهای عضو WTO) خواهند شد.

خودکفایی هیچگاه محقق نخواهد شد....

یک مثال:

در شرکت خودرو سازی فورد  اندکی پس از  جنگ جهانی دوم مدیریت تصمیم میگیرد(در یک طرح آزمایشی) یک خودروی کاملا داخلی بسازد...از این رو تمامی مواد اولیه را در محوطه کار خانه مهیا میکنند حتی درخت کائوچو میکارند تا صمغ لازم را برای تهیه سقف اتومبیل بدست آورند(آن هم با آن شرایط خاص رشد درخت کائوچو)...خلاصه خودروی تولید با قیمتی بسیار بیشتر از خودرویی که مشترکا با استفاده از مزیت های جغرافیایی کشور های داری مواد اولیه،ساخته میشود و این یک درس بزرگ برای مدیریت آین شرکت و شرکتهای مشابه میشود....درسی که هنوز خیلی از کشور های درحال توسعه نمیدانند با نمیخواهند بدانند.

تولید آن هم با درهای بسته روییای شیرینیست که کاملا سیاسیت و اصلا توجیه اقتصادی ندارد...چرا که هیچ کس حاضر نیست برای یک کنسرو لوبیا در حالی که میتواند 10$ بپردازد آن را 25$بخرد و از گفتن شعار خودکفایی لذت ببرد...البته در کوتاه مدت ممکن است مطلوبیت فرد با شعار افزایش یابد ولی در بلند مدت چه طور....؟؟

معایت خودکفایی در بلند مدت:

1-دور شدن از تخصصی در تولیدات

2-از دست دادن توان رقابتی تولیدات داخلی در بازارهای خارجی

3-بسته بودن سیستم اقتصادی، سیاسی و  فرهنگی

4-عدم نوآوری و خلاقیت به دلیل عدم رقابت در بخش تولید

5-متفاوت شدن تولیدات با سلایق جامعه

6- بالارفتن هزینه تولید

7-کاهش بهره وری نیروی کار

8-آثار زیان بار زیست محیطی

9-کاهش سطح عمومی رفاه در جامعه

10-افزایش نرخ تورم

11-کاهش سرمایه گذاری داخلی و خارجی

12-افزایش شکاف تکنولوژی

و دلایل دیگر....که از آن میان میتوان به مسائل حقوق و هزینه های تطبیق مسائل حقوقی بین المللی با قوانین  داخلی اشاره کرد.

 

نویسنده : : ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

بحران بزرگ انرژی در راه است

هم اکنون کشور های عضو اوپک ۴٠% از نیاز نفتی کشورهای متقاضی را برآوره میکنند.نیاز روز افزون جهان به نفت و افزایش تقاضا که در گزارش هفته پیش آژانس بین المللی انرژی خواندم جالب بود...باتوجه به فشار زیاد به مخازن و برداشت با حداکثر ظرفیت که این میزان برداشت برای ٢۵ سال بعد پیش بینی شده بود ولی ما تا ١٠ سال دیگر به آن خواهیم رسید،نگرانی ها را افزایش داده و خبر از یک بحران انرژی در آینده نزدیک را میدهد که با توجه به بحران مالی حاضر مشکل را بیشتر میکند...ادامه برداشت با حداکثر توان از منابع نفتی باعث افت فشار و در نهایت کور شدن مخازن شده و با توجه به ضریب برداشت*٢٠ تا ٣٠ درصدی از مخازن در کشور های عضو اوپک برای متقاضیان نگران کننده است..از طرفی فشار به مخازن باعث افزایش هزینه تولید میشود که در کنار رشد تقاضا احتمال افزایش قیمت نفت را تا بالای ٧٠ دلار ممکن میکند...در این گزارش آمده که  افزایش قیمت از سال ٢٠١٠ با سرعت بیشتری همراه است...حالا باید ببینیم با توجه به این رکود و صعود قیمت نفت کشورمان با چه چالشهایی رو بروست...!!

