...و میخواست همین را بگوید....

پ ن:

تمام این شعر که سه واژه ازش را بیشتر نسروده ام

....قبل از این نسروده ام...

می خواهد بگوید که هوا برای زندگی کافی نیست

.....و نور نیز لازم

و این میرساند که اگر رسانا باشد شعر...آنکه می سراید می تواند مرده باشد...

...و میتواند کور ،کامل

و این میرساند که آنکه میرساند عاشق است که کور می تواند باشد...و مرده

پس هوا را از او بگیر...خنده ات را نه

هوا را از او بگیر...گریه ات را نه

که موی گندیده به چشم نامده ات هم ، مازاد بر مصرف من است

من همان هشتاد برگ برجسته یک خطم.....

و تو زیبا نفس ناسلامت منی اکنون

اصلا تو خورشیدی.......

از این شعر تکراری تر ممکن است؟

اصلا تو شراره ای.......نه.....همان خورشیدی که پشت ابر نمانده و نمی مانی و نخواهی ماند و نمانی خواه....

سی ها سال می گذرد که بتوانم تشدید بر سلامتم بگذارم....اگر تو بخواهی...

و تو.......آی......تو.....

ناسلامت کرده مرا و سلامت میکنم.....

هوا را از من بگیر......خنده ات رانه

هوا را ....فضا را از من بگیر.....

حظ ها را از من بگیر......خنده ات رانه.....

 

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

شعر مال خودته؟ خیلی دوسش داشتم....

دریای شرقی

سایه هستم ....اما حقیقت دارم اگر بخاطرهم عاشقانه برخیزیم نمی رسیم بجایی که اشتباه کنیم شاعره بنفشه[گل] زیبابود ...سپاس

پس عکسای افغانستان کوووووو؟ !!![سوال]

بهداد

خنده ات را... هر جور دلت می خواهد...!

آواز بی صدا

و همینطور شعر بسیار زیبا

به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود نیارزد آنکه دلی را ز خود بیازاری....!

نرده ها

سلام. تشدید بر سلامتش بگذارد نامجو الهی. هرچه زودتر. که حیف است این بطری خلاقیت بیشتر از این دود شود و حیف.

نرده ها

دعای خیر بود برای نامجو. و این پامچال ها که تو برف می خندند. گل خوبیه پامچال.

لیلا

خیلی برا جالب بود بهار نزدیکه.... نور و هوای پاک سالم وقوی به زودی می رسد بهار نزدیکه