با صدای بی صدا.....

یه چیزایی توی دلته...ولی نمی تونی بگی.....یه دردهایی داری ...ولی مال خودته....خود،خود، خودت....باید تحملش کنی و حرفی نزنی.....

مبادا به کسی بر بخوره.....

نمی گم....آره اصلا نمی فهمی چی میگم...تو به اندازه خودت میفهمی...ماهم به اندازه خودمون........

نه این جوری هم نمی شه.....یه دردهایی هست....یه ناراحتی هایی......

تو دل من....تو دل خیلی ها......آره ....این دل منه.....دل....دل......

تو هم شریکی......تو همه این دردها.....تو هم علتی.....تو.....علت خیلی از اینها.... 

بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ

گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی بازآ

پ ن:وقتی هیچ عشقی در کار نیست.....بهتر می تونی حرفات رو بزنی....

پ ن:خدا در مورد من چی فکر میکنی.....واقعا....چی فکر میکنی...!

 

پ ن: الله اکبر......

 

 

/ 6 نظر / 11 بازدید
(m.j)

واما عشق...[گل]

وحید زایری

ای یار دلم ز عشق تو شعله ور است این دیده ز اشک هجر تو تر است خواهم بنشانم شرر سینه به اشک لیکن شرر اشک , ز دل بیشتر است ممنون از اظهار لطف شما .[گل] با یک مطلب در مورد بزکشی به روزم !

مینا(دست نوشته های خیال)

1- چند تا پست آخر رو نتونستم نظر بذارم . قسمت نظرات تا دیشب باز نمیشد !!! الان درست شد . 2 - این پست من رو یاد بوف کور هدایت انداخت . چند روز قبل هم یک قسمتیش رو گذاشتم تو وبلاگم . یه چیزهایی رو به هیچ کس نمیشه گفت . به هیچ کس . اوناست که آدم رو اذیت میکنه . پ. ن : هیچی . احتمالا فکر میکنه یه کم ناراحتی . پ.ن : اینو واسه امشب نوشتی که قراره ... یا همین طوری ؟

علی سلیمی

سلام چطوری رفیق؟ بابا بی خیال اصلا خدا در باره تو فکری نمیکنه.[نیشخند] آخه در مورد تو مطمئنه یعنی مطمئنه که تو خوبی[ماچ]

ماهی تنگ بلور

[ناراحت]lمگه میشه حرف نزنی؟اگه یه دوست خوب باشه که گوش کنه حرف زدن بهترین دمونه