نغمه توست بزن آنچه که ما زنده بدانیم...

چقدر سخته که سازت رو بفروشی.....هیچوقت از این کار احساس خوبی نداشتم...حتی وقتی که ساز بهتری گرفتم....هفته پیش مجبور شدم یکی از سنتور هام رو بفروشم....برای تامین بودجه ساز جدیدی که گرفته بودم....گرچه سنتور جدید خوش صدا تر و خوش نوا تره....ولی خاطرات و اجراهای زیادی با ساز قبلیم داشتم...

مرداد ماه 1388در بدترین شرایط ممکن و در سکوتی که همه جا رو فرا گرفته بود روی صحنه بودیم و نواختیم...

ساز قبلی رفت و جز یک صدای ضبط شده چیزی ازش نمیمونه...حالا منم یک ساز جدید و دنیایی از نواها که منتظرن...منتظرن تا مضراب به سیم بخوره و به پرواز در بیان....

به یاد سالهای 77 تا 79 بودم...شور بی پایانی برای نواختن داشتیم...همه اعضای گروه....هفته ای چندین و چند تمرین....

دوتا سنتور در اون سالها داشتم...یکشون الان در اهوازه و یکی دیگشون در امریکا...

امیدوارم این سازها هرکجا که باشن هیچوقت خاک نخورن...و همیشه نغمه پردازی کن

کاش میشد همه این سازها رو یک جا جمع کرد.....

 

بزن آن پرده اگر چند تو را سیم از این ساز گسسته

بزن بر این زخمه اگر چند در این کاسه تنبور نماندست صدایی

بزن این زخمه بر آن سنگ بر آن چوب

بر آن عشق که شاید بردم راه به جایی

پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن نزن

لانه جغد نگر کاسه آن بربط ساقی ز خموشی

نغمه سرکن که جهان تشنه آواز تو بینم

چشمم آن روز مبیناد که خاموش در اینم ساز تو بینم

نغمه توست بزن آنچه که ما زنده بدانیم

اگر این پرده برافتد من و تو نیز نمانیم

اگر چند بمانیم و بگوئیم همانیم

 

/ 5 نظر / 8 بازدید
مهـــــــــــــــربان

اون سازها با نواختن شما اون قدر با ارزش هستند چون نغمه های ماندگاری بر جا گذاشت ................. امیدوارم جای خوبی باشه منم اگر چه مثل شما هنرمند نیستم اما وسایل نقاشی ام را خیلی دوست دارم مثل اینکه دوست دارند روی بوم باشند

مینا

دقیقا حست رو درک میکنم. من هم یه ساز داشتم که چون یه کم اشکال داشت فروختم و یه بهترش رو گرفتم ولی هنوز هم پشیمونم که فروختمش. باید با همون اشکال نگهش میداشتم . آدم یه وابستگی عجیبی به سازش پیدا میکنه که این حس رو فقط کسی میبفهمه که عاشق ساز باشه . وقتی بگم دلم برای سازم تنگ میشه بعضیها بهم میگن دیوونه هستم !!!!!!! امیدوارم که با این سازهای جدید هم اجرا داشته باشی و هر روز بهتر از دیروز بنوازی دوست هنرمندم [لبخند][گل]

سهراب

خواستم بگم ادم حتی به اجسام بی روح هم وابسته میشه بعد فکر کردم ساز یک جسم بدون روح نیست...ولی آدم با چیزی که با اون راهی رو شروع کرده انس میگیره...اوها شریک خاطرات ما هستند...میفهمم... امیدوارم دوستی که بیمار شده هر چی زودتر بهتر بشه...صادقانه دعا میکنم....

مستانه

ساز جدیدت مبارک...کاش میشد نمیفروختیش....

شاهده

سروده ی خیلی زیبایی بود!