سالهای آغازین

شاید در سالهای آغازین زندگی باشیم.....!

هر روز شاید در روزهای آغازین باشیم.

آنچه که مسلم است این روزگار را هیچوقت پایانی نیست...این زندگی جاودان ادامه خواهد داشت...در طلوعی دیگر.... قالبی دیگر.....افقی دیگر....و شاید در بلادی دیگر.

چیزی که از روح خداوند در تو دمیده شده یعنی.....تا ابد هستی.

پس نباید به فکر تمام شدن بود و رها شدن از بدبختی و ناراحتی وفقر و رنج و هر چیزی که گرفتارش هستی....!!

باید تغییر داد....طراحی کرد و فرصت را از دست نداد....باید این حرکت و این روند را هدایت کنی...هدایت کنی به سمتی که میخواهی...به سمتی که گمان کنی بهتری....که فقط فکر کنی که بهتری...که فقط فکر کنی که بهتری.

              آبشار دوقلو-دربند

 

پ ن:هوا پر است از بوی اردیبهشت....پر است از بهار

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
نیما

خوش به حال ات: اردیبهشت تهران دنیایی داره برای خودش. اگه گذرت به سعدآباد افتاد سلام من رو بهش برسون. این روزها احتیاج دارم یکی سلام منو به تجریش برسونه؛ این روزها احتیاج دارم این طور که تو نوشتی فکر کنم.

اسحق فتحی

درود بر اسماعیل عزیز... حرف کاملا" درستی است متاسفانه به تنبلی عادت کرده ایم و کار گروهی را بلد نیستیم مگر آنکه یکی را مقدسش کنیم و همه چشم و گوش بسته اطاعتش کنیم....تندرست باشی رفیق

نرده ها

به به آبشار دوقلو... دلمون تنگ شد. جوون بودیم پا داشتیم جون داشتیم حوصله داشتیم پایه داشتیم.... می رفتیم

فریبا

با سلام اتفاقی اومدم به این وبلاگ خیلی زیبا نوشتید خیلی خوب