البته به نظر من هیچوقت نباید پیشرفت تکنولوژی رو نادیده گرفت...همیشه میتونه معادلات رو تغییر بده.

اقتصاد ایران

احوالات کشور عزیزمان با توجه به بحران های سیاسی اخیر و فرار سرمایه چشمگیری که منابع رسمی و غیر رسمی گزارش میکنند که بنده هم در مطالب قبلی( با عنوان آثار اقتصادی تحولات اخیر) به آن اشاره کردم...هم اکنون از نظر اقتصادی دچار مشکلات جدی است ...به علت مشکلات شاید دولت بیشتر در پی برنامه ریزیهای کوتاه مدت باشه تا بلند مدت و ممکنه با وجود تهدید ها و تحریم ها فاصله تکنولوژِیکی ما با جهان بیشتر بشه و همین هزینه تولید و آسیب پذیری مخازن رو بیشتر میکنه..مخازن ایران از نوع مخازن آسماری و بنگستان(متخلخل) هستند و برداشت از آنها به مراتب از مخازن سایر کشور های عضو اپک مثل عربستات و عراق که داری مخازن ماسه ای هستند پر هزینه تر و با ضریب کمتری است(حدود ١۵ تا ٢۵ درصد) و مابقی در مخزن خواهد ماند و به علت افت فشار و کور شدن مخزن قابل استخراج نیست.

به هر حال امیدوارم با پیشرفت تکنولوژی بومی در کشورمان بتوانیم اثرات منفی این تحریم ها را به حداقل برسانیم...چرا که آسیب رساندن به مخازن در آینده برای ما بسیار هزینه بر خواهد بود.

*ضریب برداشت: مقدار نفت قابل برداشت از مخازن

نویسنده : : ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز......

داشتم به احوالات مو سیقی دان ها و فعالان عرصه این هنر زیبا و تاثیر گذار فکر میکردم.......یه پزشک معلومه درآمدش چقدره...جایگاه اجتماعیش کجاست و خلاصه میتونه یه چشم اندازی برای آیندش متصور بود(البته بیشتر بحث من مسائل اقتصادیه)...همین طور یک مثلا معلم و یا مامور پلیس...

ولی یک هنر مند چی....تصور کنید یک موسیقی دان(موزیسین)..!

تو کشور ما کسی تا حالا از خودش پرسیده که موسیقیدان ها . فعالان این عرصه چه گونه امرار معاش میکنن....؟ از انجا که من بر حسب اتفاق درستی در عالم موسیقی و اقتصاد دارم....گفتم که بهتره یه کم راجه به این مسئله درد دل کنم....

دوستان فعالان عرصه موسیقی ایران به دوسته بزرگ  تقسیم میشوند:

١-موسیقی آصیل و کلاسیک

٢-موسیقی  پاپ (که به علت فقدان اطلاعات  و آمار کافی هرکسی از راک،رپ،پاپ و....را شامل میشود)

دسته اول محکوم به زندگی کردن در قنائت و پاسداری از اصالت و حرمت هنر..و داشتن القابی از قبیل استاد...حضرت...خسرو...خداوندگار ..و ... را دارند..که همه اینها در قبال اندک درآمدی آن هم پس از کسر مالیات ها و برداشتهای شرعی و حقوقی نهادهای مختلف میباشد. فقر و تنگدستی همراه با حفظ ظاهر در این طبقه از هنرمندان به صورت یک فرهنگ و یا شاید اجبارا به صورت یک ارزش و فضیلت به شمار بیاید...""اولین بار که به دیدار اجرای ارکستر ملی رفتم(فکر کنم سال ٨٠-٧٩ بود) با اندوه فراوان دیدم که شورولت قدیمی استاد فرهاد فخرالدینی دم در تالار وحدت دقیقا هنگام ورود خاموش شد...و استاد و پسر نوجوانی که همراهشان بودن ١۵ دقیقه ای با ماشین کلنجار رفتن...نهایتا استاد با دستانی روغنی و سیاه سوار بر ماشینی که نتوانستند نقصش را بر طرف کنن...با زور و  بازوی جوانان ارکستر که سازها را به دوش انداخته بودن ماشین را به درون هدایت کردند...آن شب موقع اجرا همش به فکر استاد بودم...فکر میکرم بعد از اتمام برنامه...آیا باید باز هم درگیر آن ماشین قراضه باشد....؟؟؟!

