دیگه هیچی مثل اول نیست.....!!

این جمله معروفیه که ورد زبان بعضی هاست...(این از کشفیات خودمه)...کسانی که یه چیزی حدود 50 تا 60 سال دارن...و نیمی از عمرشون رو در حکومت قبلی طی کردن....و کلا غیر از اینکه خودشون رو مبدا تاریخ قرار بدهند و همه چیز رو را با اولش مقایسه بکنن...کاری از دستشون بر نمیاد....البته در ظاهر سعی میکنن که با جونترها بجوششن...ولی کلا قبولشون ندارن....روزی 30 تا 40 بار هم تکرار میکنن....

"نچ....دیگه هیچی مثل اول نیست....!!!" بیچاره نسل بعد از اینها....دیگه جوانی این افراد(همان مبدا تاریخ) هرگز تکرار نخواهد شد...و ما و امثال ما باید عمری در حسرت روزگاری که هرگز ندیدن ولی وصفش رو شنیدن باشند....

فوتبال،اقتصاد،کنار دریا،صنعت،رانندگی،سربازی،دانشگاه،زن،بچه،احترام،و.....هیچکدوم مثل اول(همون مبدا تاریخ که تولد ایشان باشد) نمیشه....!

آخه یکی نیست بگه...بابا جان شما اصلا فکر ما ها رو کردی که اولش نبودیم....؟؟

حالا که نیستیم چه کنیم....؟؟

نتیجه اخلاقی:

خیلی از بزرگتر ها اصلا به فکر زندگی و جوانی نسل بعد از خودشون نیستن...و میان سالی و حتی کهنسالی خودشون رو  برای اثبات این مطلب که"هیچی مثل اول نمیشه..." صرف میکنن....در حالی که میتونن با امید دادن به نسل آینده و روشن دیدن آینده اونها...حد اقل از این اثبات بیهوده"اول بهتر بود"دست بر دارند....

نظر شما چیه....اصلا تا حالا همچین آدمایی رو دیدین....؟؟؟!!

چند تا عکس از اولش(مبدا تاریخ تمام خوشبختی ها در ایران...؟؟)

 

/ 9 نظر / 81 بازدید
پنگوئن

این جمله رو با هم کشف کردیم اسمی از من نبردی؟[مغرور]

(m.j)

ای وای استاد خدا بچه هاتو واست نگه داره یاد جوونیام افتادم : کافه میامی, آب جو شمس, آواز آمنه آغاسی رقص بی بی لغوه , فلفل کبابی با 5سیری موسیو, دعوای من با داداشای رحمت, خلاصه مسعود کمیایی[ابله]

مینا

من چنین آدمهایی دیدم . ولی اینا فقط همون روز رو میدیدن . قدرت تحلیل نداشتن که چه اتفاقی ممکنه بیفته . و چه اینده ای رو برای ما رقم زدن . نسل قدیمتر ازما به مراتب از ماها شادتر هستند . به قول خودشون جوونی کردن . ما چی ؟ چرا نسل ما شاد نیست ؟ همه هزار جور عقده دارن . این فیلمها رو که نگاه میکنم نمیتونم تصور کنم که یه موقعی ایران چنین بوده .

مینا

الان همه خشن شدن . دلیلش هم معلومه . ولی من درک نمیکنم . نمیفهمم که چطوری میشه ادم بره و اعدام یک انسان رو تو روز روشن جلو همه نگاه کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امروز که داشتم از آموزشگاه برمیگشتم توی اتوبان دیدم که یه ماشین زد به یه گربه و مرد . شاید باور نکنین ولی حس کردم که حالم بد شد . زدم کنار . نمیتونستم رانندگی کنم تا چند دقیقه . یا من خیلی حساسم یا اینایی که آدم میکشن و اونهایی که نگاه میکنن خیلی بی رحم هستن . خلاصه اینکه غصه گذشته از دست رفته رو خوردن فایده نداره . باید فکری کرد . ولی اونهایی که آینده ماها رو خراب کردن حرفی دارن جز اینها برای گفتن ؟

مینا

منظور من اصلا برگشتن نیست و البته هیچ خوبی الان نمیبینم . نمیشه اینجا منظورم درست توضیح بدم . برا وبلاگتون خطر داره . [چشمک] ولی امیدوارم ماها شرمنده نسل آینده نشیم .

علی سلیمی

سلام اسماعیل دیگه مثل روز اول نیستی[نیشخند]

سحر

درود ...اول و آخری وجود نداره..همیشه همینجوری بوده.. ذات آدمیزاد تغییرناپذیرهست...حرص...حسادت...دشمنی...رذالت...مهربونی...پاکی...صداقت... اینها همیشه بوده...فقط دنیای بیرون ماشینی تر شده...به نظر من همه چی مثل اولشه...

دنیا

جواب من به این آدم ها که البته چون تعدادشون زیادیه میشه گفت ،اکثریت قریب به اتفاقی که دیگه جوون نیستن و البته همش ادای جوونا رو در می آرن ؛ اینه که در واقع باید بقیه عمرشون رو به این فکر کنن که چیکار کردن که ما الان داریم اینجوری زندگی می کنیم؟! البته دگر گون شدن فرهنگ ها و خواسته ها و ...در گذر تاریخ یک امر اجتناب ناپذیره...ولی چیزی که اهمیت داره اینه که این تغییرات به هیچ وجه قابل ارزش گذاری نیست...حتی ما هم نمی تونیم بگیم که گذشته ای که وجود داشته خوب بوده یا بد...چون همه آنچه که بوده هم محصول نیازها و شرایط ان زمان بوده... ممنون از مطلبتون...[گل]

محسن اصفهانی

چرا برنخوردیم رفیق؟!! کافیه سر بچرخونیم. اما عکسها گویای همه چی بود. واسه ی الان هم می تونی چند تا عکس از فیلم محاکمه در خیابان و سربازای جمعه و رییس و ... از کیمیایی بذاری که البته ورژنهای جدید همون قیصره!!! [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]