دیوار زندان مرداب میریزه....

......این شب یلدا که صد سال طول کشید

روی هر چهره نقاب غم کشید

میره و آفتاب مهر سر میزنه

به همه دوباره لبخند میزنه

موج خسته باز به ساحل میرسه

دست بارون به تن دشت میرسه

دیوار زندان مرداب میریزه

رودخونه میره به دریا میریزه

روی دشت پل میزنه رنگین کمون

بلبل ها رها میشن تو آسمون

صدای خنده میاد تو کوچمون

پس کی پس........

بشنوید: wen then از آلبوم جدید گروه کیوسک(نتیجه مذاکرات)

 

http://sv2.musicroz.net/archive/90/Azar/15/Natijeh%20e%20Mozakerat%20%28Outcome%20of%20Negotiations%29/10%20-%20When%20Then.mp3

 

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
ا.زند

با سلام.دوست عزیزم از مطالبتون تشکر میکنم اما اشتباهاتتون در مطلب مربوط به سرنای استاد مرادی واقعا جای تاسف داره.استاد شامیرزا مرادی متولد "دورود" در استان لرستان بودند...از کودکی کمانچه مینواخت سپس به سرنا روی اورد... ادبیات مورد استفاده هم... مثل: واقعا بسیار جالب بود....!!!!!

م مثل میترا

سلام دوست جان امید که بلبلان رهاشوند دراین آسمان بی پرنده و لبها گشاده شوند به خنده های حقیقی امید !

مینا

یعنی این یلدا بد بود یا خوب ؟؟!!!

ماهی

امیدوارم این همه تلخی هجر به شیرینی وصالش بیارزه

اسحق فتحي

درود بر اسماعيل عزيز... شعر چند مشكل وزني و قافيه اي داره البته در شعرهايي كه ترانه ميشن معمولا" اينجور موارد بچشم ميخوره اما به هر حال يك ايراد ادبي ه كه به شعر وارده.... برقرار باشي رفيق