شهر به شهر و کو به کو

می شه فقط خودت باشی و خودت.......همه چیز طبیعی......اون طوری که خدا اولین بار تصورش رو داشت.....

 

شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم

خانه به خانه در به در جستمت و نیافتم

آه که تار و پود آن رفت به باد عاشقی

جامه تقویی که من در همه عمر بافتم

بر دل من زبس که جا تنگ شد از جدائیت

بی تو به دست خویشتن سینهٔ خود شکافتم

از تف آتش غمم صدره اگر چه تافتی

آینه‌سان به هیچ سو رو ز تو برنتافتم

یک ره از او نشد مرا کار دل حزین روا

هاتف اگرچه عمرها در ره او شتافتم

بشنوید: تصنیف شهر به شهر ..با صدای همایون شجریان عزیز-آهنگساز علی قمصری-شعر از هاتف اصفهانی

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://ali1989.persiangig.com/audio/far30online%D8%AA%D8%B5%D9%86%DB%8C%D9%81%20%D8%B4%D9%87%D8%B1%20%D8%A8%D9%87%20%D8%B4%D9%87%D8%B1.wma

 

 

پ ن:به شدت دوست دارم برم تور کویر.......

/ 16 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

بسیار با احساس و محسوس بود . من خیلی وقته دوست دارم برم یه جایی که خودم باشم و خودم . ولی جنگل رو ترجیح میدم . خودم و سازم . [گل]

علی سلیمی

سلام چقدر قشنگ گفتی که صدای سکوت را بشنوی حال کردم با این مطلبت اگه پیدا کردی به بروبچس بگو بریم اونجا رو قاطی پاطیش کنیم و بیاییم.[نیشخند]

negin

یادم نمیاد هیچ وقت دلم خواسته باشه یکی برای همیشه به زندگیم سنجاق باشه یا من به زندگی اون... ای بابا زندگیه داریم؟

یکی که اینجا رو دوست داره...

سلام یه مدتی هست که حال و هوای ختصی پیدا کرده وبلاگت[چشمک]

ستاره

چند وقته حال و هوای مشترک بیدا کردیم دوست جان![خجالت]

چکاوک

سلام...منم می خوام برم کویر...تو کویر از همه جای دنیا تنهاتری و این تنهایی اخر عشق.... و من چقدر به این تنهایی مجتاجم...

سحر

[گل]

نرده ها

نشست شعر و داستان خواني شنبه ها ساعت 17:30 لغايت 19:30 ستارخان خ حبيب الهي نرسيده به 4 راه خارك پلاك 259 طبقه سوم دفتر شورا ياري