اوایل ترم.

یک وقتایی هست که دلت برای چیزایی تنگ میشه که ....

که اصلا فکرش رو هم نمیکردی

وقتی که از راه پله دانشگاه میرفتی بالا...میرسیدی به درب کلاس و می دیدی نوشته:

"کلاس اقتصاد بخش عمومی 2" استاد .... امروز برگزار نمی گردد.

با یک سر خوشی خاصی با بچه ها میرفتی تو غذاخوری  خلوت دانشکده و حرف میزدیم...بحث می کردیم.....

 چای...دود سیگار.....کافی میکس....موسیقی که موبایل پخش میکرد..بی خیال آینده....

و خنده هایی از ته دل

/ 7 نظر / 9 بازدید
م مثل ميترا

سلام يه وقتايي دلت براي چيزايي تنگ ميشه كه خيلي دورند و دسترسي بهشون ناممكن

ماهی تنگ بلور

فک کنم حال و هوای اسفند ماهه،اسفند شبیه تونل زمان میمونه[رویا]

نیما

یه وقتایی هست که دل ات برای خیلی چیزا تنگ می شه . . .

خردبان

درود بر اسماعیل نازنین. خیام فرمود: از دی که گذشت هرچه گویی خوش نیست خوش باش و مگو ز دی که امروز خوش است. با کلامی از رهی معیری ،و بیاد استاد بنان در خدمتم. خرد نگهدارتان

نهال

من هنوز دلم برای همه چیز ، همه چیز دانشگاه تنگ می شه. خیلی زیاد... هیچوقت باورم نمی شد روزی برسه که دوران دانشجوییه منم به گذشته بپیونده. اما رسید...

فرشته

برایت یه بغل گندم دلی خشنود از مردم برایت چشمه آبی کنارش عمر خضرایی برایت یک بغل مریم که مست از می شوی هر دم برایت قدرت آرش که دشمن را زند آتش برایت سفره ای ساده حلال وپا وآماده برایت هر چه خوبی هست صمیمانه دعا کردم. سلام مهربون.به روزم ومنتظر حضورت.باشد که بارور شود اندیشه

مخصوصا اگه کلاس 8 صبح باشه![نیشخند] اونم زمستووووووووووون! این نیز بگذرد مرد جوان![لبخند]