من و تو.....

من و تو یکیدهان‌ایم
که با همهآوازش
به زیباترسرودیخواناست.

من و تو یکیدیدگان‌ایم


که دنیا را هردَم

در منظر ِخویش
تازه‌ترمی‌سازد.
نفرتی
از هرآن‌چه باز ِماندارد
از هرآن‌چه محصور ِمانکند


از هرآن‌چه واداردِمان

که به دنبال بنگریم،ــ
دستی
که خطی گستاخ به باطلمی‌کشد.

من و تو یکیشوریم
از هر شعله‌ئیبرتر،
که هیچ‌گاه شکست را بر ما چیره‌گینیست
چرا که ازعشق
روئینه‌تن‌ایم.

و پرستوئی که درسرْپناه ِ ما آشیان کردهاست
با آمدشدنیشتاب‌ناک
خانهرا

از خدائیگم‌شده

لب‌ریزمی‌کند.

 

                                                  23دی 1341

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پلاگر

سلام. اگه دوست داري بدون محدوديت براي خودت گالري عکس شخصي داشته باشي بيا توي www.plogger.ir عضو شو!

دفتر به مقابل و قلم در دستم/در نیمه شبی خیال او میبستم/گفتم که خدا کجاست؟در گوش دلم/آهسته کسی گفت:من اینجا هستم... از متن و عکس زیباتون ممنون... پیک...

مرا تو بی سببی نیستی.به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل؟ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه ی تاریک؟کلام از نگاه تو شکل می بندد.خوشا نظربازیا که تو آغاز می کنی! منم این شعر شاملو رو دوست دارم...

مینا

انسان دشواری وظیفه است .

مینا

کوه با نخستین سنگها آغاز میشود و انسان با نخستین درد . در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمیکرد- من با نخستین نگاه تو آغاز شدم . [لبخند] من عاشق این شعرم .

محسن اصفهانی

خدای گمشده ... گمشده نام خدا بین های و هوی باد هر یک از کیسه ی او میدرد خیلی زیاد یادته استاد؟!

مرسی از متن زیباتون...

مرسی از متن زیباتون...

زندگی را دور بزن و آنگاه که بر تارک بلندترین قله ها رسیدی لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پاهایت را خراشیدند... پیک

دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه, هرچی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه و اگه یه روز رفتی جای پاهات برای همیشه باقی می مونه...