وقتی فرصتی پیدا میکنی.....!!

همیشه ذهن ما درگیر سئوالات و مجهولاتی است که تو زندگی باهاش سروکار داریم...تا وقتی که به اونها جواب ندادیم...برامون شگفت انگیز هستن و چه بسا که بهشون احترام هم بگذاریم....ولی وقتی به جواب میرسیم دیگه برامون اون جذابیت و اقتدار سابق رو نداشته باشن.....!!

خیلی ها میگن فلاسفه خیلی از آموزه های دینی رو قبول ندارن....حتی بعضی ها خدا رو.....چرا؟

من فکر میکنم به دلیل اینکه به سئوالهایی که برای خیلی از ما بی جواب هستن..جرات پاسخ دادن پیدا کردن و جواب دادن...درست با غلطش به خودشون مربوطه...ولی اینکه جواب دادن...خیلی چیزا رو براشون تغییر میده....

ما در زندگیمون باخیلی مجهول ها رو به رو میشیم.....بعضی ها روکشف میکنیم...بعضی ها رودیگران کشف میکنن.....ولی بعضی ها رو حق نداریم کشف کنیم....ممنوع الورود هستیم.....

مثلا چرا دروغ گویی بده.....! این رو راحت میشه به نتیجه رسد و نظرات رو با هم جمع کرد و به اجماع رسید.....ولی در مقابل سئوالی مثل (دیه زن) یا مثلا (فلسفه غزاداری در محرم) و .....

وقتی به اینجا میرسیم....(نظرشخصی بنده است) مدام سعی میشه در پرده ای از شگفتی و رازو رمز...که نهایتا به واژه"حکمت خداوندی" ختم میشه.....یعتی خود قانونگذار و راوی و ناصح هم بر اون امر محیط نیست و غرق در شگفتی و تحیر و ...است...و مات و مبهوت موضوع.....و سعی میکنه در نهایت ما رو هم مات کنه...تا قبول کنیم.....!!

سخته...واقعا حرف زدین در این زمینه ها برای همهمون سخت شده....ما عادت داشتیم که با این شگفتی ها زندگی کنیم...."عجایب جهان....دیو....جن و پری....افسانه...هفت خوان....سیمرغ.....ضحاک.....و ....."

بازم میشه حقیقت رو در پشت این شگفتی پنهان کرد..و یا از دسترسی به اون باز موند.؟....افسانه ها زیبا هستند.....برای بهتر زندگی کردن.......ولی سئوالهای بی جواب رو تا چند نسل میشه تحمل کرد......بازم میشه قبولشون کرد و نیازهای جامعه رو باهاش بر طرف کرد......

شب اول ماه رمضون-کلکچال- ساعت 3:00 بامداد

/ 9 نظر / 2 بازدید
سهراب

سلام . خیلی سوال ها بی جواب موندن چون جرات پرداختن به اونها رو نداشتیم یا اینکه حس و حالش نبوده! احتمالا جمله هایی مثل ول کن بابا حال داری و این سوال ها چیه میپرسی و تو هم بیکاری ها زیاد به گوشت خورده .[متفکر] خیلی ها دوست ندارن به سرنوشت امثال صادق هدایت گرفتار بشن. باور کن!

طلوع

ما با این سوالهای بی جواب بزرگ شدیم گاهی هم که سوالی می پرسیدیم یا می گفتن بزرگ میشی می فهمی که بعضی جاهاش حق داشتن و بعضی وقت ها هم واسه خودشون سوال بی جواب بود یا می گفتن استغفرالله این چه حرفیه بچه. و داستان ادامه پیدا کرد از دبستان تا دانشگاه ولی اینبار عوض چه حرفیه و استغفرالله ستاره و محرومیت از تحصیل نسیبمون شد. الانم موندیم با حجمی از سوالای بی جواب بچه هامون که باید یا بگیم بزرگ می شی می فهمی یا بگیم استغفرالله. من به شخصه تو برزخی از این سوالا غوطه می خورم گرچه بالاخره دارم راهمو و جوابای برخی از کوچکترین سوالهامو پیدا می کنم.امیدوارم جواب من به بچه ام با جواب بزرگترام به بچگی های من متفاوت باشه.

