اکبر اکسیر

 شعر به معنایی عبارت است از واداشتن زبان به گفتن چیزهایی که عادت به گفتن آن ها ندارد(آدونیس)

چند شب پیش در برنامه دو قدم مانده به صبح با اکبر اکسیر آشنا شدم....تا قبل از آن نمیشناختمش...آدم جالبی به نظر میرسید با لهجه شیرین آذری...خلاصه مصاحبه خوبی بود و کلی چیز یاد گرفتم...در مورد سبک جدیدی که این شاعر تحصیل کرده(لیسانس ادبیات) به نام" فرانو" چیزایی شنیدم که برام جالب بود...برای شما هم مینویسم تا بدونم نظرتون چیه...؟

یک جمله خوب هم گفت:

"اگر از اقتصاد ما نفت رو بگیرین  و  از شعر ما واژه عشق رو  از بین میروند"

اکبر اکسیر در 14اسفند1332 در آستارا به دنیا آمد و در رشته ادبیات تحصیل کرده و دبیر بازنشته ادبیات است.

 اکبر اکسیر در باره شعر فرا نو میگوید: "فرانو" نامی است بر نوعی از شعر امروز که از دهه‌ی 80 با اولین کتابم به نام «بفرمایید بنشینید صندلی عزیز» به جامعه‌ی ادبی پیشنهاد شده است.

«فرانو» سبک و مکتبی درشعر نیست؛ درواقع، سبک با توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی و در گذر زمان می‌توانداتفاق بیافتد؛ هرچند «فرانو» از این دایره بیرون نیست؛ اما من آن را به عنوان سبکنمی‌دانم.

اکسیر میگوید: شعر فارسی بعد از چندین دهه درسال‌های دهه‌ی 70 به شگفتی خاصی می‌رسد که مؤلفه‌های شعر امروز جهان را در خوددارد. شعر در آن دهه دارای مؤلفه‌هایی چون چندصدایی، تکثر، جزیی‌نگری و عینیت است وبه اعتقاد من، این دهه، دهه‌ی ملی شعر فارسی است و از آن به عنوان پایان سلطه‌ی شعرفاخر معاصر می‌توان یاد کرد و من که در این دهه تمام جریان‌های ادبی را زیر نظرداشتم، همواره علاقه‌مند بودم نوعی شعر اتفاق بیافتد که در سبد مطالعه روزانه‌یمردم باشد؛ از این‌رو با الهام از برخی آموزه‌های شعر دهه‌ی 70، در پی طرح‌ریزی شعرمطلوب خویش بوده‌ام و این‌گونه «فرانو» اتفاق می‌افتد.

شعر «فرانو» حیات خود را بر پایه‌ی مؤلفه‌های شعر دهه‌ی 70 و انقلاب ادبی نیما دردهه‌ی 80 آغاز می‌کند. «فرانو» شعری ملموس، کوتاه، جزیی‌نگر، به زبان مردم و باطنزی نهان است که همواره پایانی ناگهانی دارد.

وجه تمایز «فرانو» با دیگر اتفاق‌های شعری را در نگاه‌های مضمونی این شعر بهموضوعات زیست‌محیطی، میراث ‌فرهنگی، مسائل انسانی و مواردی از این دست میتوان دید و در عین حال، «فرانو» از ابتذال در شعر فارسی پرهیز دارد و از سویی، سعی می‌کندبا روال‌شکنی خاص در زبان، از ظرفیت‌های مکانیکی زبان برای طرح و تبیین مفهومیانسانی کمک بگیرد.

تعدادی از شعرهای فرانو آقای اکسیر را از کتاب دوم ایشان"زنبورهای عسل دیابت گرفته اند"و چند شعر دیگر را براتون گلچین کردم

 

بهزیستی نوشته بود:

شیر مادر، مهر مادر، جانشین ندارد

 شیرمادر نخورده، مهر مادرپرداخت شد

 پدر یک گاو خرید

و من بزرگ شدم

 اما هیچکس حقیقت مرا، نشناخت

 جز معلمعزیز ریاضی‌ام

 که همیشه می‌گفت: 

 گوساله، بتمرگ

****** 
مثل روزنامه‌ها، اول همه را سر کار می‌گذارند
بعد آگهی استخدام می‌زنند
بچه‌های وظیفه، یا شاعر شده‌اند یا خواننده!
خدا را شکر در خانه ما، کسی بیکار نیست
یکی فرم پر می‌کند، یکی احکام می‌خواند
یکی به سرعت پیر می‌شود
و آن یکی مدام نق می‌زند:
مرده‌شور ریختت را ببرد
چرا از خرمشهر، سالم برگشتی؟!

***************

وای که من چقدر دلم می خواهد هدایت بشوم!

افسوس که روستای مان

لوله کشی گاز نشده است!

