نوشیدنی خنک....

دیداری بعد از شش سال......برای خدا حافظی...

بعد از یک ساعت فقط دوتا لیوان خالی لیموناد بود و یک بطریه نصفه آب معدنی.....

.......میخوام دفعه بعد که ازت خبر رسید تو  راه اومدن باشی.....

خداحافظ.......صدای دور شدن قدمهاش توی شلوغی میدون ونک هم شنیده میشد....

 

پ ن:و باز هم زندگی...........همه چیز در حال تغییره.....

پ ن:...دارم سعی میکنم نقش خودمو...اون طور که میخوام بازی کنم.....متاسفم

/ 6 نظر / 5 بازدید
علی سلیمی

سلام هی میگم قرار داری هی تو میگی نه. دیدی حسم بهم دروغ نمیگه. بابا یه بار هم با ما قرار بزار رفیق.[گل][ماچ]

نگین

از این دیدارها که هم سلام اند هم خداحافظی؟

سحر.ق

بهترین چیز این زندگی شاید همین متغیر بودنش باشه،تازه اگه با سرعت بیشتری هم تغییر کنه من راضی ترم ،ای روزا هیچ چیز سر جاش نیست.

ماهی تنگ بلور

[ناراحت]اونم نعمتی بودا،جای شکر داره،به ما که لیوانشم نرسید[خنثی]