از هزینه های کنسرت که دیگه چیزی نمیگم...در حد کمرشکن برای جوانان تازه کار ی مثل ما و نقطه سر به سر برای اساتید به نام است....پس فقط میماند تدریس..

 در حقیقت اساتید ما باید با درآمد تدریس موسیقی روزگار بگذرانند...

ترو خدا یاد اوم ضرب المثل چین نیافتید(فن اژدها کشی)....

خلاصه این قشر مجبورند و محکوم به حفظ اصالت ها و ارزشهای موسیقی....و رنج و محنت و بی پولی دستمزد آنان است...

دسته دوم فعالان عرصه پاپ هستند...آنها هم حال و روز بهتری ندارند...کنسرت و هزینه ها مثل دسته اول ولی یک مشکل دیگر که اینجا پر رنگ تر است مجوز و مسائل غیر هنری و محدودیتها و ممیزی های جدای از مسائل موسیقی است....پس آنها هم به انتشار هنر خود از طریق هنر جویان البته در قبال دریافت مختصر حق الزحمه ای  میپردازند...البته تعدادی از این فعالان با شرکت در مجالس شادی و وصلت مبالغی را هم  دریافت میکنن که کمک خرجیست برای آنها..

هر دو گروه با مشکل شدید دزدی آثار (یا دامپینگ هنری) که پیشتر  تحت همین نام مقاله مفصلی راجه به آن نوشتم مواجه هستند....یعنی به عبارتی اصلا تولید آلبوم در ایران اقتصادی نیست و حتی خطر عدم بازگشت سرمایه را هم دارد...

حالا واقعا چه دور نمایی میتوان متصور بود که یک انسان یه هنر و آن هم هنر موسیقی گرایش پیدا کند...؟؟!

البته باز هم میگوییم....تحلیل من از دید مسائل اقتصادی هنرمندان  عرصه موسیقی بود.

 

نویسنده : : ۱:٢٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

آثار اقتصادی تحولات اخیر...

سلام دوستان.

لازم نمیبینم که در مورد واقع اخیر چیزی بنویسم یا گزارشی ارائه کنم....چرا که خودتون بهتر از من میدونید که داره چی میشه...!

من یه نگرانی مهم دارم.....نگرانی من از آثار سیاسی اجتماعی این تحولات یک طرف و نگرانی از تاثیر ات اقتصادی که دیر یا زود خودش رو به همه نشون خواهد داد یک طرف است.

ببینید در همین سه - چهار هفته گذشته از تحولات(قبل و بعد از انتخابات) چقدر تاثیر منفی در امنیت کشور و چقدر تنش در روابط سیاسی با سایر کشور ها و اقتصاد های قدرتمند اروپا و امریکایی داشتیم...!!

آیا اینها مستقیم با غیر مستقیم روی سرمایه گذاری و روند کند رشد سرمایه گذاری داخلی تاثیر نخواهد گذاشت....!!؟

چنانچه معقولانه و به بهترین شکل از این تحولات و مسایل پیرامون آن گذر کنیم ...چقدر وقت لازمه تا بتونیم امنیت رو برای سرمایه گذاران تضمین کنیم...؟سرمایه کم کم جمع میشه...و در مورد فرارش هم که همه میدونیم....!!

