آماده برای ....آخرش

فکر کنم در مورد چیزایی که داریم باید یه کم دست و دل باز تر باشیم.....

مثلا همین ماشینی که سوارش میشی....ممکنه  مثلا دزدیده بشه......یا ازدست بدیش......چمیدونم ...موقعیت کاری...تحصیلی...و ....

اگه یک کم دست و دل باز تر باشیم سختی هجران کم و کمتر میشه....

خوبه در حالی که مالک هستیم هر چند وقت بک بار ببینیم در صورت مالک نبودن زندگی چه شکلیه ..!!

یک کم که ابعادش رو وسیع تر کنیم میتونیم به تمام دارایی های منقول و غیر منقولمون هم این حس رو داشته باشیم.....یادمه در بحران های مالی خیلی از مدیران و سرمایه دارن کشوری مثل ژاپن بعد از ورشکستگی شرکتشون اقدام به "خودکشی"(هارا گیری) میکردن....خب درسته که شاید این کار در فرهنگشون معانی دیگری هم داشته باشه....ولی زیاد خوب نیست که برای از دست دادن مالکیت این قدر هیجانی عمل کنیم....حالا این مالکیت چه مادی باشه چه معنوی و احساسی...مثل اعضای خانواده ،همسر ، دوست و .....

همیشه بدست آوردن شیرین و دلچسبه و از دست دادن سخت و ناگوار.....پس تا میتونیم باید ناگواری رو کم و کمتر کنیم....این به نفع همه هست.

یک نک نوازی سه تار از استاد جلیل شهناز پیدا کردم که به صورت خصوصی ضبط شده...بسیار زیبا و لطیف مینوازند ایشون....وقتی اولین بار این قطعه رو شنیدم...نمی تونم بگم چه حسی داشتم....

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
 به غیر از زهر شیرینت نخوانم
تو زهری ؛ زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی ؛ که شور هستی از توست
شراب ِ جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو ؛ غم از تو ؛ مستی از توست
بسی گفتند دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم : 
که او زهر است اما ... نوشداروست
چه غم دارم که این زهر تب آلود
تنم را در جدایی می گدازد
از آن شادم که در هنگامه ی درد
غمی شیرین دلم را می نوازد
اگر مرگم به نامردی نگیرد
مرا مهر تو در دل جاودانی ست
وگر عمرم به ناکامی سر آید
تو را دارم که مرگم زندگانی ست

فریدون مشیری

 بشنوید:

http://www.4shared.com/file/149668019/2e2648cd/Shahnaz__Setar_Dashti_.html

پ ن:این موسیقی رو تقدیم میکنم به پدرم که  آخرین نوروزش سه سال پیش بود

/ 10 نظر / 3 بازدید
سیاوش

خدا بیامرزش آقا رو.....[گل]

لولی بربت زن

سلام خدا پدرت رو رحمت کنه.

سحر

درود...کاش می شد به این رهایی رسید و وابستگیا رو کم کرد...کاش می شد...ولی نمی شه...مثل مرگ می مونه ...این که نبودن کسی رو تحمل کنی که همه ی زندگیته...نمی تونم تصورش کنم...اگر چه چند بار تجربه اش کردم...و چه تلخه... زیستن بسان درختی آزاد و رها...این است رویای ما...

(m.j)

به به حالی بردیم[گل]

آواز بی صدا

آره،قبول دارم،منم خیلی وقته دارم تمرین می کنم که برای از دست دادن چیزایی که دست خودم نیست غصه نخورم،یعنی دارم رو سیستم حذف و اضافه تمرین می کنم،به همین خاطر هست که می گن به اشیاء(منظور همون مفاهیم زندگی)دل ببندید نه به اشخاص( منظوراملاک و عزیزان) خدا رحمتشون کنه،این ی غم مشترکه[لبخند]

مینا

روحشان شاد . [گل] شما و خانواده تان همیشه سالم و سلامت باشید .

دریا

خدارحمتشون کنه رو حشان شاد[گل] هر آنچیز که نپاید دلبستگی را نشاید... بله باید قدر داشته هامون رو بدنیم تا افسوس نداشتن رو نخوریم ولی آدمهای دوست داشتنی رو اگه از دست بدیم هیچ وقت نمیتونیم اینطوری راجع بهشون صحبت کنیم چون همیشه خاطرات تلخ وشیرین برامون زنده است خاطرات زیبا هیچوقت از ذهن پاک نمیشه فقط میشه صبور بود... ممنون از این موسیقی زیبا[لبخند]

اردیبهشت

مرحوم مشیری و عاشقانه هاش ... بسیار زیباست . خدا رو شکر ، به نظر می رسه روزهای شاد و خوشی رو سپری می کنید و حالتون خیلی خوبه !

علی سلیمی

[گل]روحش شاد چقدر شعر قشنگی بود خیلی حال کردم ممنون

خیلی جالب بود. موضوعی بود که همیشه ذهنمو مشغول می کرد.. باز هم از مطالب تازتون ممنون...