صحنه پیوسته به جاست...

از پله های مترو که اومدم بالا هوای خنک و پر دود بیرون خورد به صورتم..

 یه نوازنده دوره گرد تو مسیرم هست که سنتور میزنه...کاملا بی احساس...

چقدر از زندگی رو خودمون ساختیم و چقدر از  اون رو دیگران به ما دادن.....

هیچ کس یک نوازنده دوره گرد رو ایستاده تشویق نمیکنه.....همون طور که اون هیچوقت از ته دلش از کسی تشکر نمیکنه....

هر چی فاصله بین ماها بیشتر میشه...فاصله بین نقشهایی که داریم بازی میکنیم....کمتر میشه....

 

پ ن: خیلی ناعادلانست اگر قرار باشه فقط یک بار زندگی کنیم... 

 

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خروس

یک بار که خوبه . هیچ بار خیلی ناعادلانست.

لولی بربت زن

آه باران ای امید جان بیداران بر پلیدیها که عمریست در گرداب آن غرقیم آیا چیره خواهی شد... آه باران

به نظر من یه بارش هم زیاده[نیشخند]

حامد حسینی

درود خدایگان بر تو خیلی سهم ما از زندگی کمه ! اسم فامیل خانواده شهر استعداد و ... خیلی چیز های دیگه رو بهمون دادن اسماعیل جان ! ما در جیز هایی که از خودمون باقی می ذاریم زندگی می کنیم ! این عقیده ی منه من بار تمام اجداد و نیاکانم رو حس می کنم ! اون ها از من خواسته دارن وجودشون در منه یه شاعر با شعر هایی که گفته زنده ست مثل حکیم فردوسی نمیرم از این پس که من زنده ام .... یه پیشنهاد کتاب گزارش به خاک یونان از نیکوس کازنتزاکیس رو بخون ، با ترجمه ی دکتر صالح حسینی ... زندگیت عوض میشه[گل]

اردیبهشت

بهت اطمینان می دم که ما فقط یکبار زندگی می کنیم. و این رو هم می گم که هر کسی روش زندگیش رو خودش انتاب می کنه یا حداقلدر انتخابش سهیم بوده. خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم توی راه زندگی بقیه دخالت نکنم.

ماهی تنگ بلور

احساس؟برای کسی که اونجا سنتور میزنه مطمئن باش چیزی باقی نمونده چه برسه به احساس[ناراحت] تناسخ؟نه حوصلشو ندارم,میخوام برم همین الانم

دریای شرقی

بعضی وقتا آدم بجایی میرسه که دیگه هیچی واسش لذت بخش نیست...زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست....

نهال

هر جمله مطلبتون یه داستان جداست. نمی دونم چه کامنتی بذارم.

سیاوش

[چشمک]برای خیلیامون یک بار زندگی هم زیاده

m.j

استاد بیخیال همین یک بار هم زیاده[ناراحت]