نگرانی من از فرار سرمایه های داخلی هم هست...شاید خیلی از این سرمایه ها فیزیکی نباشند....منظورم فرار مغزهاست...این روند میتونه فرار مغز هارو تشدید کنه..!هر دولتی که بعد از این تحولات قدرت رو به دست بگیره با چالشهای شدیدی روبه رو خواهد بود...من اصلا اعلام موضع رسمی نمیکنم....ولی ادامه این روند بعد ها تبعات بسیار بدی برای سیستم اقتصادی (بیمار و نیمه مرده )ما خواهد داشت....!

معمولا در اکثر حکومت ها دوره قبل از انتخابات با رکود نسبی در تغیر و تحولات بازار سرمایه مواجه هستیم.....اکه بعد از مشخص شدن جناح پیروز مجددا بازار به جریان میافته...ولی با طولانی شدن زمان اعلام قطعی و مواضع متفاوت و ابهامات موجود در بین افکار عمومی و جامعه جهانی،این دوره رکود برای ایران داره بسیار زیاد میشه....و پیش بینی مشخصی هم نمیتونه به سرمایه گذاران داخلی و خارجی بدهد.....!!

امید وارم که بتوان با استفاده از دانش و اعتماد به دانش اثرات مخرب اقتصادی این تحولات را به حد اقل برسانیم.

نویسنده : : ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ تیر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

انحصار ...بلای جان صنعت خودرو....!

سلام دوستان...در این آشفته بازار اقتصادی موجود در جهان و ایران  مقاله کوتاهی راجه به وضعیت صنعت خودرو نوشتم که خلاصه ای از آنرا این جا میزام.

همانطور که میدانید صنعت خوردو سازی در ایران با سابقه ای حدود نیم قرن هنوز نتوانسته رقابت پذیر باشد...؟این صنعت مدتهاست که به عنوان یک صنعت نوزاد از طرف دولتها (حتی دو حکومت -پهلوی و جمهوری اسلامی)مورد حمایت شدید بوده و همیشه نماد و پرچم توسعه صنعتی ایران پنداشته شده است...!

وقتی شما حق انتخاب ندارید ..خوب معلومه که از خودروهای بی کیفیت و گران داخلی استفاده میکنید....خود رو های که با دوبرابر و یا حتی سه برابر قیمت واقعی ارائه میشوند(مگان-پراید-سمند-206-405-MVM-Roa-RD-ریو ..و....)

مطالعه ریز قیمت تمام شده و هزینه تولید ماهانه و سالیانه  سایپاو ایران خودرو گواه این موارد است.

در حال حاضر که اکثر شرکت های خودرو سازی در اروپا و امریکا با بحران جدی و کاهش شدید تقاضا مواجه هستند و حتی خیلی ها حاضرند خودروهای ارزان تر خود را رایگان همراه خودروهای گرانتر بدهند(مثل سیم کارت های ایرانسل)..چه شده که وقتی برای دریافت خودرو به خودرو سازان داخلی مراجعه میکنیم(برای خودروهای کم مصرف و دارای سهمیه سوخت نه ماکسیما و پرادو و ...) با تحویل در اردیبهشت و خرداد و شهریور مواجه میشویم آن هم با پرداخت وصیغه و تقریبا 70 درصد مبلغ کل..؟؟!

1- هنوز بازار داخلی تشنه خودروست  و تقاضا بالاست و صنعت خودرو در طول این مدت انحصاری و بی رقیب بودن هنوز نتوانسته اشتهای بازار را جوابگو باشد...!

2-هزینه تولید خودرو در ایران بسیار بالاتر از دیگر تولید کنندگان است...چرا که ظرفیت تولید در ایران پایین است و از صرفه های حاصل از مقیاس تولید* به هیچ وجه استفاده نمیشود.

