ای میهن ، ای انبوه اندوهان دیرین !

امشب همه غم های عالم را خبر کن !
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن !
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین !
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین !
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین !
ای میهن، ای داد !
از آشیانت بوی خون می آورد باد !
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است !
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد ؟
ای میهن، ای غم !
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم !
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق ؟
مرغی که می خواند
مرغی که می خواست
پرواز باشد …
ای میهن، ای پیر
بالنده ی افتاده، آزاد زمین گیر !
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها .
ای میهن ! در اینجا سینه ی من چون تو زخمی است ...
در اینجا، دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد ،
دمادم، دمادم ...

 

 این شعر زیبا از استاد هوشنگ ابتهاج است که استاد عزیز پرویز مشکاتیان تصنیف زیبایی از این شعر یاخته اند و  در آلبوم سرو آزاد با صدای خودشان و سه تار دلنشینی که مینوازند اجرا شده است.بعد ها در کنسرت بزرگ گروه عارف که پس از سالیان درازی دوباره گرد هم آمدند این تصنیف ریبا با صدای شهرام ناظری و در اجرای دو سال بعد با صدای حمید رضا نوربخش اجرا شد که بنده افنخار حضور در هر دو کنسرت را داشتم...اجرای ایشان با ارکستر بزرگ بسیار  زیبا و حماسی بود ولی شنیدن آن با صدای سه تار استاد و نوای خودشان هم خالی از لطف نیست.یک توضیح دیگر اینکه در اصل شعر به جای واژه میهن واژه جنگل بوده است که استاد پرویز مشکاتیان بسیار هوشمندانه و به جا واژه میهن را در تصنیفشان جایگزین جنگل کرده اند که این کار حتما با مشورت و هماهنگی استاد هوشنگ ابتهاج انجام گرفته است.

 

بشنوید:

 

http://www.mediafire.com/?zmttzzfjjyf

/ 4 نظر / 238 بازدید
دریا

بدنبال خبری که خوندم از دانشجوهای بی گناه کوی دانشگاه ...وقتی خوندم خون از گلوی مرغ عاشق؟ به یاد شعری از سهراب افتادم شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده می کنم تنها از جاده عبور دور ماندند ز من آدمها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا به دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است هر دم این بانگ برآرم از دل وای این شب چه قدر تاریک است خنده ای کو که به دل انگیزم ؟ قطره ای کو که به دریا ریزم ؟ صخره ای کو که بدان آویزم ؟ مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل غم من لیک غمی غمناک است [گل]تقدیم به شهیدان وطن وممنون از انتخابهای زیبا وبجاتون

لبخندایرانی

سلام به شما دوست خوبم ازطرف:مديريت لبخند ايراني دوست عزيزم در پي همكاري گذشته شما با اين وبلاگ از شما در خواست مي شود به عنوان مهمان ويژه در ويژه نامه يادبودعزيزان از دست رفته ي سانحه ي سقوط هواپيماي توپولف در قزوين شركت نماييد. حضور شما گرمابخش اين محفل است.باتشكر(hu) وعده ي ما10صبح به وقت تهران

........

دوست عزیز در کمال تعجب امروز در گوگل می دانید چه کلمه ای فیلتر شده؟ وطن.... آری وطنم را می خواهند فیلتر کنند.........این بی وطنان غریبه اولین سرود ملی‌ ایران، ساختهٔ اهنگساز فرانسوی، Alfred Jean Baptiste Lemaire که برای اولین بار با اجرای ارکستر ملل، به رهبری پیمان سلطانی در ایران به روی صحنه رفت. شعر آن سرودهٔ بیژن ترقی‌ می‌باشد. را با صدای زیبای خانم دریا دادور تقدیم می کنم به شما و بینندگان وبلاگتاننام جاوید وطن صبح امید وطن جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان وطن ای هستی من شور و سرمستی من جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان بشنو سوز سخنم که همآواز تو منم همه جان و تنم وطنم، وطنم، وطنم، وطنم بشنو سوز سخنم که نوا گر این چمنم همه جان و تنم وطنم، وطنم، وطنم، وطنم همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان همه شاد و خوش و نغمه زنان ز صلابت ایران جوان ز صلابت ایران جوان ز صلابت ایران جوان http://www.daryadadvar.com/Darya-Video/2009/Vatanam-Iran-National-Anthem-Song-Mp3.html

مانوئل

سلام. دستتان درد نکند بابت ثبت این شعر زیبا در بلاگتان. من همین اواخر از سپیده رئیس ساداد شنیدم که خیلی ازش لذت بردم. متاسفانه لینکی که اینجا داده‌اید از کار افتاده. ممنون http://www.youtube.com/watch?v=NXAXTTZJLXE