بلند ترین نقطه شهر....

....وقتی داری از بلند ترین نقطه شهر پایین میایی نمیدونی چی در انتظارته...

اصلا نمی دونی باید منتظر باشی......یا منتظرت هستن.....

تمام لذت ها یا تمام ...........اصلا حد وسط نداره.....یا همه یا هیچ.....نمیشه تعادل رو برقرار کرد.....

از اون چیزایی که بلدی.....و فقط فکر میکنی که بلدی....تا حقیقت.......حقیقتی که وجود داره و تو باید تصمیمت رو بگیری....

...."آدما وقتی گریه میکنن که میخوان محکم تر بشن...یا محکمتر باشن...یا ...نمیدونم...ولش کن.........آدما وقتی گریه میکنن که باید گریه کنن...البته فقط آدما"

می دونی....وقتی....اون بالایی....خیلی خوش میگذره.....ولی وقتی میایی پایین نمیدونی چی در انتظارته.....هیشکی نمیتونه پیش بینی کنه......

...."دست در حلقه آن زلف دو تا نتوان کرد....."

..........."دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد......"

...................."دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد......"

/ 8 نظر / 17 بازدید
فرشته

سلام وبلک خوبی دارین دوست دارم به دیدن من هم بیایین

ماهی تنگ بلور

قوی که نمیشی،فقط یه کم اروم میشی بعدم......چه دیار اسرار آمیزیه دیار اشک.....

ماهی تنگ بلور

من دارم تحقیق میکنم تو سایز قطرات اشک تو شب و روز اگه چیزی در موردشون تو ارتفاع فهمیدی هم بهم بگو[نیشخند]

سهیل اجتهادی

سلام اسماعيل خان خيلي مخلصيم ببخشيد نبودم هميشه حضورت باعث دلگرميه ممنون دوست من

اردیبهشت

آدمات وقتی گریه می کنن که ظرفیت احساسشون رو دیگه ندارن

مستانه

سلام...عکسسسسسسسسسس جدید مبارکه و قشنگه...دلم طبیعت خواست..

علی سلیمی

[گل]سلام چقدر قشنگ ما رو هم اینجور جاهای میبری؟ گریه کن گریه قشنگه

وحید زایری

سلام داش اسمال ! خیلی کریم !![نیشخند] مردم معمولا از پایین به بالا میرن و پیشرفت می کنن . چشم انداز پایین معلومه . قله ها و ارتفاعاته که در دید ما نیست . با یه شعر به روزم ![گل]