3-عدم استفاده از صرفه های حاصل از مقیاس تولید کاملا تعمدی است...چرا که وقتی نیاز بازار به داشتن خودرو برطرف گردد...قدم بعدی چیست...؟ کاملا درسته..."کیفیت" و کیفیت هم همانطور که میدانید در سایه انحصار به وجود نمیاید ...و احتیاج به رقابت دارد.....و رقابت یعنی عدم حمایت و برداشتن تعرفه های نزدیک100% واردات خودرو و ..!!

4-تولید کنندگان با کاهش عرضه محصول از حمایت دولت و انحصار خود استفاده کرده و در نتیجه قیمت خودرو را برای به سود رسیدن افزایش میدهند و به شدت مخالف افزایش عرضه و توسعه تولید هستند...تا هرچه میتوانند از روز موعود(زمان رقابتی شدن بازار) فاصله بگیرند.که  هزینه این استراتژی تولید را هم مصرف کنندگان می پردازند.

 

پی نوشت:

*صرفه های حاصل از مقیاس تولید::یعنی هزینه هایی که با افزایش تولید کاهش میابد..مثلا یک دستگاه پرس 1000$ خریدیم و با آن 200 سقف خودرو تولید میکنیم....حالا اگر 300 سقف تولید کنیم هزینه ها کمتر میشود.. 

نویسنده : : ٩:۱٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

تاثیر بحران اقتصاد جهانی بر اقتصاد ایران

سلام.سال نو بر همه شما دوستان گرامی مبارک باد.

اولین مطلب امسال یه تحلیل اقتصادی است.

 بحران اقتصادی جهانی چیست و چه تبعاتی داشته و رابط و تاثیر آن بر اقتصاد ایران چگونه است..؟

بحران اقتصادی جهان(تا اونجایی که سواد من بهم اجازه میده) ناشی از انباشت نامتوازن سرمایه و تا حدودی کمبود نقدینگی در برخی کشور ها ست...!که این امر موجب رکود و کاهش تقاضا در اکثر بازارها شده است که این مسئله باعث نامتعادل شدن عرضه و تقاضا به شکل افزایش عرضه و کاهش تقاضاست...

در چنین شرایطی (که بعد از رونق اقتصادی در دهه ٩٠ بی سابقه بوده) حتما تولید کننده ها با کاهش قیمت سعی میکنن که نقدینگی موجود در بازار رو به سمت کالاهای خودشان بکشند.که این رقابت نتیجه ای جز کاهش قیمت در سطحی وسیع رو نخواهد داشت...!چرا که هزینه انبار گردانی و نگهداری اجناس تولید شده گاهی حتی بیشتر از هزینه تولید آنها میشود...در ثانی فروش با قیمت پایین در کوتاه مدت حداقل هزینه تولید ثابت( ّFC) را پوشش میدهد......

تاثیر این بحران بر اقتصاد ایران چگونه است..؟

اقتصاد رانتی ایران(منظور از رانت،همان رانت استفاده از منابع هیدرو کربوری است) به علت درآمد های سر شار نفتی که در حقیقت سهمی   را از تولید  ناخالص داخلی(GDP) ندارد،همیشه وابسطه به شرایط مادی و رونق و رکود کشور های متقاضی نفت میباشد....ولی این بدان معنا نیست که با رونق قیمت نفت افزایش و با رکود قیمت نفت کاهش میابد...چه بسا که در دوران رونق به علت پیشرفت تکنولوژی و الگوی صحیح مصرف،ثبات و یا حتی کاهش قیمت را هم شاهد باشیم...!

در هر صورت نفت کالایست که همیشه مشتری دارد، باکشش قیمتی(E p) بسیار پایین.یعنی حتی در دوران رکود انتظار کاهش چشمگیر قیمت نفت را نباید داشت...چرا که بخش اعظم مصرف نفت در بخش غیر تولیدی و خانگیست....البته  باز هم نمیتوان به یقین گفت که کاهش قیمت نفت را شاهد نخواهیم بود ، در بازار انرژی هر اتفاقی غیر ممکنی ممکن میشود.