راستی سگ ولگرد،هدایت را گاز گرفت

یا هدایت.....

*********

پدر مخالف رژیم بود

نه از فشار می ترسید نه از چربی

................

.شیرخشک،ملی شد

از آن روز به بعد

پدر،رژیم را رعایت کرد

رژیم ،پدر را

به گزارش پزشکی قانونی

بر اثر این تصادف 28 نفر مرداد!

******************  

اعتراف

ـ الو!

من اچبر اچسیر هستم فرزند مرحوم نغی اچسیر

اهل آستارا، 52 ساله، با لهجه‌ی قلیظ تورکی

سوگند می‌خورم زمین ثابت است، خورشید متحرک

و اقرار می‌کنم سردبیر راست می‌گوید من شاعر نیستم گاوم

و قبول می‌کنم فرانو شعر نیست لطیفه و متلک روشنفکرانه است

ـ بیب بیب بیب بیب.....

آی... گالیلئو گالیله کجایی؟

جیوردانو برونو رو کشتن!

پ.ن.: مجموعه شعر زنبورهای عسل دیابت گرفته‌اند که معرف حضور هست؟

پ.ن.: سلام!

 ****************

شیر مادر، بوی ادکلن می‌داد
دست پدر، بوی عرق
(گفتمبچه‌ام نمی‌فهمم)
نان، بوی نفت می‌داد
زندگی، بوی گند
(گفتم جوانمنمی‌فهمم)
حالا که بازنشسته‌ شده‌ام
هر چیز، بوی هر چیز می‌دهد، بدهد
فقطپارک، بوی گورستان
و شانه تخم مرغ، بوی کتاب ندهد!

/ 14 نظر / 93 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دریا

شعر حقیقی، شعری است كه وجهی از حقیقت را در اكنون تاریخی سرایش خود آشكار می سازد؛ اكنونی كه با حمل گذشته، آینده را نیز در ضمن خود دارد.درواقع آنچه كه در شعر حقیقی و اصیل اتفاق می افتد همانا انكشاف برخی وجوه مستور و ناگفته حقیقت است.حقیقتی كه در ذات خود مخفی است و با ظهور بر شاعر به جهان آشكارگی راه میابد. هایدگر(مارتین هایدگر از معروفترین فیلسوفان قرن بیستم) نسبت میان شاعری و حقیقت را این گونه تفسیر می كند: «شاعری نوعی پی افكنی حقیقت است با واژه و در واژه» . شعر از آن رو كه با حقیقت نسبت دارد و درواقع مجلای ظهور آن است، با تفكر . و شعر سرودن به نظر این حقیر:درواقع القای کلامی است که به راحتی نمیتوان بیان کرد ولی بردل ظهور میابدو یا از خاطربر ذهن ناخودآگاه آمده وبرزبان جاری می شود نه وادار کردن زبان .... ببخشید زیاد شد ممنون از مطالب جالب و جدید.

(m.j)

به به زیبا بود[گل]

عیسی

"اگر از اقتصاد ما نفت رو بگیرین و از شعر ما واژه عشق رو از بین میروند" جالب بود ولی جای کار زیاد دارد یه چیزی شبیه ورود موسیقی رپ به ایران بود. اون موقع هم کسی می گفت اگر از از ترانه های ما این ضمیر مفرد مونث رو بگیرید چیزی برایش باقی نمی ماند.

عیسی

راستی اگه از اقتصاد ما نفت رو بگیرند از بین می رود؟

دریا

آخه کسی به اجبار دنبال شعر یاد گرفتن نمیره !یک علاقه خاصی میخواد،اونجایی که نوشتم از خاطر برذهن ناخود آگاه نقش میبنده ،منظورم همون حفظیات قبلی آدمی که شعری رو شنیده ولی حالا در یک موقعیت خاص در ذهنش نقش میبنده ...

سحر

واي ...من عاشق شعراش شدم... مرسي كه اينا رو اينجا گذاشتي...عالي بودن...[گل]

سیاوش

خیلی اشعار زیبایی داشت قالب نو هم مبارک

ندا

سلام ... از شعرهای آقای اکسیر خوشم اومد ، بعضی از واقعیات زندگی امروز ما آنقدر تلخ هستند که زبان طنز بهترین روش برای بیان آنهاست ...

ساجده جبارپورماسوله

استادم گفت شعرهای اکسیر وبخون شبیه او ن شعر میگی اما اینجا دیدم شعرهای اکسیر خیلی فرق داره کلی خنده درد روی لبم نشست دو دلم میخواهی یکی را به تو قرض دهم از بیدلی درآیی ××××××××× چشمم به عشق تو آب نمیخورد فقط اشک بالا میاورد به من سر بزنید کاش وبلاگی داشتند تا باهاشون ارتباط پیدا میکردم