لمپنیسم

لمپن پرولتاریا یا همون لمپن  اولین بار توسط کارل مارکس و انگلس مطرح میشه و به عبارتی به خرده طبقه ای از جامعه گفته میشه که از راههای خلاف قانون یا اقتصاد زیرزمینی امرار معاش میکنن و وابسطه به طبقه حاکم و  اشراف هستند و از همه مهمتر مارکس اونها رو ضد انقلاب میدونه...یعنی کسانی که قدرت حاکم رو حفظ خواهند کرد(نمی دونم چرا یاد شعبون استخونی افتادم....!)

لمپن ها در کشور ما همیشه بودن ولی چیزی که تو ذهن اکثر ما هست کلاه مخملی ها و کت شلوار مشکی پوشهایی هستند که با دستمال یزدی و سبیل و یقه باز پیراهن میشه تصویرشون رو در سینمای دهه چهل دید.

به شخصه اصلا علاقه ای به اون فرهنگ لوطی گری  و مستی و راستی و جاهل بازی ندارم و فکر میکنم که دردی که از ما دوا نمیکنه هیچ...برعکس خودش یک درد بزرگه...!

نمیدونم چرا اکثر دانشجویان و فارغ التحصیلان سینما و تاتر بعد از مدتی به شدت علاقه مند به این فرهنگ لمپنی و جاهل بازی میشن...؟

عشقشون میشه کلاه شاپو و دستمال یزدی و لاتی حرف زدن..؟؟

یعنی بعد از این جاهلین...هیچ حرکت فرهنگی دلچسبی تو این مملکت نشده که هنوزم اونا قهرمانای ما هستن...؟؟

این لاتی حرف زدن و جملات رو بالا و پایین حرف زدن(ریدیف...زت زیاد...کرتم به مولا...سام و علیکم...مخلص شوما...و...) هنوزم طرفدار داره و مردم رو به خنده و سرخوشی میاره..؟؟

البته چیزایی هم اضافه شده....(حاجی....سید.....و ...)تکه کلامهایی که وارد گروه بزرگ سیاسی این مملکت یعنی بسیج شده...!!

هنرمندان مشهوری هم(دقت بفرمایید..مشهور) مثل "مسعود کیمیایی" و سیروس الوند و غیره در عرصه سینما حسابی به این جریان کمک کردن....اصلا فکر کنید بهترین نقشهایی که از هنرپیشه های بزرگ و مشهور کشورمون سراق دارید چه نقشهایی بودن....بیشتر زمانی بودن که در نقش لمپن ها و جاهل ها حاضر شدن.

فکر میکنم طرفداران این خرده فرهنگ ته دلشون جاهل ها رو قبول دارن...لذت میبرن از بی قیدی و آسمون جل بودن.

شاید عده ای ساده بودن و تشریفاتی نبودن این افراد رو دلیل دوست داشتن بدونن...!!

پ ن:البته من از دیدگاه کسی صحبت میکنم که به شدت مخالف این جریانه شاید کسانی که موافق باشن نظرات جالبی داشته باشن

/ 7 نظر / 22 بازدید
نهال

اشاره تون به شعبون استخونی چقدر به جا و مرتبط بود !!!!! بقول وبر تیپ ایدآل لمپن در مفهوم مارکسی. !!! من فکر می کنم در کشور ما ، در سینمای دهه چهل ، یا در شکل های احیا شده مفهوم لمپن در معنای همون کلاه مخملی ها ، کسی به وجه سیاسی و اجتماعی ای که در آثار مارکس و انگلس به اون اشاره شده توجهی نداره. خود من تا سال دوم دانشگاه نمی دونستم این مفهوم اولین بار توسط مارکس و انگلس به کار برده شده اونهم با این تعریف ، همیشه فکر می کردم لمپن ها یعنی قشری از مردم کم سواد متعلق به محلات پایین شهر با نوع کلام و مرام و معرفت خودشون. چیزی که یاد گرفته بودیم از لوتی ، قیصر بود و ملک مطیعی ... کسانی که شاید بی منطق و قلدرانه عمل می کنن اما در عین حال به حد وحشتناک و حتی افراطی ای به یک سری اصول اخلاقی پایبند هستن. فکر می کنم توی ایران هنوز هم که هنوزه روی این وجه از لوطی مسلک ها تاکید بشه نه مثلا روی رفتار پارازیتی شون یا خدمتی که درواقع به حفظ وضع موجود می کنن

نهال

در مورد اصطلاحات هم ، جالبه که شما هم مثل اکثر آقایون هم کلاس یا هم رشته من ، دقیق هستید به این نکاتی که من معمولا به ذهنم نمی رسه تحلیلشون کنم. شاید چون فکر می کنم مشکلات بزرگتر هستن ، شاید هم چون خیلی ساده ، عقلم به این چیزها نمی رسه. راستش در نظر من این اصطلاحات فقط جالب هستن. مثلا واژه دمت گرم ، لاتی و لمپنی هست ، اما من دوستش دارم. یه جوری قشنگ و گرمه. حتی اگر محترمانه نباشه. این واژه ها شاید در نظر خیلی ها ، فقط یک نوع بیان راحت باشه. توی محاورات ما خیلی عبارات هست که مال لمپن های هم نیست اما قشنگ نیست ، حتی بی ادبانه هم هست اما اکثریت آدما دست کم در محافل خصوصی با اون ها لب مطلب رو ادا می کنن و راحت هستن: مثل ( ببخشید ) گند زد به کاسه کوزه مون و عبارت زشت تری که در افواه رایجه. این حرف کاملا زشت و بد آهنگه اما بابه چون گاهی اوقات آدما عبارت بهتری برای بیان سریع حق مطلب پیدا نمی کنن

نهال

خلاصه اینکه فکر نکنم این عادات نشونه ای برای علاقه به لمپنیسم باشه. به نظر من که این طور نیست. اگثر کسانی که از چنین اصطلاحاتی بین خودشون استفاده می کنن در محافل رسمی سعی می کنن مبادی ( مبالی ظاهرا درست تره ! پدرم گفت چرا اما یادم رفت !!! ) آداب باشن. بابت پرحرفی عذر می خوام و موفق باشید

مریم

ظبیهتا آدما سمت چیزایی جدب می شن که یا می تونن بفهمن، باهاش همذات پنداری کنن یا بالاخره یه جوری باهاش ارتباط بر قرار کنن. اینکه چرا بعضی از نویسنده ها، کارگردانها، بازیگرها و مردم به این ادبیات گرایش دارن هم چیری جز این نیست. شوما اعصاب موبارکو خط خطی نکن داش من! کرتم به مولا! [زبان]

درياي شرقي

پيراهن آبيم را پوشيده ام به ياد آسماني كه رنگش رااز ياد برده ام.....زيباست خيلي زيباو دردناك....چه بسرمون آوردن ....چي بسرمون اومده كه رنگ آسمون رو از ياد برديم[گل]

خردبان

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی.. مانند همیشه با شما موافقم. تورو خدا به اون فیلم(...) اخراجی ها دقت کنید. یا همین تصویر که گذارده اید که چندی پیش از تلوزیون پخش میشد و.. و..شوربختانه حالا حالاها انگار که این نهضت ادامه دارد!! البته جهالت بی اندازه ملت را هم نباید نادیده گرفت. ماشا الله بیشتر از این کشش ندارند. امیدشون به خدا..

اسحق فتحی

درود بر اسماعیل عزیز ... خوبی رفیق؟ در مورد مطلبت در شکل سیاسی این نوع تیپ ها در جامعه موافقم اما این فرهنگ در اصل خود به سیاست ربطی ندارد بلکه در دوه ای از آن استفاده های سیاسی شده که البته در دوره سابق اگر شعبان اسخوانی نامی بود تعداداشان خیلی نبود و نمی توان تمام مردم کوچه و بازار را نوچه های امثال او دانست کاراکترهای فیلم فارسی های دوره پهلوی مانند قیصر و سید مرتضی نمونه هایی از این گروه دوم هستند که نه سیاسی بودند و نه مذهبی بلکه فقط آدمهایی بودند که در فرهنگ کوچه رشد یافته بودند و البته نمونه های غیر ایرانی این شخصیتها هم در خارج کشور کم نیست در کاراکتر مارلون براندو در فیلم بار انداز همین خصوصیات رو شاهد هستیم به عقیده من همواره در کوچه و بازار نوع فرهنگ گفتگو و محاوره با ادبیات رسمی و نوشتاری متفاوت بوده و بخاطر ویژگی های گفتاری و چند وجهی بودن معنای لغات برای بسیاری جذاب و دوست داشتنی است اما مطمئن باشید نمونه های حکومتی در هیچ دوره ای نماینده این فرهنگ خاص نبوده و نیستند کما اینکه میبینیم لمپن های مذهبی در کشور خودمان با همان ادبیاتی که بهش اشاره کردید که با افزودن واژهایی مثل سید و حاجی