اقتصاد ایران در چند ماه گذشته باز هم شاهد افزایش تورم در سطحی وسیع بود....!!!مگر همه جای دنیا دچار  رکود نبود...؟

به نظر بنده یکی از عوامل این رفتار در بازار ایران وجود انحصار در خیلی از بخشهای تولید نظیر اتومبیل و میوه جات(انحصار پخش و مافیای دلالی)بوده.

دلیل بسیار مهم دیگر کاهش ارزش پول ملی است که به نوعی اثر آن را در افزایش قیمت های کالاهای مختلف(به خصوص) وارداتی میبینیم...که اینجا هم یه انتقاد به دولت وارد است که چرا انگور و سیب و هلو و پرتغال و .... را از خارج وارد میکنن...! سود دلال مهمتر   است یا سلامت اقتصادی جامعه..؟

بلا خره نفت در هر شرایطی تقاضا دارد..ولی مثلا ماشین آخرین مدل  2008 شرکت بنز در شرایط رکود اصلا مشتری ندارد(به جز موارد خاص)پس  بحران  اقتصاد جهانی کمتر از آن چیزی که باید اقتصاد رانتی ایران را  تحت تاثیر قرار خواهد داد...همانطور که در دوران رونق ما از مزایای بیشمار آن محروم بودیم.....!

با این حال در بازی اقتصادی دهکده کوچک جهانی اقتصاد های رانتی (مثل ایران) چاره ای جز تماشا و منفعل بودن ندارند....در این میان اقتصاد های قدرتمند مثل امریکا و اتحادیه اروپا هستند که با سیاست های خرد و کلان خود بستر را برای عبور از بحران اقتصادی آماده میکنند....

حال سئوالی که میماند این است......آیا آنها موفق خواهد بود...؟؟

نویسنده : : ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

تحلیل اقتصادی اعتبارات بانکی

سلام دوستان این تحلیل چند خطی رو این هفته برای موسسه مطالعات دین و اقتصاد نوشتم.گفتم شاید بد نباشه اینجا هم بزارمش.

http://ires.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=172&Itemid=51

موسسه اعتبار سنجی و رتبه بندی مشتریان و بانک جامع اطلاعات مشتریان

" سید شمس الدین حسینی وزیر امور اقتصادی و دارایی از آغاز به کار رسمی موسسه اعتبار سنجی و رتبه بندی مشتریان و ایجاد بانک جامع اطلاعات مشتریان با هدف شفافیت و رقابت در نظام بانکی خبر داد و گفت: مشکل افزایش مطالبات معوق بانکی ناشی از فقدان این دو نهاد بود."

طی دو سال گذشته شبکه بانکی در پی سیاستهای دولت و به منظور سر و سامان دادن به بازار اشتغال اقدام به پرداخت اعتبار  در سطح وسیعی به متقاضیان وامهای خود اشتغالی و طرح های زود بازده و ...

نمود ،این پرداختها و تزریق این همه نقدینگی در بخش تولید چنانچه بدون در نظر گرفتن مدیریت صحیح باشد حتما دچار انحراف خواهد شد. با توجه به مشکلات موجود در تولید که خیلی از آنها مالی نیستند و صرفا با وجود منابع مالی رفع نمی گردند باید  مقدار جذب نقدینگی در تولید مورد مطالعه قرار گیرد و متناسب با آن اعتبارات به بخشهای مختلف اعطا گردد.

متاسفانه در این هیایو مسئله اصلی به فراموشی سپرده شد و اعتبارات بیش از توان جذب بخش تولیدی به واحد هایی که هنوز احداث نشده بودند(در قالب طرح توجیهی) واگذار شد.

متاسفانه آمار صحیحی از مقدار سرمایه های جذب شده در بخش صنعت در دست نیست اما میتوان گفت که بخش اعظمی از این اعتبارات به بخشهای غیر تولیدی و سفته بازی سرازیر شده که از این میان میتوان به سفته بازی در بازار سکه و مسکن طی سال گذشته اشاره کرد.

