طرحی نو در اندازیم.....

اول اسفند مثل همه سالهای قبل....بوی تازگی میده....

بهار.....انتظار زیباییه........ که هر سال به نتیجه میرسه......

کسی که منتظر بهاره............همیشه بهار و هم میبینه........

 

پ ن:

از ظلمتِ رمیده خبر می دهد سحر

شب رفت و با سپیده خبر می دهد سحر

از اخترِ شبان رمه ی شب رمید و رفت

وز رفته و رمیده خبر می دهد سحر .

زنگار خورد جوشنِ شب را به نوشخند

از تیغِ آبدیده خبر می دهد سحر

باز از حریقِ بیشه ی خاکسترین فلق

آتش به جان خریده خبر می دهد سحر

از غمز و ناز و انجم و از رمز و راز ِ شب

بس دیده و شنیده خبر می دهد سحر

بس شد شهیدِ پرده ی شب ها شهاب ها

وان پرده ها دریده خبر می دهد سحر

ماهان پریده رنگ که بود و چه شد کز او

رنگ اش ز رخ پریده خبر می دهد سحر

 

 چاووش خوانِ قافله ی روشنان "امید"

از ظلمتِ رمیده خبر می دهد سحر ...

(م امید)

 

/ 6 نظر / 20 بازدید
نگین

[تایید]

مهـــــــــــــــربان

زمین به ما آموخت زپیش حادثه باید که پای پس نکشیم نفس کشید زمین ما چرا نفس نکشیم هراسی نیست بهار نزدیک است [تایید]

سهراب

سلام...اسماعیل عزیز...انگار بعضی چیزا باورت شده ها ...آره..!؟...بابا باور نکن عزیزم ، اینا همه فیلمه...شوخیه...اگه خدا بخواد بهار امسال هم به رنگ سبزه اما نه اون رنگ سبز..!![نیشخند][چشمک]

دریای شرقی

از باغ مي‌برند چراغاني‌ات كنند تا كاج جشنهاي زمستاني‌ات كنند پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهاي تار» تنها به اين بهانه كه باراني‌ات كنند يوسف! به اين رها شدن از چاه دل مبند اين بار مي‌برند كه زنداني‌ات كنند اي گل گمان مكن به شب جشن مي‌روي شايد به خاك مرده‌اي ارزاني‌ات كنند يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست از نقطه‌اي بترس كه شيطاني‌ات كنند آب طلب نكرده هميشه مراد نيست گاهي بهانه‌اي است كه قرباني‌ات كنند[گل] به امید سحر....

وحید زایری

سلام دوست من شعر زیبایی بود . موفق باشید .[گل]

سیاوش

سپیده شکفت و سحر بر دمید روان تازه کن به عشق و امید ز خدمت سر افراز شو ای جوان به صبح صفا پرور پادگان .................................... این صدام رفتنیست .................................. باید صبر کرد و دید چه اتفاقی می افتد ............................................ آپم[گل]