گوش کن چی میگم....گوش کن...!!

بعضی از دوستان و آشنایان و غریبه ها  و ....هستن که وقتی باهاشون حرف میزنی  انگار داری یاسین گوش........میخونی...!

اصلا گوش نمیده تو چی میگی...فقط میخواد حرف خودش رو بزنه...؟بیشتر دوست داره تو بحثی که میکنه خودش رو برتر و شاید هم پیروز و ... نشون بده....اصلا نتیجه و ثمره بحث براش مهم نیست....؟؟ صد تا حرف حساب میزنی...یک نا حساب....همه رو بی خیال میشه...میره میچسبه به اون اشتباهه...ای بابا....با یه این جور آدمی چه کنیم...؟دو تا رمان خونده شده فیلسوف....! دوتا فیلم دیده شده مفسر...و ....

چرا روشنفکر بازی اینقدر مد شده....؟چه لذتی بهشون دست میده وقتی ادای یکی رو در میارن که اصلا نیستن...؟

چرا یک نفر باید فکر کنه که هرچی خودش میگه درسته.....خودش داره زندگی میکنه...بقیه دارن جون میکنن....؟؟!...به خدا از سر دلسوزی میگم...!!

تعریف و تمجید بیش از حد طرف از خودش...در ضمیر نا خودآگاهش....یا تعریف بیش از حد دیگران....یا.....یا شایدم نیاز فرد به تایید مکرر.....

خلاصه خیلی بده که قبل از شروع هر بحثی مطمئن باشیم که حق با ماست....میتونیم در زمان بحث این فرضیه رو آزمایش کنیم....لبخند

/ 11 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

این پست رو جدا از ته دل من نوشتی . شما گفتی بعضیها ولی من می گم در نهایت تاسف اکثر مردم همین طورن که شما گفتی . حرف زدن باهاشون درست مثل آب تو هاون کوبیدنه . کلی حرف میزنی و فکت درد میگیره و آخر سر هم طرف هیچی نفهمیده و سر حرف خودشه . اصلا انگاری به حرف آدم گوش نداده . شاید دلیلش اینه که ایرانیها همه خودشون رو همه چی دان می دونن و کمتر کسی رو میشه پیدا کرد که تو بحث قبول کنه اشتباه کرده .

مینا

این که طرف میچسبه به اون اشتباهه رو هم بارها تجربه کردم . کسانی که حرفی برای گفتن ندارن و جوابی برای حرف حساب آدم ندارن با این کار میخوان اوضاع رو به نفع خودشون تغییر بدن . روشنفکری که شده یه جور تشخص . همه ادعاش رو میکنن . و هیچی زشت تر از آدمهای تازه به دوران رسیده ای نیست که ادای روشنفکری و آدمهای باشعور رو در میارن . ظاهرا هم یکی از نشانه های تشخص خوندن شاملو و هدایته . حالا طرف نمیدونه شاملو زن بوده یا مرد ولی ادعا میکنه که حافظ کل اشعار شاملو شده . [لبخند]

سیاوش

امروز به غصه’ دلم گوش می کنی فردا چو قصه مرا فراموش می کنی[ناراحت] بعضی ها هم اینجورین منم آپم سر بزن استاد

عیسی

فلسفه شان این است که می دانم که نمی دانی و از این رو می خواهند انسان را از جهالت آزاد کنند و معمولن همه انچه را می دانند می گویند نه انچه را که نیاز است.و بر همین اساس در بحث از موضوعی وارد و مدام شاخه شاخه می پرند درکت می کنم.

اردیبهشت

متأسفانه خیلی ها این ویژگی رو دارن . من کسی رو می شناسم که وقتی دارم باهاش صحبت می کنم ، اصلاً به من اجازه و فرصت ِ صحبت نمی ده . اصلاً حرفش رو قطع نمی کنه که نوبت به من هم برسه چه برسه به اینکه حق اظهار نظر هم داشته باشم ! آدم دلش می خواد دستش رو بذاره روی شونه ی طرف ، محکم تکونش بده و بگه " یک دقیقه وایسا و نفسی تازه کن. بابا ! بذار ما هم حرف بزنیم"

(m.j)

ما که دوست داریم استاد اذاشم در نمیاریم اما خوب چیکار کنیم ذاتا روشنفکریم دیگه به زون داداچ[نیشخند]

کاغذ A4

خب لابد دوست داره اینجوری باشه یا از ادا در آوردن خوشش میاد ... چرا نداره!!!

مهناز

تا حالا فکر کردی چقدر از این خصوصیات در خودت وجود داره؟؟؟!؟!؟!؟

دنیا

فکر کن در زمانی که تو داری تمام سعی ات رو می کنی که اون گوش کنه اونم داره تمام سعی اش رو می کنه که تو گوش کنی ... میدونی آخرش چی میشه ؟ یه عالم حرف زدید اما هر دو حس میکنید حرفاتونو طرف مقابل نشنیده اگه گوش کردن رو تمرین کنیم در واقع گوش کردن رو یاد دادیم

احسان

مرتیکه اومل . تو که بلد نیستی سیگار بکشی بجای کافه شوکا هم میری قهوه خونه سر خیابون سعدی چای قند پهلو میخوری بیخود میکنی در مورد روشنفکری اضهار نظر میکنی ! لر رو چه به این حرفا