اکنون دولت با توجه به بی انظباطی ها و سوء استفاده های مالی و همچنین بحران مالی پیش روی بانکها و موسسات مالی تصمیم به ایجاد دو نهاد مالی برای بررسی و تهیه گزارشات مالی از متقاضیان وام نموده،که این امر به جای خود جای تحسین دارد ولی تا زمانی که مطالعه و پیگیری در مورد چگونگی به کار گرفته شدن اعتبارات  از طرف مراجع قانونی نباشد نمی توان امید داشت که این اعتباران بتواند پیش بینیهای سیاست گذاران را محقق کند،لذا مسئولین اگر به موازات این دو نهاد مرجعی را دایر کنند برای رسیدگی به چگونگی تخصیص و تزریق این اعتبارات در بدنه تولید ،بی گمان بسیار مفید خواهد بود و با شفاف سازی میتواند منجر به بازده بهتر و بیشتر اعتبارات و وامهای  بانکی در بخش تولید شود.         اسماعیل بحرایی   (کارشناس ارشداقتصاد انرژی )

نویسنده : : ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

اقتصاد اسلامی چیه....؟

دیشب چندین نفر از سران مسئولین و .....

در همایشی فکر کنم با عناوین حمایت از تولید کننده و مصرف کننده و از این دست دست به سخن پراکنی زدند...!

یکی از حضرات بازم گفت: اقتصاد سوسیالیستی فروپاشید...سرمایه داری هم که داریم میبینیم به چه روزی افتاده....پس حالا راه سومی باید یافت....راه حل...الان راه حل نجات دنیا " اقتصاد اسلامیه" ....

چند ساله دارم اقتصاد میخونم(ادعایی ندارم ولی حد اقل خوندم )هنوز نفهمیدم که چه طور دو تا دستور اخلاقی میتونه منشا علم اقتصاد اسلامی بشه....چرا خودمون رو با این چیزا خواب کردیم....مگه روانشناسی و جامعه شناسیمون رو با چند تا قوانین اسلامی تونستیم اسلامی کنیم که حالا اقتصادمون اسلامی بشه....مگه مهندسی برق و مکانیکمون اسلامی شده...!خب میگین اونا مهندسی واقتصاد علوم انسانیه...قبول....ولی مگه میشه نظام مالیاتی 1387 سال پیش رو پیاده کرد (البته به دلیل حسابرسی نشدنش و نسبی بودن و ... به نفع خیلیاست) و گفت این اقتصاد اسلامیه...نه عزیزان این سنت اسلامی است نه اقتصاد اسلامی....!

نمیشه سنت ها رو اجرا کرد و اسمش رو گذاشت سیستم.....!

آدام اسمیت پدرش درومد که بگه ثروت چیه...تحلیل و آزمون خطا کرد....حالا ما بعد از هزار سال با حدیث و روایت میخوایم تحلیل ها رو ادامه بدیم....به نظر کاملا شخصی خودم ...چیزی که بهش میگن علم با آزمون و خطا بدست میاد .

چرا میخوایم یه جزیره درست کنیم و خودمون رو توش قرار بدیم و دست و بالمون به هیچ کس و هیچ چی نخوره....مبادا که نجس بشیم....چه کسی از این کارا نفع میبره....؟

اگه قبول کنیم که اقتصاد یه علمه نه به سنت و وظیفه دینی و سعی کنیم اقتصاد رو یاد بگیریم و اجرا کنیم خیلی بهتره...تا اینکه جلوی دوربین تلویزیون به خاطر اینکه مردم رو مطمئن کنیم که به بهشت میریم ....دها نمون رو باز کنیم و از چیزایی که اصلا نمیدونیم چی هست صحبت کنیم....مثل ادعای اقتصاد اسلامی..!

نویسنده : : ٩:۱۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم