در حضور این روزها

شهریور طولانی....

کدوم شاعر میتونه شعری بگه در حضور این روزهای بی سرانجام.

چه نغمه ای رو میشه ساز کرد برای این همه ظلم.

روز اول فروردین هم منتظر بهار خواهیم بود....

 

پ ن:

 عمری دگر بباید بعد از وفات ما را

                                                     کین عمر طی نمودیم اندر امیدواری

/ 6 نظر / 16 بازدید
دریای شرقی

خدایا، ایستاده مردن را نصیبم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته ام...بیاد گلهای پرپر میهن[گل]

سهراب

سلام...برادر عزیزم.... میبینم سیستم رو عوض کردی...مبارکا باشد.... اسماعیل عزیز...شهریرور که ماه قشنگیه...دوسش دارم...بوی مهر ماه و پاییز میده...بوی شروع دوباره...خط کشی دفتر های نو...بوی خاص کتاب های کلاس بالاتر...اشیتاق اینکه فلان درسمون امسال چی داره....کلا فاز میده.... به زندگی خودت بچسب...از جوونی خودت لذت ببر...فکر کنم زیادی داری خودت رو درگیر مسائل اطراف میکنی .... با آرزوی لبخند برای تمام دوستان خوبم.....[لبخند]

نرده ها

سلام. سلانه سلانه باید شهریورانه باید که بگذری تا نگذرد ایام خیابان پر امید که در امتداد روزهای بی آفتاب به مهر متمایل است.. مهرت مدام.

وحید زایری

سلام اسماعيل جان خوشحالم باز توفيق شد مهمان وبلاگ خوبت شدم . من هم حال و هواي تو را دارم . چندان اميدوار هم نيستم چون مشكلات جامعه را در بي فرهنگي مردم مي بينم كه حل شدن آن به اين راحتي و سرعت نيست . قالب نو مبارك ...[گل]

اسحق فتحي

ظلم...؟ ميگن حضرت محمد گفته الملك يبقا مع الكفر و لا يبقا مع الظلم ...پس ظلمي نيست و الا باقي نميموند اين دستمال بازي عمله و عكره فسق و فجور ...آقا مملكت رو امام زمان و نايبش هدايت ميكنند از كدام ظلم حرف ميزنيد شما ....؟ اگه منظورتون اين 3000 ميليارده كه ...! كم لطفي ميفرمائيد رفيق

محسن اصفهانی

خیلی بی رمق شدیم. خییییییییییییییلی!! امشب داشتم با عکسای دوره ی ژوراسیکمون کلی خاطره به آب میزدم ... جات خالی؛ ولی خیلی سوت و کوره خیییییییییییلی. نه ما اینجور بودیم، نه دنیامون. چی شد اسماعیل، چی شد؟!