مینا

از بچگی سعی شده که بهمون یاد بدن که بعضی چیزها رو باید بدون دلیل قبول کرد چون دلیلیش رو بشر نمیتونه بفهمه و اساسا فکر کردن و سوال کردن در مورد بعضی چیزها از جمله مسائل اعتقادی چه بسا که جرم هم داشه باشه . اگر که مسئله ای کاملا درست باشه پس چه اشکال داره در موردش سوال بشه و اگر نمیشه سوال کرد حتما نادرسته و یا قدرت دفاع از اون مسئله نیست . چرا حکمت خداوند همیشه بر حماقت انسانها استواره و اینکه نباید شک کرد و سوال کرد .

مینا

زنان نیمی از جامعه هستن که تاثیر بسیاری هم در جامعه دارند وقتی که زنان را ضعیف کنند و حقشان رو ندهند و در نادانی نگه دارند قطعا این زنان فرزندانی همچون خود تربیت میکنند و این به نفع کسانی است که میخواهند از حماقت مردم استفاده کنند . در طول تاریخ ایران همیشه سعی بر عقب نگه داشتن و در خانه نگه داشتن زنان شده و با استفاده از دین و مذهب بر حماقت آنها افزوده شده . چون به این وسیله بر حماقت جامعه افزوده میشود و این زن خواسته یا ناخواسته به فرزندش یا میدهد آنچه را از مادرش آموخته . یعنی پذیرش بعضی چیزها بدون فکر .

سحر.ق

من که ترجیح میدم به جای دروغ و اراجیف شنیدن بهم بگن نمیدونیم...کلا ماها باگفتن این عبارت (نمیدونم) مشکل داریم واسه همین وقتی بچه بودم و میپرسیدم که خدا چه شکلیه؟یا اینکه دست داره یا نه؟بزرگترا یا میگفتن بزرگ میشی میفهمی،یا خوب نیست در مورد خدا زیاد سوال کنی،یا...خلاصه یکی نبود بگه من نمیدونم،شاید اونوقت خودم راحت تر به جواب هام میرسیدم. تو دبیرستان هم که یه سوال شده بود نقطه ضعف معلم های دینی "اگه آدم و حوا اولین انسانهایی بودن که خدا آفرید،پس قضیه تکامل داروین چی میشه؟"[نیشخند]

ماهی تنگ بلور

من به خیلاشون جواب دادم و واسه همین خیلیاشون واسم مهم نیستن دیگه[خنثی]خرافات درست کردن کردن یه جای ملت بابا[اوغ]برو حالتو ببر ماه رمضون مال ....دهن منو باز نکن بچه[زبان][بغل][ماچ]

دریا(دریای شرقی)

میگم عجب جای باصفایی واسه راز نیاز پیدا کردید ،نصف شب ،کلکچال[چشمک]با این همه صفا دیگه وقته فکر کردن هم میمونه؟ یک وقتایی به یک جاهایی میشه رسید ولی باید به نشانه هایی که توراهت هست بیشتر دقت کنی....

وحید زایری

سلام دوست من در افسانه زیستن لذت بسیار داره ولی در آگاهی به سر بردن لذتی داره که از اون خیلی بیشتره . همین که خدا به ما فهم و شعور و کنجکاوی داده نشون میده علم و آگاهی مطلوب خداست . اگه کسی از مسیر فلسفه به خدا برسه اون قدر براش شیرینه که قابل وصف نیست . چون میدونه پاش رو جای محکمی میذاره . کلا فلسفه انسان رو به خدا نمی رسونه . همون طور که دونستن پزشکی آدم رو سالم نمی کنه . همه ی اینها ابزار کارند و هدف نیستند . چه زیادند دکترهای سیگاری و معتاد و مریض . البته فلاسفه ی خدادوست و خداپرست کم نیستند . ضمنا دو سه تا غلط املایی داری که باید ویرایش بشه ![خرخون]

اردیبهشت

شدیداً به حال و هوی توی اون عکس غبطه خوردم