گذر از کجا.........تا کجا

در دوستی ها همیشه احساسی به وجود میاد که شاید اسم خاصی نداشته باشه....ولی به نوعی میشه بهش گفت اعتماد......تلفیقی ماهرانه و هارمونیک از آرامش ،احساس و کمی هم عشق....

مثل قهوه اسپرسو  که یک قرن پیش توی کافه های ایتالیا بود و حالا روی میز کافی شاپ های تهرونه.....

/ 5 نظر / 17 بازدید
علی سلیمی

کمی هم عشق چرا کمی؟ سعی کن زیادش کنی داداش[گل]

دریا

خلاصه بهارى ديگر بى حضور تو از راه مى‏رسد، ... و آن‏چه كه زيبا نيست زندگى نيست روزگار است، گُل نيلوفر مردابه اين جهانيم و به نيلوفر بودن خود شادمانيم، سقفى دارد شادكامى كف ناكامى ناپديد است. هر رودخانه‏اى به درياچه خود فرو مى‏ريزد به حسرت زنده رود زنده نمى‏شود رود نمى‏شود آب را تا كرد و به رودخانه ديگرى ريخت به رود بودن خود شادمان مى‏توان بود. بهار، بهار است، و بر سرِ سبز كردن شاخه‏ها نيست برف، برف است، هواى شكستن شاخه‏هاى درخت را ندارد برگ را، به تمنا، نمى‏شود از ريزش باز داشت با فصل‏هاى سال همسفر شو، سقفى دارد بهار كف يخبندان‏ها ناپديد است دستى براى نوازش و زانوئى براى رسيدن اگر مانده است با خود مهربان باش، اگرچه تو نيز دروغى مى‏گوئى گاهى مثل من دروغت را چون قندى در دهان گسم آب مى‏كنم با خود مهربان باش. نبودم اگر نبودى، سقف دارد راستى كف ناراستى ناپديد است، اى ماه شقه شقه صبور باش! چه‏ها كه نديده‏ئى چه‏ها كه نخواهى شنيد ما التيام زخم‏هاى تو را بر سينه مجروحت باز مى‏شناسيم ماه لكه لكه! مثل حبابى بر دريا بدرخش و با آسمان خالى خود شادما

مثل حبابی بردریابدرخش وبرآسمان خالی خود شادمان باش[گل] این شعر از استاد شمس لنگرودی بنام بهارانه این شعررو کامل نوشته بودم وتقدیم کردم به همه خوبانی که دیگر در کنارمون نیستن ...نمیدونم چرانصفه ثبت شده بود !

(m.j)

آخ, ایتالیا گفتی و کردی کبابم[اوه][رویا]

negin

این اسپرسوئه؟[متفکر]